محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

قبیله دِلگُندِگان

 
5-5=0
ام البنین
مسلم بن عقیل
مزّه
صدر اعظم خانم مرکل
الله اکبر
پیامبر اکرم
آخری
 
ینی همه شون
از صدرشون تا ذیلشون روانی اند
باورت بشه
این یکی آخری که تیشه رو زده بیخ ریشه
بقیه هم یه جورایی روانی اند
من و تو هم اگر همو نداشتیم یا روانی می شدیم تا دق می کردیم یا یه اتفاق دیگه می افتاد از جنس همونی که انگار برای یکیشون می خواد بیفته
 
یادمه 86 اولی توی جشن پنجمی توی راه پله یه حرفی به ام البنین زد و حالش رو گرفت، جوری که بعد ها گفته بود می خواستم برم ج
در زمان های قدیم مرد جوانی در قبيله ای مرتکب اشتباهی شد .به همین دلیل بزرگان قبيله گرد هم آمدند تا در مورد اشتباه جوان تصمیم بگیرند در نهایت تصمیم گرفتند که در این مورد با پیر قبيله که تجربه بسیاری داشت م کنند و هر چه که او بگوید عملی کنند.
 
پیر قبيله از انجام این کار امتناع کرد .بزرگان قبيله دوباره فردی را به دنبال او فرستادند و پیام دادند که شما باید تصمیم نهایی را در مورد اشتباه این جوان بگیرید .
ادامه مطلب
*قبيله گرایی*
- دوستی می پرسد آیا پرداختن به مسائل گذشته فامیلی ، از نگاه ات قبيله گرایانه به نظر نمی رسد ؟
+ پاسخ دادم آیا این سخن بدین معناست که اگر امری متعلق به خانواده بنده هم می شود ، چیزی از آن ننویسم و سکوت کنم ، یا اگر هم می نویسم ، کمی خود حذفی را چاشنی اش کنم !
- می گوید تو چیزی ننویس ، بگذار بقیه بنویسند !
+ می پرسم چرا ? 
- می گوید تو هم از همان خانواده ای ، حساسیت شدید بر شما وجود دارد !
+ می گویم خود این حساسیت ، خود این نگاه ، نشأت گر
 
اگر قرار بود یکی از بت های قوم های قدیمی و بربر را ستایش کنم میرفتم جزو آن قبيله های تاریک فکری میشدم که خورشید را شیطان می دانند و برایش آدم قربانی می کنند و نه آن قبيله هایی که خورشید را خدا می دانند و پرستش می کنند. از نور بدم نمی آید ، نوری را که در تاریکی می درخشد دوست دارم ولی این آفتاب خیره کننده تابستان- یعنی نور محض- یک چیز ظالمانه ایست.
 
 
* میراث . هاینریش بل . سیامک گلشیری 
 
 
انشا در مورد یک تصویر ذهنی انشا ذهنی در مورد طبیعت انشا در مورد عکس انشا ذهنی در مورد قاب عکس انشا تصویر نویسی ذهنی پایه هشتم عکس انشا انشا صفحه ٩٢ هشتم تصویر سازی پایه هشتم پیمایش صفحه
 
