محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

نه دیگه این واسه ما دل نمیشه

هر کسی تعریف متفاوتی از درد داره واسه یکی درد یعنی یک پیام اعصبی واسه یکی درد یعنی ناراحتی واسه یکی درد یعنی بی دوستی و بی کسی واسه یکی ديگه درد یعنی اخه کی افطار میشه » برای یکی یعنی چرا اين گوشی شارژ نميشه واسه یکی ديگه درد یعنی چرا شبا خوابم نمیبره !؟
 
 
 
#بی_خوابی
 
ساعت 3 هنو زور میزنم تا شاید برادر مرگ بیاد سراغم :/
سلام به قشنگترین بهانه ای من   اخرین روز اذر وشب یلداست امشب به نیت  اون روزا زدم فالی برات  حافظ هم مثل همون روزا مژده رسیدن داد مژده ای دل که مسیحا نفسی میاد زانفاس خوشش بوی کسی میاد  چقد دلم واسه اين شعر تنگ شده (واسه سفرهای که ديگه نمیریم.               عکس های که قسمت نميشه که بگیریم          واسه هر یقینی که تاوانش شک نیست              واسه خاطرهای که مشترک نیست                     واسه وقتی که هر دو بی اعتباریم           تماشاچی غیر
دلم واسه دانشگاه و قرارا و جلساتی که با استاد داشتم تنگ شده
واسه حس مفید بودنی که بهم میداد
واسه تعریف تمجیدایی که ازم میکرد
واسه زندگی سگی تو خوابگاه
واسه همش تو جاده بودن و یه جا بند نبودن
حتی واسه حسایی که تو کلاسای ترم یک داشتم و چه گهی که خوردمام
واسه امتحانای پایان ترم
واسه تحمل زورکی کلاسای بعدظهر
حتی واسه شهر دانشگاهی!
دلم تنگ شده
چه روزایی بود
امروز آخرین روز از برج زیبایم، آبان ماه بود
و من در سگ اخلاق ترین حالت ممکن خودم بودم
پاچه‌ی همه‌رو از دم گرفتم
حوصله‌ی خودمم نداشتم
نمیدونم چرا
واسه اينکه آخر آبان شده یا شایدم تو دوره باشم
ولی نه، دوره که نميشه. اصن در توانم نیست
ولی حالم خوب نیست
دلم پر میکشه واسه اينکه یه بار ديگه ببینمش
اينم که شد دیالوگ فیلم
ولی به هرحال
من حالم بده
خوب نیستم
دلم تنگ شده
تنگ میشه
واسه آبان
واسه زندگیم
واسه ماه قشنگم
کاش یه جایی داشتم برم یه دل سیر
یه دل
اومدم اون مقدمه‌ای ک واسه پست مشترک سه‌شنبه‌ی مهدوی واسه آخرسال بود رو بنویسم/ولی ظاهرا بشدت مغزم قفل شده و وای و ای داد
کلا قشنگ معلومه ک ديگه اون ارزش سابق رو ندارم و اين خیلی بده.:/
حالا اينکه واسه گناهامه یا مغرور شدم نمیدونم ولی در کل امسال رو کلا همه‌ی مناسبتای مذهبی رو تا اونجا ک یادمه یکی پس از دیگری دارم از دست می‌دم:(
////////////
اگه ی مقدمه‌ واسه پست مشترک سه‌شنبه‌ی مهدوی نوشتید واسه منم بفرستید
دلم با تنهاییاش عجین بود چرا اومدی؟
واسه عاشقی خیلی زود بود چرا اومدی؟
 سکوت شبا واسه من غم نداشت
زدی رنگ غم به شبام چرا اومدی؟
بهت گفته بودم دلم واسه تو میزنه
تو رفتی نگفتی دلم میشکنه؟
از اون روز که رفتی شبام غم داره
چشام صب تا شب واسه تو میباره
نميشه لحظه ای بی عشق تو سرکنم
 چطور بی تو بودن رو باور کنم؟
کسی میشه لایق که عاشق باشه
توکه مرد موندن نبودی چرا اومدی؟
امروز یکی همه ی غلطایی ک کرده بودمو کوبید تو صورتم.^^اومدم اعتراف کنم شاید بار گناهم سبک شهمن.پاک نیستم.هرزه تر از اونیم ک فکرشو کنین.الانم دارم تاوان آه کساییو میدم ک.دلشونو شکستمجیمین شی.منو ببخش.با تو بیشتر از همه بد کردم.کوثر.لیندا.و.خیلیای ديگه.آره خیلیای ديگه.واسه همه ی دروغای کثیفم متاسفم.واسه.قایم شدن پشت نقاب بی گناهی.متاسفم.واسه حماقتام متاسفم.واسه خودخواهیام.نامردیام
شکستینم. شاید شما بد نبودین و مشکل از منه
ولی ديگه نمیخوام ادامه بدم
همه چی مسخره و بی معنی شده
فکر نمیکردم یروز اضافی بشم اينجا
48 ساعت ديگه میرم تا ديگه کسی نباشه دل بشکنه هه
تا حالا کسی اينجوری بهم نگفته بود. شایدم من زیاد احساسیم ولی نمیتونم. دلم از سنگ نیست که
حال خودم خوب نبود ولی میخواستم حال شما رو خوب کنم که گفتین برم
ديگه نه کامنتی واسه کسی میذارم و نه چیزی ازم جایی باقی میمونه
چقدر برنامه داشتم واسه چند روز ديگه. مثلا یه سالگی وبم
خیلی مسائل واسه فکر کردن ، خیلی تصمیمات واسه گرفتن و خیلی کارها واسه انجام دادن دارمباید واسه همشون برنامه ریزی کنم
و اين در حالیه که دیروز با دوستام تفریح بودیم ، امروز در حال جمع آوری وسایل و مرتب کردن اتاق و آماده شدن واسه کلاس های فردا و مهمونی بعد از ظهرشم
فردا الف میاد پیشم.
دیدار دیروز هم باعث شد دلم بیشتر واسه ف تنگ شه.دوستی که دنبالشم.اما حیف که خیلی همديگه رو نمیبینیم
ديگه آدمی هم نیستم که توی مجازی بتونم باهاشون صحبت کنم آنچنان.هیچ
دلم واسه دانشگاه تنگ شده:(
واسه دوستام بجز خانم ز هم :(
دلم واسه درس خوندن واسه کتاب گرفتن از کتابخونه و غرغرام سر پروتز واسه غرغرای نکردم سر رادیو2 تنگ شده
میدونید اگه بعد تعطیلات بریم همش روی دور تندیم بدون هیچ لذتی
من واسه اون توربینی خریده بودم کلی ذوق داشتم خب:(
فکر کنم یه مشکلی تو نوشتم هست هنوز کشفش نکردم متاسفانه. ولی سعی میکنم ادمیزادی تر بنویسم. اينم واسه اين گفتم که خیلیا پستامو نمیخونن یا یه خط ازش میخونن یه چیزی میگن یا هم که از کامنتا یه کامنتی میذارن. البته بعضیام تا تهشو میخونن که مدیونشونم.
 
پ.ن: چند روزه میخوام پست بزارم درگیر یه عکسم فقط:( میخواستم یه عکس قشنگ بگیرم ولی نميشه واسه اون عکس باید تا 20 فروردین صبر کنم. حالا صبرم بکنم ديگه ذوقم میپره. یا باید بیخیال بشم یا یه جور ديگه
امروز واسه امریه رفتیم و ظرفیتشون تکمیل بود، به چند جای ديگه ارجاع دادن الان. و واسه همین کافه نرفتم.
دیشب هم خوابم نبرد و اون 3 ساعت از کف رفت.
صفحه ی 400 طبل حلبی ام و کماکان راضی نیستم ازش. 400 صفحه ی ديگه هم مونده.
واسه فردا برنامه ای ندارم، حتی در اين حد که: "مسواک بزنم، کتابو ادامه بدم" .
الانم میخوام با یه ملاتونین برم به استقبال خواب.
بامداد نوزده تیر، یازده روز مانده به مرداد.
+امروز روم دوم رژیمم بود.
+روغن نارگیل واسه مو فوق‌العااااده اس. یه شی باتر هم واسه قبل حمام میگیرم و البته حیف تمام پولایی که واسه سرم مو داذم! هیچ کدوم به پای روغن نارنگیل نمیرسن، با دو بار زدن موهام خیلییی نرم شده. ماسک موم البته تموم شده که به زودی یه گارنیه میگیرم.+چقدددر حال و هوای عید دارم! البته اينم بگم که امشب  حسابی سرده اما صبحا حس عید دارم!
+ديگه برم یه ویدیو واسه پیجم ادیت کنم. فعلا :)
نمیدونم چرا الکی منتظرم !
منتظر چی هستم یا منتظر کی هستم نمیدونم!
قبل از خواب گوشیمو چک میکنم دوباره به کامنت هام سر میزنم الکی گوشیمو سایلنت میکنم یا از سایلنت درمیارم
آخه که چی؟ مکه قراره چه اتفاقی بیفته؟ چی بشه؟
تموم شدن همه ی اون روزای لذت بخش! من ديگه بزرگ شدم! 
آدمهایی که میتونن توی زندگیم باشن محدود شدن!
عاشق دوستام هستم دوستایی که شاید خیلی دیر ببینمشون. 
اما دور و برم آدمهای مذکری که بتونم دوستشون داشته باشم تقریبا دیده نميشه!
گ
اگه اين کار مزخرف رو تو اين سه ماه و اين گرما تحل میکنم؛ فقط و فقط واسه اين بود یکم پول داشته باشم واسه تولدش یه چی خوب بگیرم.
الان که نیست
ديگه فقط جون کندنه اينجا بودن برام
راستی راستی تموم شد همه چی؟!
چرا من نمیتونم باور کنم
چقد بدم میاد از عنوان نوشتن واسه اينجا
شاید بالاخره بتونی ارور رو رفع کنیولی اينکه ندونی مشکل کجا هست که اين کوفتی بالا نمیاد واااقعا کار سختیه -_-
.
.
اقا اقا اقا
یه دعوای باحال کردیم باهم خوشالم
فک کنم وبلاگم کامل نوسان رو حس میکنه
انی وی
سه تا کار مهم دارم تا آخر تابستون
تایپ انگلیسیم رو قوی کنم
زبان کار کنم واسه تعیین سطح نندازنم سطح پایین
پی اچ پی رو یه جوری تکمیل کنم که تو طول سال بتونم کار گیر بیارم
معدل اين ترمم بیاد بالای 15 :(
اين ربطی به تابستون نداشت، ولی خب
.
.
واسه ترم بعد
دلم تنگ شد واسه قدیما، واسه روزایی که دختر بچه شش ،هفت ساله بودم، واسه کوچه بن بست کنار خونه بابا بزرگ ،واسه شیطنت کردنا و بازی کردنمون.واسه اون حوض مربعی شکل کنار باغچه ،واسه خونه ای که خیلی وقته چراغش خاموشِ
دلم تنگ شد واسه روزای عید که  بی قرار قبلی و دعوت و هماهنگی،همه جمع بودیم خونه بابا بزرگ ،واسه جمعمون که جمع  بود.روزای عید قربان بی اراده ذهنم میره به سال های بچگی و روزای خوب وخوش گذشته .روزایی که بعد فوت بابا بزرگ و مامانبزرگ حکم
تانیا زنگ زده میگه منو بوس نکنیا همه میگن کروناس! بعذم میگه میخوام بیام خونتون ولی الان نميشه بایذ برم کارامو بکنم زشته همه نگام میکنن! یا اينکه عمو حمید برو مسافرت. بابام بهش گفت واست کیک میگیرم گفت نه من با ماشین خودم میام تو با ماشین خودت بیا! گفتم مگه رانندگی بادی گفت اره گفتم خب ببرم دَ دَ اول گفت باشه بعد گفت نه :))) خودت برو
اخه عشق منههههه :****امروز کلی کار کردم و امتحان گرافیک و. و تازه بعدشم عکس واسه محتوای سایت درست کردم که خوب شد اما او
امتحان زبان 
نهایی
واسه سال چهارمی ها
واسه دوازدهمی ها
واسه پیش دانشگاهیها
واسه موش ازمایشگاهی ها
واسه نظام جدیدی ها
واسه سرس اولی ها
 انقدر زیاد
کمرشکن
عصاب خوردکن
و از همه مهمتر
سخترین امتحان تو کل امتحانای من به شخصه تا الان
مدالش تعلق میگیره ب همین زبانی ک حتی جونی نذاشته بتونم شرح بدم اوضاع اسفناک بار امتحان زبان امروز و!
پست بعدی ایشالله!
یه بار ديگه رو اون مبل داغون کنار هم بشینیم تو خیره شی به من. من سعی کنم نادیده بگیرم گرمای شیرینی که بینمونه‌. با هم نورپردازی کنسرتا رو تحلیل کنیم و از نبود امکانات تو دانشگاه غر بزنیم. تو هی نگام کنی من بگم چیه؟ بگی قشنگی. چیه نگات نکنم؟ من بگم نه تو مثل هربار ناراحت شی و روتو برگردونی. بعد نوبت من میشه که دلتنگیمو رفع کنم. چقدر دلم تنگ شده واسه اون روزا. واسه مأمن دستات که یه هزارتوی پر از قصه بود. واسه سونات مهتاب بتهوون.
رفت تا سال ديگه . چقدر دلم تنگ می شه . واسه اين روزا، اين لحظه ها، اين چراغونیا، اين قشنگیا، اين دست زدنا . دلم تنگ می شه برای واسه تو شعر خوندن، واسه تو گریه کردن . دلم تنگ می شه . اونوقت اين دلتنگی ها هم اضافه می شه به دلتنگیام واسه خودت . واسه خودت که رفتی، واسه خودت که عطرت تو اين هوا نیست . هستا، ولی من حسش نمی کنم . من اونقدر پر از عطرای دنیا شدم که عطر تو رو، عطر خدا رو نمی شنوم . خدا کنه تا سال بعد کلی بیشتر از امسال دوستت داشته باشم .
گاهی چقدر کسشر می‌گم. راستش گاهی حتی با خودم می‌گم هایدگرم داره کسشر می‌گه. حتی‌تر اينکه گاهی به نظرم کلا زبان چیز کسشریه و باهاش چیزی غیر از کسشر نميشه منتقل کرد. لغتنامه درونی من با تمام اتباطات بین واژگانیش و گراف‌های معناییش هیچ‌وقت نمی‌تونه با لغتنامه درونی یکی‌ديگه کاملا منطبق باشه و اون همه حرف منو بفهمه. اصلا فارغ از اينکه اون حرف درسته یا غلط، ارزشمنده یا بی‌ارزش. شاید از نظر من گورخر یه خر سیاهه با خطای سفید و واسه یکی ديگه یه
داشتم ویدیو ادیت میکردم واسه پیج کاری اينستاگرامم، ایده های کاریم نوشتم و خلاصه که سرم گرمه به کار.و چقدر دوست دارم اينو :) 
خدایا شکرت.
راستی رفتم باشگاه واسه یونی ، مثل اينکه نميشه پیچوندش اما خبر خوب اینه که خوش میگذره تقریبا . و فعلا :)
بسم الله
 
جمعه شده و یه آهنگ به احترام روزهایی که گرد و غبار روزگار داره کم کم محوشون میکنه.
 
https://soundcloud.com/fereydoun-farrokhzad/fereydon-farokhzad-ba-sedaye
 
با صدای رفتنت ستاره افتاد و مردترس تنهایی اومد همه فکرمو خوردآخه عادتم نبود بتونم تنها باشمطاقت آوردن من کار سختی شد واسممی‌دیدم با رفتنت چشم بارون صفتمواسه یک لحظه شده نمیذاره راحتمدیو تنهایی من عاشق گریه‌هامهدیدنت وقتی بیای کمکی به چشمامهسختی راهو نذار با ادامش واسه منکاری کن فاصله‌ها از میون ما بر
از اون جایی که تراز قلمچی من،روز به روز داره افت میکنه و مامان اينای منم به شدت دارن رو درس خوندن من حساس میشن داره دوره ی تحریمای اينترنتی من شروع میشه از اين به بعد اگه خیلی سعی کنم فقط جمعه ها می تونم بیاام(اونی دیروز بهت نگفتم)
بچه ها دلم خیلی واستون تنگ میشه خیلیییییییی
واسه اونی گلم که واسم عین یه خواهر بزرگتره
واسه شادی که امسال کنکور داره هو سرش از منم شلوغ تره
واسه پیشولی که دونسنگ با نمکمه و هر روز دارم اسمای جدیدشو کشف میکنم
واسه نفس
امشب که تقریبا دو هفته مونده به عروسی، وسط بل بشوی خونه ای که باید مرتب شه لباسی که باید آماده شه و هزار تا هماهنگی که باید انجام شه و همش تمام و کمال به گردن منه، دلم واسه خودم تنگ شده، واسه کتاب خوندن و خیال کردن، واسه پیاده روی و موزیک گوش کردن، واسه درس خوندن و آرزو کردن دلم واسه یه روز بی دغدغه تنگ شده، روزی که نه حسرت دیروزو داشته باشی نه دلهره فردا، نه برای شروع دیر باشه نه واسه بیخیال شدن زود 
حس میکنم ديگه چیزی نمیتونه منو بشکنه، یه د
باید بگم که اصلا لذت نمیبرم از شغل تولید محتوا ديگه! یعنی نوشتن واسه اينستا و وبلاگم و خودم رو دوست دارم اما. نوشتن سفارشی رو نه. البته حتی تولید محتوا واسه کار خودم رو دوست دارما. خلاصه اينا رو مینویسم که بدونم اين روزا واسه جمع کردن سرمایه کارم دارم زحمت میکشم! بعله. خدایا شکرت به هرحال. 
راستی امروز یه پروژه ایجاد کردم واسه اينستا، بعدا توضیح میدم.
انگار استادم که تازه برگشته ، یک هفته بیشتر نمیمونه و دوباره باید برگرده :( ای خدا چرا ؟ خوب من پایان ناممو خودم تنها نميشه پیش ببرم که :(
دیشب واسه مینا سورپرایز تولدشو گرفتیم با دوستاش ولی انقدر ضایع بازی های تابلو دراوردیم که فهمید ، ولی به نظرم بهش خوش گذشت :) واسش یه دونه از اون گوی های شیشه ای که داخلش یه پسر و دختر نشستن و رو سرشون پولک میریزه گرفتم :) ديگه وسعم در همین حد بود اگه سال ديگه زنده باشم دوباره براش تولد میگیرم :)
واسه پایان نامم
جدی احمق
بخدا حتی یک لحظه تو عمرت نفهمیدی معنی عشق چی هست.
حتی موقع هایی که ادای عاشق ها رو در میاوردی.
حتی وقتی میگفتی که من همه چیزتم!
چسناله های الانتم واسه  اینه که عشق همیشگی من بت قطل شده واسه همیشه و اين ناراحتت کزده نه چیز ديگه ای.
ديگه تصمیم گرفتم به اين شرایط روح آزاری که در اون قرار دارم پایان بدم. ديگه بیش از اين دوری از تو ممکن نیست. به هر روی یا تو رو واسه همیشه از دست میدم و یا تو رو واسه همیشه به دست میارم. نمیدونم اسفند قراره چطور تموم بشه و نمیدونم اين آدینه.
به وقتِ  اولین روز فروردین ماه ۱۳۹۹ حوالی ساعت ۷:۱۶  ،ارتباط مستقیم از حرم امام رضا،حتی الان که حدودا  دوازده روز گذشته از اين قاب تصویر ،بی اختیار چشمم خیس اشک شد،بغض بدی بود حرم امام رضا اونقدر  خلوت میدیدم .
مهمون نه اينروزا که با همه کوچیک بودنش یه دنیا را درگیر کرده ،کاش ديگه میرفت.
عیدِ  امسال خبری از دید وبازدید های هرساله نبود، عید  امسال  دلتنگی  هر روز همراهمه، عید امسال و مرور  سال های قبل عجیب  حال وهوای اينروزا   را ابری
باید بنویسم!
زیاد بنویسم!
مغزم خشک شده.
ب پستای قدیمیم نگاه میکنم و حسرت میخورم.
ب دفترام و برگه هایی ک خط در پر نوشتم یواشکی.
پاییز باهام قهره.
حتی حس خوب هم ازم فاصله میگیره.
با شنیدن بوی ماه مدرسه ديگه دلم قیلی ویلی نمیره.
یا واسه کودکی دلم تنگ نميشه.
واسه وقتایی ک پروانه بودم.
خیالپردازی میکردم.
و پرواز.!
خدایا.نمیدونم چی قراره سرم بیاد. حکمتتو شکر. خودت هوامو داشته باش!
ادامه مطلب
 فرار میکنم از اين موقعیتتلاش های مصر و مکررش برای بوسیدنو همزمان زمزمه های "خیلی دوستت دارم"نه طاقت ماندن دارم و نه پای رفتننه اينجانه آنجامعجزه لازم دارمتو قرار بود معجزه کنی واسم، معجزه ای به اندازه ی بزرگیتپس چرا بدتر کردی
      
ديگه نمیتونم حتی ببوسمشیه چیز خیلی کوچیکیا شایدم بزرگمتاسفمواسه انقدر بد بودنمواسه قدرتو ندونستنبه خدا نمیدونم باید چکار کنمخیلی متاسفم واسه همه چیزواسه بودنم تو زندگیت.جهان من آشوب است
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
واسه آرزوهای ناگفتنیت 
واسه اوناییکه هیچ کسى ازشون خبر نداره،
واسه "التماس دعا" هاىِ از ته دلت که خجالت کشیدى بگى ولى خدا شنیدتشون 
واسه تمام اینها هم که شده میخوام بگم ، نگران نباش
مطمئن باش بهترینش برات اتفاق می افته❤️
بعضی اوقات احساس میکنم خیلی خودخواهم و خیلی بد مثل الان
وقتی مرور می کنم لحظاتو بعضی کار هامو یا تصمیمامو خیلی خودخواهانه می بینم 
نمیدونم شایدم امپر مغز من مثل ارز زده بالا
کلا الان تو دوره ای هستیم که غیر ممکنه
غیر ممکنه ناراحت نشی نه واسه خودت واسه نزدیکانت یا واسه اطرافیانت
امروز خیلی دلم گرفته ،هم واسه خودم هم واسه بقیه انا به جرئت میتونم بگم درد خودمو با درد دیگران فراموش کردم.
واقعا بعضیا چقدر دردمندن به اون بالایی دلم گرفته و حالم خ
متن آهنگ عشقه ماهان بهرام خان
از اولش تو اون کسی بودی که دل من میخواست
تو اومدی رفت از سر من هوش و حواس
گیرایی چشمهای تو رو هیچکی نداشت
با دیدنت فهمیدم کسی قبل تو جذاب نبود
وابسته به تو شد نفسهام چه زود
مثل تو هیچ کی رو قلبم تاثیر نزاشت
(با تو بودن خود عشقه دیوونه بازی تو عشقه
واسه تو جونم و میدم با تو قلبم تو بهشته
واسه تو مردنم عشقه واسه تو مردنم عشقه)۲
تکست آهنگ ماهان بهرام خان به نام عشقه
من به غیر از تو عزیزم ديگه رویایی ندارم
واسه من محاله ع
هی حامی بیچاره :((یعنی من نباشم هیشکی دلش برام تنگ نميشه ؟؟،با یه عنوان دوست دارم داستان بنیویسم و موضوع رو میدونم ولی خدا کنه ا یه روز ذهنم استارتش و بزنه و من و یاری کنه ،یه ماجرا با عنوان شرط دیوانگی .در حال الان خیلی دلم میخواست اين آهنگ فریدون آسرایی رو که میگه ،واسه سفرایی که ديگه نمیریم ،عکسهایی که قسمت نميشه بگیریم و بزارم ولی نمیدونم چیرا نميشه ،شما به جای من ولی اون گوش کنید ،خیلییییییییی دوستش دارم :))
متن آهنگ مگه واسه تو فرقی داره مهدی جهانیدلخوشی من توبودی که رفتی خواب میبینم هی به خونه برگشتیبد جا ولم کردی تو اين همه سختی کی از حال من خبر دارهدنیا شده تیره انگار ديگه دیره تصمیم تو گرفتی که خبری نی ديگهخیلی وقته دلم از زندگی سیره کی از حال من خبر دارهکی از حال من خبر داره کی از حال من خبر داره مگه واسه تو فرقیم داره
ادامه مطلب
سر نقصهای پرونده هاموضوع پایان نامه امو مجبور شدم عوض کنمب بدبختی سر ی هفته پروپوزالمو نوشتمشفرستادم واسه استاد راهنمامک اوکی رو بدهبفرستم واسه استاد مشاورم واسه کارای آماریشک دفاعش کنم و کد اخلاقمو بگیرمبرم سر جمع اوری
بعد ک باز کردم ایمیله استاد راهنمامو.ببین ینی حتی ب فرمه پروپوزالمم گیر داده بودديگه از ایراداتش بر نوشته ها نگم ديگهالبته تقصیر خودمه ک رفتم سراغه سختگیرترین استادولی میارزه ب نوشتن ی پایان نامه اساسی
ول
دانلود آهنگ ماهان بهرام خان عشقه
Download New Music Mahan Bahram Khan – Eshghe

ماهان بهرام خان عشقه

از اولش تو اون کسی بودی که دل من میخواست تا اومدی رفت از سر من هوش و حواس
گیرایی چشمای تورو هیشکی نداشت …
با دیدنت فهمیدم کسی قبل تو جذاب نبود وابسته به تو شد نفسهام چه زود
مث تو هیشکی رو قلبم تاثیر نذاشت …
با تو بودن خود عشقه دیوونه بازیتو عشقه واسه تو جونمو میدم با تو قلبم تو بهشته
واسه تو مردنم عشقه واسه تو مردنم عشقه …
با تو بودن خود عشقه دیوونه بازیتو عشقه و
امشب ب زور یکی‌رو‌گیر آوردم باهاش حرف زدم
ولی کافی نبود
تمام سعیمو کردم درباره موضوع پیش رو حرفی نزنم
کاش پایان نامه ش زودتر تموم شه. بیشتر وقت داشته باشه باهم حرف بزنیم
دلم برا اون وقتا ک هر رور از صبح تا غروب با هم بودیم تنگ شده
و داشتن هم اتاقی هایی ک همیشه کنارتن و احساساتتو جواب میدن
دلم واسه ی دردودل ۲ نصف شبی با یه گروه دوستانه تنگ شده
واسه ی بحث فلسفی ۵ ۶ نفره جذاب درباره معنای همه چی
واسه تعریف کردن از تجربیات مختلف برا هم
واسه گفتن از
اين پلی‌لیست اسپاتیفای، چهارِصبح، وقتی همه خوابیدن،‌ سکوت، سکوت، سکوت، سکوت.
واقعا دلم برای کتابخونه و اون گوشه دنجش تنگ شده. واسه اينچ به اينچ کتابخونه، واسه چشم‌غره‌های ملت به  اونی که پاکت کیکش رو باز می‌کنه، واسه نسکافه‌های بی‌مزه بوفه پایین کتابخونه، واسه نمازخونه‌ش، واسه وقتایی که هفت و نیم بیدار می‌شدم، بساطمو جمع می‌کردم می‌رفتم ایستگاه اتوبوس، واسه پارک کنار کتابخونه، دقیقا اينچ به اينچش. 
جدا قبل از قرنطینه هم دنیا اين
من انقدر دل تنگ آذربایجان و شهرم هستم که با شنیدن هر آهنگ آذری یا ترکی دلم پر میکشه واسه فامیل و دوستام واسه شهرم واسه عروسی ها واسه اون لحظه های خوب.
من 10 سال اونجا زندگی کردم و 14 سال اينجا با اين حال دلم واسش پر میکشه.
من همه روزای خوبمو اونجا جا گذاشتم.
شهری که خاکش طلاست.
قطعا اگه منو ولم کنن سر از شهر های ترک زبان درمیارم و ديگه فارسی مارسی یوخدی در اعماق وجودم من یک نژادپرستم!
.
میگم مطمئنین اين در همین اندازه بمونه؟ اين ديگه شاپِ و داره میره واسه اجرا! میگه چطور مگه؟ میگم آخه یه لنگه اش رُتِیتِ قدِ منه! به عبارتی یه متر و شصت و چهار سانت درِ آهنی! میگه حالا اين دره مگه چند بار میخواد تو طول سال باز و بسته شه؟ میگم آره خب، ولی الان ديگه همون چند باری هم که قراره باز و بسته شه ديگه نميشه! :|
+ بارالاها! صبر!
خوب بودن و مهربانی و گذشت کردن انگار خوبه ولی فقط برا همسایه. تو خودت گوش نده. تو عوضی باش. تو دهن مردم رو سر ۲۰ تومن سرویس کن و کام کارگر مغازه رو شب عید تلخ.
مهربونی و گذشت واسه احادیث پیامبر و ائمه‌س. اين داستانا رو گفتن فقط واسه شنیدن و نفس عمیق کشیدن و صلوات فرستادن.
تو بیرحم باش. به جهنم که چه دنیای لجنی ساختیم واسه خودمون. به جهنم که لطف و مروت نداری. تو فقط بیرحم باش و پول کمتری از دست بده.
--------------------
- نکنه اين حرفا رو از رو شکم سیری دارم می
دیشب خوابتو دیدم دیوونه من
داشتیم قدم میزدیم، مث همیشه
سرد بود و دستای همو محکم گرفته بودیم
چشمات پر بغض بود
خودتو انداختی تو بغلم و محکم گرفتمت بین دستام
هم تو آروم شدی، هم من
ریه‌هامو پر کردم از عطرحضورت
جاری شدی در من
سرتو گرفتم بین دستام
نگاهم رو دوختم به صورت ماهت
پیشونیتو بوسیدم
مثل همیشه
و بیدار شدم
ای کاش اين رویا هیچوقت تموم نمیشد
کاش اون روزا ادامه داشت تا ابد
تا .
دلم خیلی تنگه واسه دیدنت
واسه بودنت، واسه همه چی
واسه قهرکردنات،
 یادتون میاد قدیما تو کتاب زبان یه درسی بود به اسم تیتر اين پست! که
در مورد مضرات تلویزیون نوشته بود و اين که چقدر خانواده را از هم دور
میکنه و اگه نباشه چقدر خانواده بهم نزدیک تر میشن
احتمالا هم دلیلش اين بود که به جای اين که همه ی اعضای خانواده در زمان  واحد
به سمت رو به رو نگاه کنند ، بهم ديگه توجه کنند و به جای صحبت در مورد
برنامه های اون! در مورد خودشون صحبت کنند،شایدم واسه اين که وقتشون واسه
برنامه های الکی تی وی هدر نره.
الان یه پیامی ق
پس از ساعتها تو ماشین نشستن و گذشتن از برف و باران های بسیار، رسیدیم دفتر اسکان دانشگاه تو تهران.
آخر شب با بچه ها رفتیم ساندویچ خوردیم و حالا کم کم باید بخوابیم که فردا صبح کلی کار داریم.
و اينکه من کلی ذوق دارم واسه بودن تو کارگاهی که اهورا ایمان استادشه.
اين روزا همه احساسام تو درونم به علاوه یِ غم دلتنگی میشه واسه همینه که ته ته ِ همه مشغله ها و حتی تو شلوغ ترین لحظاتم یادش فراموشم نميشه.
 یادتون میاد قدیما تو کتاب زبان یه درسی بود به اسم تیتر اين پست! که
در مورد مضرات تلویزیون نوشته بود و اين که چقدر خانواده را از هم دور
میکنه و اگه نباشه چقدر خانواده بهم نزدیک تر میشن
احتمالا هم دلیلش اين بود که به جای اين که همه ی اعضای خانواده در زمان  واحد
به سمت رو به رو نگاه کنند ، بهم ديگه توجه کنند و به جای صحبت در مورد
برنامه های اون! در مورد خودشون صحبت کنند،شایدم واسه اين که وقتشون واسه
برنامه های الکی تی وی هدر نره.
الان یه پیامی ق
اين همه حرف دراومده بگو دروغه اينا بگو لیلا
همه الان مجنونن و مث من میشه پیدا کی میشه لیلا
لیلا من بد زخمی شدم من همون حرفی شدم
که توی سینه یه آه موندش و لب تر نکردم
دلم تنگه خیلی آخ لیلی لیلی
میخوام بازم صدام کنی تو خونه جون لیلی
لیلا دارم صدات میکنم ديگه نیستی بهم بگی جون لیلا
توی اين شهر ديگه مثل تو واسه من از کجا میشه پیدا
لیلا دارم صدات میکنم ديگه نیستی بهم بگی جون لیلا
توی اين شهر ديگه مثل تو واسه من از کجا میشه پیدا
لب ایوون منه حیرون میشی
مگه میشه از نگات
دل برید و خسته شد
تو خود عشقی و عشق
کم میاره پیش تو
کاش یه جوری بشه که چشم به راهت نشینم
مثلا تو باشی من واسه بمیرم
اون چشمات منو دیوونه کردن آخرش انقد خوبی که من دلم نميشه باورش
اون چشمات منو دیوونه کردن آخرش انقد خوبی که من دلم نميشه باورش
دانلود آهنگ جدید مهراد جم
تو گل شقایقم تک تک دقایقم واسه اون تک گل باغی
شب با تو شیرین میشه حالا دیدی میشه میشه که همیشه باشی
اون چشمات منو دیوونه کردن آخرش انقد خوبی که من دلم نميشه باورش
او
خیلی حالم بده.
نمیدونم چرا یهو همه دردا باهم حمله میکنن
تنهایی،تیکه های خورد شده قلبم،گریه،دلتنگی، دلتنگی ،دلتنگی.
ديگه دلم هیچی نمیخواد!
شاید اگه اون نرفته بود انقد شرایط بد نبود.
دلم واسه اون دستای کوچولوش تنگ شده
دلم واسه خودم تنگ شده ،واسه خود قبلیم.نمیدونم تو اين مدتی که رفته و ديگه ندارمش.چیشدم چرا انقدر عوض شدم
شمار کسایی ک بهم گفتن عوض شدم زیاد شده خودمم دلیل اینهمه تغییرو نمیدونم
حتی نمیدونم چرا دارم اينچیزارو مینویسم!
فقط میت
غروب قلی گفت چهارشنبه هستی ديگه؟
گفتم واسه چی؟
گفت تولدمه
گفتم پس نه نیستم
گفت بی شعوری ديگه خواستم دعوتت کنم
حالا بیای ما خوشحالم که نمیشیم ولی ديگه دعوتت میکنم بیا واسه ناهار
بهش گفتم مرسی ولی چهارشنبه ظهر میرم
یکم با ه غر زدن
بعدشم ه و م سعی کردن راضیم کنن بمونم اما قبول نکردم و بهونه آوردم
راستش من قصد داشتم پنج شنبه برم
الان که قضیه تولد قلی پیش اومده میخوام یه جوری برم که تولدش رو نباشم
نمیخوام برم تولدش رو
و تنها بهونه م واسه نرفتن اینه
آدمای لاشی مثل همین آقای سیکتیر زن دارن با دو تا بچه بعد میان واسه یه دختر چسناله میذارن بعد میان کس میگن شعرای رضا بهرام رو میذارن آره دلم گرفته.
دل نیس که لجن زاره.
 واسه یکی چسناله میکنی که تو همه دنیای منی.
شب با یکی ديگه میخوابی که اون همه دنیاته.
حالت تهوع.
 
من به اندازه ی تموم اتفاق های بدی که تو زندگیم افتاده به خودم مدیونم، به اندازه ی بدی هایی که در حقم شدو در مقابلش فقط سکوت کردم! به اندازه ی شبهایی که تا صبح بیدار موندمو خوابم نمیبرد، به اندازه ی کارایی که دوست داشتم و نکردم! به اندازه ی غرور بیجایی که  بعضی وقتها داشتم، به اندازه ی جرأت نداشتنم، به اندازه ی خوردن بعضی از حرفامو نگفتنشون، به اندازه ی کم کاری هام واسه موفق نشدنم، به اندازه ی همه ی اين ها به خودم مدیونم! من ادم بدقولی بودم واسه
فاطمه خانوم اومده خونمون
واسه تمرین حفظ قران
ایه ۶۱ سوره بقره است.
بودنش واسه منم خوبه
مرور میکنم.
چند ماهه ديگه به سن تکلیف میرسه، اگه پولم برسه واسش یه چادر مشکی میخرم، خیلی دوست داره.
البته فکر کنم مامان باباش زودتر براش بخرند.
موهامو کوتاه کردم.
دلم واسه وقتایی که میخواستم بپیچم تو بغلت و موهام گیر میکرد زیر دستت تنگ میشه.
دلم واسه وقتایی که سرم ُ میذاشتم رو پات و ته موهام رو میپیچوندی دور انگشتت تنگ میشه
دلم واسه بودنِ تو بیشتر از موهام تنگ میشه
.
میگم مطمئنین اين در همین اندازه بمونه؟ اين ديگه شاپِ و داره میره واسه اجرا! میگه چطور مگه؟ میگم آخه یه لنگه اش رُتِیتِ قدِ منه! به عبارتی یه متر و شصت و چهار سانت درِ آهنی! میگه حالا اين دره مگه چند بار میخواد تو طول سال باز و بسته شه؟ میگم آره خب، ولی الان ديگه همون چند باری هم که قراره باز و بسته شه نميشه! :|
+ بارالاها! صبر!
یهویی اومدمااااا!!!!
خودم از خودم توقع نداشتم ک الان بیام!!
قرار بود بعد از کنکور بیام اينجا و کللللییییی کار انجام بدم و کلی حرف بزنیم و کلی بنویسیم و کلی.
کلا برامون چیز ديگه ای درنظر گرفته شده بوده انگار!!!
بخاطر یه سری مشکلات فنی ک قولشو دادن ب زودی حلش کنن برام، نتونستم بیام تالا. الآنم ديگه با یه دستگاه ديگه ک مال من نیست اومدم تا بازگشت شکوهمندانه ی خودم رو اعلام کنم و بگم دلم حسابی واسه اينجا و خصوصن فضای تیرماهیش تنگ شده. دلم واسه همه
ديگه اما خسته شدم. خسته شدم از دوییدن و نرسیدن. خسته شدم بس که واسه هر چیزی دویدم و تهش دنیا بم ندادش. مگه چیز بزرگی میخواستم آخه؟ هر بار که اين سوالو از خودم میپرسم گریه امون نمیده. خسته شدم اما. واسه خودتون. نمیخوام. هیچی ديگه نمیخوام. ديگه نمیخوام بلند شم و حالم خوب شه. اين بار واقعا ديگه دلم نمیخواد بلند شم. بلند شم که چی؟ هی دوییدن و نرسیدن که چی؟ عصری داشتم فکر میکردم که ديگه نمیخوام که خوب بشم. اينجوری راحت تره. بعد یهو یه نشونه دیدم. خوندم ک
دلم واسه فضای وبلاگ تنگ شد
فکر کنم یکی دوسالی هست که ديگه خیلی اينجا نمیومدم
راستش وقت نوشتن چندانی ديگه ندارم اما تو اين مدت یه رمان ديگه نوشتم
سال ۹۷ با تمام خوب و بدش گذشت
۹۸ شروع خوبی واسه من نداشت اما اون شروع ناخوشايند شد تولد من جدید
رخ داد تا من رو ویران کنه و دوباره آجر به آجر بچینه اما اين بار با دقت بیشتر و با دست لرزون
امیدوارم اتفاقای بد تو زندگیتون نیفته ولی مدت ها بود می خواستم خراب کنن آسمون خراش خودمو و به جاش یه کلبه ی نقلی بسا
امروز واسه اولین بار از مرگ ترسیدم.
واسه اولین بار نسبت به رفتار بچگانه‌م مردد شدم.
واسه اولین بار حس کردم باید یه کوچولو سنگین تر رفتار کنم و اين حس برام خیلی سنگین بود.
واسه اولین بار وقتی توو آینه نگاه کردم، یهو بنظرم خیلی ناشناخته و دور اومدم!
حس کردم مدتهاست با آینه حرف نزدم. دلتنگشم واقعا. ولی از نگاه غریبی ک داشت، مشخص بود که قهره باهام.
واسه اولین بار حس کردم واقعا کم آوردم
واسه اولین بار حس کردم هرکاری هم ک بکنم و هر حرفی هم ک بقی
تا حالا شده پیام اشتباهى یا جک اشتباهى بفرستین واسه یکی ؟ 
چشتون روز بد نبینه چند سال پیش واتس و تل نبود همه اس ام اس بازى میکردن منم ی روز اومدم ی جک + بفرستم واس دوستم اشتباه فروارد شد واسه زن عموم بلافاصله پیام دادم عذرخواهی کردم اونم هیچ جوابی نداد ( بسکه پیام بدجور بود ) 
بعد چند روز دیدمش فقط از جلو چشمش خودمو دور نگه می داشتم
ی بار ديگه ی جک فرستادم واسه پسرداییم همون لحظه گوشیش دست مادرش بوده خونده  
بعد چند روز دیدمش گف چی فرستادی برا
هر آدمى تو زندگیش 
فقط یه چیزو با جون و دل از خدا میخواد
اگه اون یه چیز نشه خیلى باورا توی آدم میمیره
حالا باور هیچى،
امیدِ داشتن، ديگه رنگ قبلش نميشه واسه اون آدم
یعنی زندگی ديگه براش خوشحال کننده نیست که بخواد براش تلاشی کنه شروع میکنه ذره ذره مردن، لین مدل مرگ خیلی سخته! دلت میخواد از زمدگیت لذت ببری، شادی کنی، بچرخی، بخوری، بخابی و از همه چیز لذت ببری ولی ديگه هیچی برات مزه نداره
داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمیزارم از زندگیم
برو زندگی کن بزارم کنار پی آرزو های بعد از منی منم غصه هامو به دوش میکشم
بتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی ديگه شم
واست بهترین هارو میخوام چون واسه اولین بار فهمیدمت
واسه آخرین بار عاشق شدم واسه اولین بار بخشیدمت
به امید رویای بوسیدنت به عشق تو چشمامو خواب میکنم
اگه صد دفعه باز به دنیا بیام میدونم تو رو انتخاب میکنم
اگه بعضی وقتا دلت تنگ شد یه گوشه مثل من فقط گریه
داری میری از خونه ی آرزو جدا میشم از تو چه آواره و کنارت نمیزارم از زندگیم
برو زندگی کن بزارم کنار پی آرزو های بعد از منی منم غصه هامو به دوش میکشم
بتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی ديگه شم
واست بهترین هارو میخوام چون واسه اولین بار فهمیدمت
واسه آخرین بار عاشق شدم واسه اولین بار بخشیدمت
به امید رویای بوسیدنت به عشق تو چشمامو خواب میکنم
اگه صد دفعه باز به دنیا بیام میدونم تو رو انتخاب میکنم
اگه بعضی وقتا دلت تنگ شد یه گوشه مثل من فقط گریه
واقعا دلم میخواد بعد از صحبت‌هایی که قراره شنبه اتفاق بیفته یه پشتیبان روحی داشته باشم.کاش میشد چند ساعت ديگه کنارم باشه بعد بره (واسه همیشه؟) نه به خاطر اينکه چیزی بینمون پیش بیادا، نه. فقط واسه وداع پایانی.ولی خب از اونجایی که خواسته‌های من فقط روی کاغذ برای سامر چایلد مهم بوده و نه در عمل، امیدی به برآورده شدنش نیست.شاید من توقع زیادی دارم از کسی که ديگه تو زندگیش نیستم. هم؟
پنج روز از ۹۸ گذشته حس میکنم تبریک نداره وقتی نه برنامه ای دارم و نه تا الات کار مفیدی انجام دادم
دلم برای انگشترم تنگ شده و حیف که نميشه اينجا بندازم دستم
دلم واسه دانشگاه تنگ شده . واسه شلوغیش. والبته داشتن برنامه ش.
حالم از ابن فکرا هم بد میشه چند نفر مثل من هستند که دانشگاهشون از شهرشون انقد دور باشه و همونقد که اونجا دلشون واسه خونه تنگ میشه ؛ تو خونه دلتنگ دانشگاه بشن.
اصن اين که حس تعلق و عدم تعلقت هردو هم زمان به دو جا باشه خوبه یا
E                                  F                             G                  Am
اسمشو تقدیر نذار       جدایی تقصیر تو بود      همیشه یکی کم میاره       اين دفعه نوبت تو بود
E7                                  E                          F                                  G              Am
اگه دوباره دیدمت        شرمنده از خودت نباش   زندگی اینه عزیزم             یکی میره یکی میاد
Am
(واسه همینه بعد تو به کسی دل ندادم
G
آر
دانلود آهنگ آکس واسه کی + متن اهنگ 
Download New Music Aks – Vase Ki
دانلود آهنگ جدید آکس به نام واسه کی با لینک مستقیم و کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ از تهران دانلود
متن آهنگ واسه کی آکس 
خواستم بگم که دلم برات خیلی تنگ شده ولش کننمیدونی چته بد درگیری نمیشینه به دلت هیچ تفریحیدلت تنگ شده میدونم تنگ شده میدونم تنگ شده میدونم
 
یه خاطره داری از یه رابطه ی طولانینمیتونی هیشکی رو جای اون بیاریحتی اگه بهت بگه بدم میاد ازتباز از کل دنیا بیشتر دوستش داری
♥♥♥♥
واسه کی بی
یه کانالی هست روسری و کیف های ست و سنتی داره
ده درصد آف زده
مامان گفت یه کیف ازش سفارش بده
گفتم من پولی ندارم که بخوام باهاش بخرم اگه میخوای که واسه تو سفارش بدم
گفت چیه از همین الان افتادی به روغن سوزی؟
گفتم آره ديگه پس چی پولی ندارم
والا
حالا من هی هیچی نمی گم اينا فک می کنن من سر گنج نشستم
اون دو قرون پول به کجای من می رسه آخه؟
آره شاید اگه پارسال بود می شد باهاش خدایی کرد
ولی الان به زووووور می تونم دخل و خرجم رو یکی کنم
مثل اين ماه هم اگه قرار
دوستت دارم، نه واسه اينکه تنهام
دوستت دارم، چون تو گفتی، همیشه هستی باهام
دوستت دارم، نه واسه اينکه بی قرارم
دوستت دارم، چون تو گفتی، هیچ وقت نمیکنی خارم
دوستت دارم، نه واسه اينکه دربه درم
دوستت دارم، چون تو گفتی، میگیری بال و پرم
دوستت دارم، نه واسه اينکه دل تنگم
ادامه مطلب
درستش اين بود که تو یه سالن چندهزارنفره واسه ملت کنسرت اجرا می‌کردم نه اين که کل شب رو با تِی واسه در و دیوار آشپزخونه چهچهه بزنم و برقصم، آخرشم واسه تشویق خودم دست و سوت بلبلی بزنم!
[پاچه های شلوار گُل‌گُلی مامان‌دوز را پایین می‌کشد و پشت‌چشم ‌نازک‌کُنان از آشپزخانه خارج می‌شود]
دختر عموی 4 ساله م دور ستونی که درست وسط خونه ی پدربزرگم هست میچرخه
میچرخه
میچرخه
میچرخه
 
مادربزرگم بهش میگه نچرخ حالت بد میشه ها
می ایسته
با حالت پرخاشگری به مادربزرگم میگه :
مگه نگفتم هر وقت دلم واسه مامانم تنگ بشه انقدر میچرخم دور اين تا غش کنم ؟
خب مامانم رفته پیش خدا و فکر نمیکنم ديگه برگرده
 
 
 
من . هزار بار میمیرم و زنده میشم
هزار بار تو دلم میشکنم واسه دل تنهای اين بچه
و هزار بار به خودم فحش میدم بابت کارهایی که کردم و مامانمو رنجوندم
دانلود آهنگ محسن عباسی واسه خودمه | کیفیت خوب و عالی
امروز جاز موزیک برای شما کاربران عزیز ترانه واسه خودمه با صدای محسن عباسی با متن آماده کرده
Exclusive Song: Mohsen Abbasi – Vase Khodame With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ واسه خودمه محسن عباسی»───♫♫●|●|●♫♫───اگه میبینی عاشقو دیوونم ، اگه میبینی بی تو نمیتونم … !واسه دیدنت ، دنبال بهونم یعنی شدی جونم … !»──|♫●|──اگه دل ديگه طاقت نمیاره ، نباشی حالش تعریفی نداره … !اگه زندگی ايندفعه بذاره ، با تو می
ساعت ۹۸رسید ديگه یه حرکتی واسه خودت بزنیسری چیزارو تو همون ۹۷ ولشون کن اصلا نذار بیان تو ۹۸
ببین تو خیلی چیزا نوشتی که عملیشون نکردی و اگه عملی میکردیشون الان اوضاعت اين نبود
از اين به بعد هرچیزی که بخوای رو همینجا مینویسی
به هیچکسی هم هیچ ربطی نداره، همه ی تجربه های جدیدتو مینویسی
هما باید ثبت شه
حرفای دلتم همینجا باید خالی شه
فک کنم واسه پست اول اوکی باشه ديگه
نیمرومو بخورم برم سر درسم
چی شد که انقدر توی پیشرفت کردن و رفتن به سمت اهداف بزرگ ترسو شدیم؟ چی شد که انقدر تعلل میکنیم واسه شروع راهی که لازمه رسیدن به آخرش تلاشه و تلاش و تلاش؟ چی شد که انقدر راحت طلب شدیم؟ همه چی از کِی حاضر آماده رسید دستمون که ديگه زحمت کشیدن واسه به دست آوردن رو از یادمون برد؟ کِی افتادیم توی چاهی که  هرروز داره عمیق تر میشه و بیرون اومدن ازش سخت تر؟ چی شد و از کِی بی طاقت شدیم واسه زندگی کردن؟
اين مطلب رو هم حتما بخونید پشیمون نمی شوید :) 
تورو خدا ولم کنین ديگه اينو واسم نفرستین 
بیاين من یه بار پستش مى کنم براى همتون فقط تمومش کنید.
من ازین کارا بدم میااااااددددددددددد
 
الان مثلا اگه براى 15 نفر نفرستم فلج مى شم؟ یا ازم متنفر میشید؟ 
فقط بزارین برممممم منننننننننن
 
 
 
 
 
 
 
 
بیاين خیالتون راحت شدددد؟؟؟؟ 
واسه همتونننن تقدیم بااا عشقققققققق
فقط ولم کنین.
 
Love youLove youLove youLove youLove youLove youLove youLove youLove you❣️Love youLove youLove youLove youLove youLove youLove youواسه هر خواهری که تو دلت عزیز
انگار زندگی های موازی دارم که کنار هم داره جلو میره!
میدونی انگار هر قسمت از زندگیم یه مبینا و یه داستانه!و یه زندگی جدا گانه داره
نمیدونم حتی حالم خوبه یا نه
یا به قول رضا خودمو دوست دارم یا نه!
به شدت دلم واسه رفتن به ردلاين و یوزفول بودن تنگ شده!واسه اون بخش بامزه زندگیم!
خیلی دوره.خاطرهاشو همه چبش.
نمیدونم نمیدونم اصلا چمه!ديگه دارم کلافه میشم!
وقتی برمیگردم خوابگا میچسبم به تختم و میرم تو هپروت خودم!
حتی ديگه نمیدونم که اونقدا واسه رفتنم
امان از وابستگی، اين زهر کشنده ی خلاقیت ها و تلاش ها و شکوفاییِ استعداد ها.
جدا وابستگی برای من سمه.
اينکه واسه چیزی منتظر باشم تا طرف مقابلم عشقش بکشه و اطلاعاتشو در اختیارم بذاره یا با انبر از دهنش حرف بکشم یا هر مدل اتفاق ديگه ای که منو واسه چیزی که میخوام معطل کسی کنه که میتونه کمکم کنه ولی دریغ میکنه.
نوچ من آدم ول معطل گذاشتن کسی نیستم و خوشمم نمیاد کسی معطلم کنه ديگه تمیزکاری زندگیم واسم سخت نیست پس راحت میتونم با یه جارو خاک انداز از ای
موافق گذاشتن پست مشترک مهدوی واسه سه‌شنبه‌ی هفته‌ی بعد هستید عایا؟
نوشتنش ک من خواهم نوشت ولی اگه شما هم اگه می‌خواید متن رو همه مشترک بذاریم پیام بدید
یا نه کلا هر کی با زبون خودش سه شنبه پست مهدوی بذاره
★*★*★*★*★*★*
واسه امشب ک شب رغبت‌ها هست(ی سرچ بزنید ک فرق شب آرزوها با شب رغبت‌ها چیه) پیشنهاد می‌کنم مناجات شعبانیه رو بخونید ب خصوص اونجا ک میگه
"إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الاِنْقِطَاعِ إلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَا
دلم برای روزهای بهتر از الانم تنگ میشه گاهی وقتا ولی نه قراره اون روزها برگردن نه من اون آدم سابقماگه پتانسیل بهتر شدن هم داشته باشه ، جنسش متفاوت با گذشته ست ديگه
بیاید قبل از رفتنم یکم ناشناس با هم گپ بزنیم :) حتی واسه اون کامنتهای عجیب غریب هم دلم تنگ شده :))
پس بگو .
(آی خراب سمت چپی واسه کامنته!!!)
متن آهنگ مگه واسه تو فرقی داره مهدی جهانی
دلخوشی من توبودی که رفتی خواب میبینم هی به خونه برگشتی
بد جا ولم کردی تو اين همه سختی کی از حال من خبر داره
دنیا شده تیره انگار ديگه دیره تصمیم تو گرفتی که خبری نی ديگه
خیلی وقته دلم از زندگی سیره کی از حال من خبر داره
کی از حال من خبر داره کی از حال من خبر داره مگه واسه تو فرقیم داره
بزودی
ادامه مطلب
دلم لک زده واسه پا رو پا انداختنا موسیقی گوش دادنا ، لک زده واسه پا رو پا انداختنا مسئله حل کردنا ، واسه پا رو پا انداختنا فیلم نگا کردن و کتاب خوندنا ، دلم لک زده واسه پشت خط وایسادنا ، از رو پریدنا ، بدن کشیدنا همراه خمیازه ، حتی دلم لک زده واسه یه لحظه بیشتر آب گرم ریختنا !
دلم لک زده واسه هزار جور چیزا ، ولی حیف که نه اين پا ديگه پا میشه ، نه اين عید و نه اين روزا .
شدم یه عقده ای ، عقده ای کارای عادی ، فقط بزار اين نیز بگذرد ، اصن میدونی چیه ، اون
و برای سومین بار مقام اول یعنی مقام قهرمانی رو کسب کردم
با ذکر اين نکته که با دوست خودم/همکلاسیم افتادم واسه ارتقا به فینال ولی راحت بردم
سه نفر از مدرسه ما بود برای مسابقه من با دوستم افتادم اون دو نفر ديگه هم که دوستن باهم افتادن واسه رده بندی
رقیب فینال من بنده خدا بچه بوداصلا حواسش نبود ولی خب بازیش بنظرم خوب بود پارسالم سوم شده بود ولی امسال دوم
وقت یه بازی40دیقه بود و من تو20دیقه دوتا کیش و مات کردمیعنی دو تا بازیو تموم کردم
حریف اولیم حرک
دیشب حوصله خونه رو نداشتم و تو پانسیون موندم واسه مامانم ی بهونه ای آوردم امروز صبحم به بیمارستان امام سر زدم و شبکه رفتم ولی هیچ جا جوابی نگرفتم اومدم بیمارستان اينجا که گفتن باید زنگ بزنم به آقای فلانی با ایشون در میون بزارم گفتن فردا خبر بگیرم اگر چ ب مرکز استان که زنگ زدم گفتن ی شهر ديگه نميشه ديگه مثل قبل حرص نمیخورم نمیدونم چی میشه خدایا ریش و قیچی دست خودت من ديگه تمام تلاشمو کردم مطمئنم برام بهترینارو میخوای
بیست دقیقه روز یکشنبه  نهم تیر 98 .
قبل هرچیحرف اول حرف اخردوست دارم تا ابد
فردا میرم واسه زندگیمون تار موهات کنار کنار کنارکنار منه مث تموم تو. میرم واسه ساختن زندگیمون.میرم با همه وجودم  بجنگم واسه شنیدن صدای تند خوش قلبتواسه داشتنت.با تموم دلخوشی تو.ب امید تو.ب هوای تو.به هوای تو که همه داروندارمیواسه شنیدن " آخیش" گفتنت
فردا کنارمی .باهم میریم واسه زندگیمون با دل تنگ تنگ اما خوش خوش خوش.
دنیام
میبوسمت.ببوس منو
منو راه
احتمالا ديگه ننویسم.اگه بنویسم هم فقط برای خودم مینویسم.فقط کسی اطلاع داره چجوری کلا واسه وبم رمز بذارم؟
+اينستا هستم البته.اگه دوست داشتید آی دیتونو بدین فالوتون کنم.البته با عرض شرمندگی آی دی های فیک طور و بدون پروفایل یا پروفایل گل و بلبل رو نميشه.مرسی
سلام دوستان
بعضا توی پست ها یا کامنت هایی که اخیرا دیدم واسه حل مشکل ازدواج مخصوصا واسه خانوم ها پیشنهاد چله گرفتن داده شده، مثلا چله یس یا امثالهم، میخواستم یه چیزی رو بگم البته اعتقاد داشتن به صحتش خیلی مهمه، گاها بعضی ها اصولا باوری ممکنه نداشته باشن و همه چیز رو در زندگی در گرو سعی و تلاش صرف خود شخص بدونن که کاری با اين دسته نداریم، البته درسته که آدم واسه زندگیش و هدفش که ازدواج هم یکی از اوناست باید خودش هم در حد توانش تلاش کنه واسه بهب
میگه یه تابلو کائنات واسه خودت درست کن ببین ده سال ديگه به کدوماشون رسیدی؟
امید چیز عجیب و ترسناکیه.
بدون امید نميشه ادامه داد ، با امید واهی هم ادامه دادن ترسناکه
وقتی امروز صبح مرد 50 وخورده ساله  با عجز گریه میکرد و از جراح مغز و اعصاب میخواست یه کاری کنه واسه خانومش
برای اولین بار باخودم گفتم اينجادارم چیکارمیکنم؟
تابه اون لحظه معنی فرسایشی بودن محیط بیمارستان درک نکرده بودم.
وقتی ظهر داد زدم سر پرستار تازه کار که من تعیین میکنم  ازمایش
واسه خاله سوغات سوهان حلوایی آورده بودیم، منتهی سوهان خودمون رو که تست کردیم پشیمون شدیم و واسه خودمون نگهش داشتیم. منتهی بعد از یه هفته قضیه اش طی وراجی تلفنی لو رفت. منتهی خاله چون مثل مادر آدمه اجازه داد نصف جعبه رو بخوریم ولی نصف ديگه اش رو حتما واسشون ببریم.
میدونید من بعضی وقتا از وبلاگ‌نویسی دست میکشیدم صرفا به خاطر اينکه فکر میکردم به همین زودیا ازدواج میکنم و وقتی ازدواج کردم ديگه وبلاگ‌نویسی هم تعطیل میشه. آخه وبلاگ‌نویسی واسه آدم‌های تنهاست. واسه کسایی که هیچ کسی رو ندارن که باهاش حرف بزنن و درد دل کنن. ولی عجیبه که بعضیا با اين که متأهلن از اين وبلاگ‌های درد دلی دارن!
اينطور که پیش میره من حالا حالا ازدواج نخواهم کرد ولی اصلا دوست ندارم بعد از ازدواج هم احساس تنهایی کنم و یا اينکه نیاز
متن آهنگ
تو واسه من عشقیاصن جز تو به هیشکی هیچ حس نیستبا تو باشم ديگه استرس نیستدلم به تو خوشهحال خوبم از بودنتهتو نباشی توی دل من غمتههرچی دوست دارم بگم باز کمتهدلم به تو خوشهتو تا آخر عمر واسه منیتو عشق زود رنجو حساس منیتو صاحب قلبو احساس منیتو رو دوست دارمبا تو همه روزام عالی میشهنمیدونی که دلم چه حالی میشهبودنت باعث خوشحالی میشهتو رو دوست دارمنمیتونم یه روز بی تو رو سر کنمدلم میخواد تو رو عاشقتر کنمتو باشی پیشم با غصه ها قهر کنممنو ا
شما هم وقتی دلتون گرفته یاد تموم نامهربونی ها ی دنیا میفتین؟چرا بعضی ها دلشون میخواد کل دنیا مهربون باشن؟
شاید خیلی بچه ان!
ی چیز ديگه
تا حالا فک کردین ‌ک چقد ما کوچیکیم؟!نسبت ب کهکشان!
و کهکشان نسبت ب کل مجموعه هستی
شاید از ی پرز تو هوا هم کمتر باشیم.!
نمیدونم خدا چجوری حواسش ب همه چی هست چه خدای خوبی داریم ک حواسش ب ما هست و مراقبمونهشاید تو پرز  های ک خودمون تو هوا میبینیم یا تو ی برگ گل هم همچین دنیایی باشه و مثل ما آدما زندگی میکن
هرچقدر سن‌ات بیشتر شه، و ارتباطاتت بیشتر شه، و بالغ‌تر شی، بیشتر به اين نتیجه می‌رسی که توی روابطت، تنها کاری که می‌تونی بکنی و باید بکنی، اینه که واسه دیگران تا جایی که می‌تونی خوب باشی؛ اما یه اپسیلون هم انتظار خوبی از هیچ‌کس نداشته باشی.نه واسه آرامش دیگران، بلکه واسه آرامش خودت.
اين، به نظرم اساسی‌‌ترین اصل روابطه.
واسه شما هم شده گاهی یه دفعه دلتون واسه رویاتون قنج بره؟!
یعنی خدای مهربونم میشه چند ماه ديگه من دانشجوی اين جا باشم؟!
امیدوارم چند ماه ديگه به اين پست رجوع  کنم و بگم دیدی تونستی؟!
+ در راستای پست دیروز باید بگم حالم خیلی بهتر شده و یعد از دو روز استراحت با اعمال شاقه(!) می ریم که درس های کنکور رو بتریم!
 
با خودم میگم :
ای بابا وخی زندگی کن
اگه قرار باش واسه لذت بردن از زندگی
واسه استفاده از وقت و انرژیت 
منتظر باشی تا اوضاع روبراه باشه ، آرامش باشه ، مشکلات نباشه ، سرت شلوغ نباشه ، گرفتاری نباشه و هزار شرط ديگه 
 
هرگز اون روز نمی رسه !
 
فقط کافیه در لحظه زندگی کنی و از لحظاتت استفاده کنی .
مگه هر لحظه چند قلو می زاد ؟!!!
 
ایده آل اینه که وقتی عروس یه خانواده میشی اونا دوست داشته باشن
اين که وقتی با پسرشون میای یه کشور فوق غربت طور سپاسگزارت باشن
سپاسگزارت باشن که . خیلی حرف هست واسه نوشتن که از نوشتنش صرف نظر می کنم هم  واسه آرامش خودم
اما خب نیست
علاوه بر اين که نیست تازه طلبکار تو هم هستن و اذیتت هم می کنند
 
خب حالا که چی؟ تکلیف چیه؟ مگه تو واسه خاطر اونا داری اينجا را تحمل میکنی ؟ مگه واسه خاطر اونه که داری باهاش زندگی میکنی؟ آره؟ اگه آره که اوضاعت داغونه
تو
ایده آل اینه که وقتی عروس یه خانواده میشی اونا دوست داشته باشن
اين که وقتی با پسرشون میای یه کشور فوق غربت طور سپاسگزارت باشن
سپاسگزارت باشن که .( خیلی حرف هست واسه نوشتن که از نوشتنش صرف نظر می کنم  واسه آرامش خودم)
اما خب نیست
علاوه بر اين که نیست تازه طلبکار تو هم هستن و اذیتت هم می کنند
 
خب حالا که چی؟ تکلیف چیه؟ مگه تو واسه خاطر اونا داری اينجا را تحمل میکنی ؟ مگه واسه خاطر اونه که داری باهاش زندگی میکنی؟ آره؟ اگه آره که اوضاعت داغونه
تو ه
آقا امروز استاد ساعت ۹ بهم پیام داده بود
من از ساعت ۶ که آن نشده بودم
تا آن شدم و پیامشو دیدم ۱۲ شب بود. ديگه همون موقع جوابشو دادم
وای که چقدر باکلاسم من
لامصب شیش ساعت آنلاين نشدی تو؟
اصلا تو اعتیاد ه شبکه های مجازی نداری؟
آخه کی هستی تو دختر؟
خخخخخ
بعد از ظهر کلیشو خواب بودم
بعد پاشدم رفتم چایی خوردم
نماز خوندم
رفتم بیرون واسه جوجه خمیربازی خریدم
بعدشم که تا اومدم خونه با ال کلی ویدیو کال کردیم
بعد رفتم واسه شام و دسر بعد از شام
برادر اینها ش
ديگه تمومه هرچی بهم گفتی دروغه
اون که عاشق باشه هیچوقت از پیش عشقش نمیره
برو ديگه نده منو عذابم، ما ديگه نمیمونیم برا هم
تو خراب کردی همه رویایی رو که واسه تو ذهنم ساختم آره نامرد
چرا بازی دادی قلب منو ؟ دارم دیوونه میشم تو نرو
گفتی همیشه من کنارتم ولی رفتی واسه همیشه تو
چرا بازی دادی قلب منو ؟ دارم دیوونه میشم تو نرو
گفتی همیشه من کنارتم ولی رفتی واسه همیشه تو
آروم نمیگیره اين قلبم …
آسون دادیم همو ما از دست
داغون شدم من از بس برو برنگرد
برو د
حالم داره یکم بهتر میشه
از شنبه دوباره خوندن رو شروع کردم . البته به مقدار کم  . هنوز خوب باورم نشده که چی شده
همه میگن سال ديگه  بهتر میشه . مثه قبلا کهه میگفتن تو صد در صد قبولی
هنوز تو گوشمه وقتی میگفتم خراب کردم کنکورو میگفتن دروغ میگی  اگه تو خراب کنی که خوب کرده
هنوز تو گوشمه خانوم دکتر صدام میکردن  و من میگفم لطفا اينجوری نگین . واسه یه هفته متوقف شد       . باز شروع شد
هنوز تو گوشمه دوستام میگفتن تو که قبولی واسه چی نگرانی ؟؟؟
هه چیز تموم
تکست و متن آهنگ سیاوش قمصری به نام میمیرم واسه تو

میمیرم واسه تو کاش بشه دلتو بسپاری به من ساده
هوش و حواسمی یه همچین آدمی از سرم خیلی زیاده
میمیره واسه تو دلی که غیر تو هیچ کسو نمیخوادش
بد عادتِ بهت کوتاه بیاد دلت کم میکنی از بارش
ادامه مطلب
من از ترکی خوشم نمیاد. نه که بی کلاسی بدونمشا:| برمیگرده به متنفر بودنم از شهرمون. بهرحال زبان اول یا زبان مادریم نیست اتفاقا زبان دومه. ما مثل خیلیای ديگه تو خونه ترکی حرف نمیزنیم. من تا پارسال فقط با مامانبزرگام ترکی حرف زده بودم تو عمرم اونم صرفا بخاطر اينکه فارسی بلد نیستن. بخاطر همین وقتی رفتم تهران تلاش زیادی لازم داشتم واسه ترکی حرف زدن:)) حالا چرا باید ترکی حرف میزدم؟ بخاطر به آفرید:) به آفرید تبریزیه. و باعث شد نظرم نسبت به ترکی تغییر پی
دیروز فهمیدم دوست صمیمی دوران دانشجویی داره مامان میشه
واسه اين که مامان بشید به بلوغ های کافی توجه می کنید؟ یا اين که زندگی خود را همچون بازی کامپیوتری دیده و فکر می کنید خب حالا نوبت بچه اس!
 
:)
و مهم تر از همه اين که آیا زندگی ما آماده ی پذیرش فرد سوم را دارد ؟
البته که نباید کمال گرا بود اما زیاد از هم حد هم نباید راحت گرفت ، واسه خرید یه ماشین هم باید تحقیق کرد اين که ديگه یک انسانه
 
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی