محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

رفیقِ خوبِ روزهایِ بد

 همیشه می‌روی و من هنوز
پیِ کسی که عاشقم شود
اگر فقط غریبه می شدی
رفيقِ خوبِ روزهای بد
شقیقه های ترس را ببوس
به هرچه می‌شد و نمی‌شود
برای لحظه‌ای بمیر و بعد
نرو که هیچ کس نمی رود
تمام آب هم لجن شود
ولی نهنگ ها نمی زنند
به خودکشیِ ساحلی بدن
عجیب ها به عمق می روند
مجاهدانِ انتحاری اند
که از شُعارها نمی بُرند
دو گرگِ بازمانده از قدیم
که از گراز ها نمی خورند
جهانِ پشتِ آینه سیاه
جهانِ روبرو تکرّر است
آهای زل زده به چشمِ من
رفيقِ شیشه ای دلم
مامانم زن خیلی خوبیه.
از اون خوبایی که واسه خودش یه‌پا خانوم خونه‌ست.
از اونا که آشپزی و کدبانوییش بیسته!
از اون یی که با حرف زدن با مرد غریبه لپشون گل میندازه و چادرشو سفت میگیره!
مامانم خیلی زن خوبیه!
از اون خوبا که بابام دوست داره و هی قربونش میره و هی دورش میگرده!
چند سال پیش یه روز داداش بزرگم اومد و گفت عاشق شده!
می‌گفت طرف دختر خیلی خوبیه!
از اونا که تو دانشگاه جزء نمره‌اول‌هاست!
از اونا که ته منطقن و میشه یه عمر زندگیو باهاشون ساخت!
سرود
( ماه روی نیزه ها )
هرچه دارم از تو دارم
نیست طاقت بی قرارم
بنگر ای فرزندِ زهرا
یک نظر بر حالِ زارم
نامِ زیبایِ تو باشد
آبرویم ، اعتبارم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روز جزا
ثارالله   ثارالله
عاشقِ زارِ تو هستم
من که بیمارِ تو هستم
بر همه دنیا ببالم
چون که زوارِ تو هستم
در دو عالم سر فرازم
که عزادارِ تو هستم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روزِ جزا
ثارالله  ثارالله 
شاهِ من ماهِ مُ
 
این روزهايِ پایانیِ شهریور ، دلهره ی عجیبی دارد !
دلهره ای از جنسِ حال و هوایِ نابِ