انشا درباره تصویر نویسی صفحه 84 نگارش هشتمتصویر اول : تابستان سوزان فرا رسیده است و باری دیگر عشایر مجبور به کوچ به ییلاق شده اند. این گرما برای افراد قبيله غیر قابل تحمل است و همه را کسل کرده است. اسب ها تشنه اند و دیگر نای راه رفتن را ندارند. بز ها و حیوانات دی
مردان قبيله سرخ پوست در ایالات متحده آمریکا، از رییس جدید پرسیدند: آیا زمستان سختی در پیش است؟ رییس جوان قبيله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب داد: برای احتیاط بروید هیزم تهیه کنید.» سپس رییس قبيله رفت و به سازمان هواشناسی کشور زنگ زد: آیا امسال زمستون سردی در پیشه؟» پاسخ: اینطور به نظر میاد.» پس رییس به مردان قبيله دستور داد که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن باشد، یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ رد: شما نظر قبلی تون رو
فیلم آلفا بر اساس زندگی انسان های اولیه است که پسر رئیس قبيله از یه تپه پرت میشه پایین کسی نمی تونه نجاتش بده بنابراین اونا پسر رو تو محل حادثه ترک میکنن قبل این سفر پدر درباره گرگ ها و رئس قبيله گرگ ها که آلفا نام داره به پسرش میگه . زبان فیلم یک زبان خیالی هست و این فیلم برخلاف باقی فیلما ارزش دوبار دیدن رو داره 
در فلات مرکزی ایران و میان کوههای پراکنده زاگرس سرزمینی خرم به نام پرتیکان وجود دارد که در گذشته مسکن قبيله پارتاکنیان بوده است.
پارتاکنیان مردمانی دلیر بودند و قبيله ای از قبایل ماد که در برابر آشوریان ایستادگی نمودند. نماد رشادت این قوم، دلیرمردی به نام کاوه است که کهنه پیشبند چرمینش به بیرق خونخواهی و عدالت طلبی بدل گردید و در سایه عدل فریدون پاک نهاد پرچم ملی ایرانیان و مظهر شگون و شکوه قرار گرفت.
ادامه مطلب
برگرفته از مقدمـه کتـاب لالا لالا گـل پونـه
 
در فلات مرکزی ایران و میان کوههای پراکنده زاگرس سرزمینی خرم به نام پرتیکان وجود دارد که در گذشته مسکن قبيله پارتاکنیان بوده است.
پارتاکنیان مردمانی دلیر بودند و قبيله ای از قبایل ماد که در برابر آشوریان ایستادگی نمودند. نماد رشادت این قوم، دلیرمردی به نام کاوه است که کهنه پیشبند چرمینش به بیرق خونخواهی و عدالت طلبی بدل گردید و در سایه عدل فریدون پاک نهاد پرچم ملی ایرانیان و مظهر شگون و شکوه قرا
از قبيله باران: روایتی شاعرانه و دلنشین از زندگی و احوالات شیخ مرتضی زاهد
 
از قبيله باران : خسرو آقایاری، نشر سوره مهر
معرفی:
من ازآسمان می آیم. قطره ای بارانم وجزء آیت های خدای مهربان اگر دوست داری باران باشی باید با قطره قطره هایی که از آسمان می آید همراه شوی. پس بااین قطره همراه باش.
 
بریده کتاب(۱):
میوه های درخت، هرچه دست نیافتنی تر ودور از دسترس باشند، زیباتر وتحریک کننده ترند. مردم خیلی از وقت ها به میوه های دم دستی قناعت می کنند. آنها مثل
ترانه ای با صدای عباس مهرپویا 
با آهنگسازی پرویز وکیلی

تو از قبيله لیلیمن از قبيله مجنونتو از سپیده و نوری من از شقایق پر خونتو از قبيله دریامن از نژاد کویرمهمیشه تشنه و غمگینهمیشه بی تو اسیرم همیشه بی تو اسیرمحدیث عشق من و تو حدیث ابر بهاریبه من چه می رسد ای دوستاز این همه غم و زاری از این همه غم و زاریتو از قبيله لبخندمن از قبيله اندوهفضای فاصله صد آهفضای فاصله صد کوه
دانلود
می توانستم دختری عشایری باشم. زیر سیاه چادر» به دنیا بیایم. در کودکی دنبال بزها بدوم و با خاک و گِل و سنگ بازی کنم. در نوجوانی بلد بشوم نان بپزم. جاجیم و گبه ببافم و دوغ و پنیر و کره درست کنم. شاید در جوانی با پسری از قبيله ی خودمان یا قبيله ای دیگر  ازدواج کنم و کودکانی بزایم. شاید هم نه. مدت زمانی کوتاه یا دراز بزیَم و در روزی گرم یا شبی سرد، این جهان را پشت سر بگذارم. این تصویر تماما زیبایی است. این قصه، هیچ کم و کسری ندارد. چه کسی گفته است حتمی
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.
نه من شاید هیچوقت موج نبودم؛ هیچوقت با تمایل قلبی خروش نمی‌کردم و سر به سنگ نمیزدم. من شاید یه جلبک دریایی باشم که بنابر یک سری اتفاقاتِ اتفاقی کنار یه ساحل ناارام و پر از موج و‌خروش قرار گرفتم. من تمام عمر با موج ها خروشیدم و سر به سنگ زدم. حالا اما خبری از هیچ موجی نیست، من موندم و من. اوایل همه چی ایده‌آل بود. قهوه ، موزیک ،مطالعه ، فیلم. نه خبری از امتحان بود و نه تکلیف و نه ددلاین و نه هیچ چیز دیگه ای. این اولین با
(این شبهِ داستان نه داستان است و نه به هیچ وجه تاریخ!!!)
 
جوانکی سیاه پوست گوش بر زمین خوابانده، با چشم هایی بسته انگار صدای هسته ی مرکزی زمین را می جوید. ناگهان چشم باز می کند و به سرعت بلند می شود و پا تند می کند. آنقدر سریع می دود که آهویی به هنگام فرار از یوزپلنگ.
وسط سیاه چادرهای قبيله که دور تا دور نصب شده اند، کنارِ چاهِ آب، مردان به دورِ مالک؛ شیخ و بزرگ خود جمع شده اند و انتظار می کشند. ن و بچه ها هر کدام کنار خیمه ی خود نشسته و یا ایستاد
کلش رویال دومین بازی استراتژیک شرکت سوپر سل است در این بازی شما با بازیکنان سراسر جهان به نبر می‌پردازید کارت های جدید باز کنید . با هم قبيله های خود در جنگ قبيله شرکت کنید و
 
لینک دانلود از سرور های کافه بازار (download )
منبع: بیلوار 
دانلود انیمیشن گربه ها 2019 Cats
ژانر : کمدی | درام | انیمیشن
محصول : 2019 آمریکا
امتیاز: 10/2.9
کارگردان :Tom Hooper
بازیگران : Idris Elba, Rebel Wilson, Judi Dench
خلاصه داستان : در دنیای گربه‌ها قبيله‌ای بزرگ به نام جلیک با نژاد‌های مختلف وجود دارد که در این قبيله هر ساله تصمیم‌گیری می‌کنند که کدام یک از آنها به لایه‌ی هویساید صعود می‌کند ، اما در این میان اتفاقات مختلفی رخ می‌دهد که…
ادامه مطلب
این شبه داستان نه داستان است و نه به هیج وجه تاریخ!!!
 
مردی بلند بالا با چهره ی سیاه سوخته و شکمی برآمده و ریش هایی سیاه تر از قیر و سبیل تراشیده شده رو به مالک گفت: یا شیخ! من همان شب به تو گفتم: ما برای م به خیمه ی تو آمده ایم، اما تو پیش از آنکه ما حرفی بزنیم تصمیم خود را گرفته بودی و م لازم نداشتی، چرا وقت ما را گرفتی. الآن هم وسط این چادر ها ایستاده ای که بگویی: حرف من یکی است، دوتا نمی شود؟
مالک نگاه خشم آلودی به آن مرد کرد و خواست حرفی ب
بانو سوسونو فرزند رئیس یون تابال، رئیس قبيله گیرو و در عین حال ملت جولبون بود، او پس از اتحاد جولبون و تأسیس گوگوریو، و گم شدن یی سویا همسر اول امپراتور دانگمیونگ، به عنوان همسر وی و امپراتوریس گوگوریو برگزیده شد. او صاحب دو پسر بود که بنا به فرضیه ای پسران دانگمیونگ و بنا بر نظری دیگر پسران اوته یکی از مدیران قبيله گیرو بودند، آن دو پسر بیریو» و اونجو نام داشتند. با پیدا شدن بانو یی سویا و شاهزاده یوری، سوسونو که موقعیت فرزندانش را در خطر د
98 سال خوبی برایم نبود
پر از رنج و از دست دادن و اندوه و  سردرگمی و تنهایی بود. پر از بی‌کاری و نگرانی بغض بود اما حالا که از دور به آن نگاه می‌کنم از این همه خاکستری، تجربه‌های سبز زیادی دارم
98 سال خوبی نبود اما  ذره‌های نور مهر آدم‌ها را هم داشت،کشف آدم‌ها و دنیاهای جدید هم داشت
98 ابر شگفت‌انگیزی را به من هدیه داد
حالا که به 98 نگاه می‌کنم، می‌دانم چقدر به صلح درونی و رها کردن احتیاج دارم و هر قدم کوچکی که برای آن بر می‌دارم، روحم را پر از
داستانک
می توانستم دختری عشایری باشم. زیر سیاه چادر» به دنیا بیایم. در کودکی دنبال بزها بدوم و با خاک و گِل و سنگ بازی کنم. در نوجوانی بلد بشوم نان بپزم. جاجیم و گبه ببافم و دوغ و پنیر و کره درست کنم. شاید در جوانی با پسری از قبيله ی خودمان یا قبيله ای دیگر  ازدواج کنم و کودکانی بزایم. شاید هم نه. مدت زمانی کوتاه یا دراز بزیَم و در روزی گرم یا شبی سرد، این جهان را پشت سر بگذارم. این تصویر تماما زیبایی است. این قصه، هیچ کم و کسری ندارد. چه کسی گفته ا
در قبایل عرب همواره جنگ بود
اما مکه زمین حرام بود و ماه های رجب و ذی القعده ، ذی الحجه و محرّم
زمانِ حرام.
یعنی که در آن جنگ حرام است.
دو قبيله که با هم می جنگیدند، تا وارد ماه حرام می شدند جنگ را موقتا تعطیل میکردند
اما برای آنکه اعلام کنند که در حال جنگ اند و این آرامش از سازش نیست
ماه حرام رسیده است و چون بگذرد ، جنگ ادامه خواهد یافت.
سنت بود که بر قبه ی خیمه ی فرمانده قبيله پرچم سرخی بر می افراشتند تا
دوستان، دشمنان و مردم بدانند که : جنگ پایان
زید شحام گوبد حضرت صادق ع بمن فرمود بهرکس از مردم که ببینی پبروی ازپیروی آز من کنند و بگفتار من عمل کنند سلام مرا برسان و من بشما سفارش کنم که نسبت بخدای عزوجل تقوای داشته باشیدو در دین خود پارسا باشید و در راه خدا کوشش کند و براستگویی وبادای امانت وطول دادن سجده و نیکی لا همسایه شما را سعارش میکنم زیرا محمد ص همین وستورات ا اورده است هرکه بشما امانت سپرده باو پس دهیدنیکو رفتارباشدیابدکردار زیرا رسولحدا ص دستور میداد که سوزن ونخ رانیز بصاحب
بانو سوسونو فرزند رئیس یون تابال، رئیس قبيله گیرو و در عین حال ملت جولبون بود، او پس از اتحاد جولبون و تأسیس گوگوریو، و گم شدن یی سویا همسر اول امپراتور دانگمیونگ، به عنوان همسر وی و امپراتوریس گوگوریو برگزیده شد. او صاحب دو پسر بود که بنا به فرضیه ای پسران دانگمیونگ و بنا بر نظری دیگر پسران اوته یکی از مدیران قبيله گیرو بودند، آن دو پسر بیریو» و اونجو نام داشتند. با پیدا شدن بانو یی سویا و شاهزاده یوری، سوسونو که موقعیت فرزندانش را در خطر د
تعریف قبيله از نگاه ست گادین
ست گادین در همان اوایل کتاب، تعریفی از قبيله را ارائه می‌دهد:
قبيله گروهی از افراد مرتبط با یکدیگر، مرتبط به رهبر، و مرتبط به یک ایده است. میلیون‌ها سال است که انسان‌ها بخشی از این قبيله یا آن قبيله بوده‌اند. هر گروه تنها به دو چیز نیاز دارد تا یک قبيله محسوب شود: علاقه‌ی مشترک و راهی برای برقراری ارتباط.
او در جای دیگری در همان اوایل کتاب توضیح می‌دهد که:
ما انسان‌ها ناگزیر از این هستیم که به چیزی تعلق داشته ب
شخصیت های قبيله ی دگران تهم

تفسیری نسبتا کوتاه از آلبوم مکتب شب و یا
به صورت کلی شخصیت های قبيله ی دگران است. شخصیت هایی که روند داستانی آثار
جدید تهم را تشکیل داده و در صورت درک نکردن آنها برداشت شما از قطعات اخیر
تهم ناقص خواهد ماند.
ادامه مطلب
 
برگرفته از مقدمـه کتـاب لالا لالا گـل پونـه
 
در فلات مرکزی ایران و میان کوههای پراکنده زاگرس سرزمینی خرم به نام پرتیکان وجود دارد که در گذشته مسکن قبيله پارتاکنیان بوده است.
پارتاکنیان مردمانی دلیر بودند و قبيله ای از قبایل ماد که در برابر آشوریان ایستادگی نمودند. نماد رشادت این قوم، دلیرمردی به نام کاوه است که کهنه پیشبند چرمینش به بیرق خونخواهی و عدالت طلبی بدل گردید و در سایه عدل فریدون پاک نهاد پرچم ملی ایرانیان و مظهر شگون و شکوه قر
از آنجایی که رسم‌ها و زندگی این قبایل برای مردمان شهرنشین بسیار جالب و جذاب به‌نظر می‌رسد، خالی از لطف نیست اگر در ادامه برای شما از قبيله‌هایی بگوییم که به‌رغم گذشت قرن‌ها، هنوز هم پابرجا هستند و با رسم‌های و سنت‌های قدیمی و کهن زندگی می‌کنند.
مجله اینترنتی چشمک: سرعت زندگی به اندازه‌ای زیاد شده که تفاوت نسل‌ها به دهه رسیده و متولدین یکی دو دهه گذشته، زندگی و طرز فکر متفاوتی نسبت به دیگران دارند. در نتیجه سبک زندگی، سنت‌ها و حتی لبا
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ
(حجرات/6)
شان نزول:
پیامبر(صلى الله علیه وآله) ولید بن عقبه را براى جمع آورى زکات از قبيله بنى المصطلق اعزام داشت.
هنگامى که اهل قبيله با خبر شدند نماینده رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) مى آید، با خوشحالى به استقبال او شتافتند.
ولى از آنجا که میان ولید و آنها در جاهلیت خصومت شدیدى بود
این شبه داستان نه داستان است و نه به هیچ وجه تاریخ!!!
 
جوانک سیاه پوست که بَکر نام دارد و غلام مالک است خود را به ارباب خویش می رساند و با تنی سخت عرق کرده و نفس ن می گوید: ارباب! ارباب! دارند می آیند. من صدای سم اسبان زیادی شنیدم. دارند می آیند.با شنیدن این خبر ولوله ای در قبيله می افتد، ن نگرانی خود را فریاد می زنند و اشکِ ترس از چشم سرازیر می کنند. کودکان از گریه های مادران ردّ ترس از مرگ و آینده ای نامعلوم را خواندند و به رنگ آن درآمدند و ج
داستان: امریکا، سال ۱۷۵۷. هنگام مبارزه ی قدرت میان انگلستان و فرانسه، هاک آی» و پدر و برادرش که آخرین بازماندگان قبيله ی خود هستند، سعی می کنند به دفاع از مستعمره نشینان قربانی این درگیری ها بپردازند. هاک آی» و برادرش دل به دختران سرهنگی انگلیسی می بازند و برای نجات آن دو از چنگ بومیان انتقام جوی قبيله ای دیگر، خود را به آب و آتش می زنند.
طبق افسانه‌های قوم ژیژ مردم قبيله‌ ژوژ معتقد بودند اگر برای بار اول کسی را که هیچ شناخت و پیش‌زمینه‌ای از او‌ ندارید ببینید، اولین احساسی که در چند ثانیه‌ی اول به شما دست می‌دهد، صادقانه‌ترین حسِ ضمیر شما نسبت به ضمیر آن شخص است. مثلا بنده که تاریخ نگاری قوم ژوژ را عهده گرفته‌ام، آقایی را که یک تحلیلگر ی است نه با نام نه با هیچ نشانی نمی‌شناختم. بار اول ایشان را در برنامه‌ی جهان‌آرا دیدم و همان چند ثانیه‌ی اول مفصلا در دلم جاگیر ش
با رسول کردگار ذوالمنن (ص)
گفت اعرابی: بگو پندی به من!
 
حضرتش فرمود: خشمت را بخور!
مرد هم برگشت با این طرفه در
 
باخبر شد در غیاب او شبی
در قبيله روی داده مطلبی
 
از جوانان عدّه‌ای دیوانه‌وار
غارت آورده به قوم همجوار
 
آن طرف هم دست یغما آخته
بر سر اموال اینان تاخته
 
دو قبيله اینک از جا جسته‌اند
روبروی یکدگر صف بسته‌اند.
 
او به عنوان زعیم قوم خویش
رزم‌جامه برگرفت، افتاد پیش
 
دید اینجا پند کوتاه رسول(ص)
طرح باید گردد و افتد قبول
 
با بزرگ آن
چقدر زیباست تبادل فرهنگی و یادگیری از آداب فرهنگ ها و کشورهای دیگر
اگر تقلید محض و کورکورانه نباشد
 
هر قبيله و مردمی، آدابی زیبا و قابل احترام دارند که می توان آموخت
از احوال پرسی ژاپنی ها گرفته تا سخت کوشی چینی ها و الی آخر
زلال آینه ها را بیا و باور  کنشکوه ومنزلتی نو طلب زداور کنپریش وزخمی ام ای جان بیاوازسرمهرترحمی به دل این به غم شناور کنتوازتبار کدامین قبيله آمده اینگاه شرقی خود را به سوی خاورکنرفیق هستی ویکدل همیشه می مانی؟درخت زخمی جان مراتناورکن
بازی SHOGUN: Total War نام اولین نسخه از سری محبوب و پرطرفدار Total War است که توسط استودیو Creative Assembly طراحی و ساخته شد و کمپانی SEGA در سال 2000 اقدام به انتشار این بازی نمود.داستان بازی در مورد جنگ های سامورایی در دوره Sengoku است که از اواسط قرن پانزدهم تا اوایل قرن هفدهم روایت می شود . در این بازی شما در نقش daimyo قرار دارید و باید از طریق نظامی ، دیپلماسی ، جاسوسی و تجارت سعی کنید تا ژاپن را فتح کنید.دو منطق اصلی در شوگان وجود دارد. در بخش داستانی یا کمپین شم
تا کسی نباشه که بهتر از آدم بنویسه، آدم به نوشته‌های الکی خودش راضی می‌شه. شما بلدید خوب نوشتن رو. بهترین نوشته‌هاتون رو بنویسید. ما رو از کیف کردن محروم نکنید. ما رو از یاد گرفتن از محضرتون محروم نکنید. شهر خالی‌ست ز عشاق ولی بنویسید شما. ما رو قابل بدونید.
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی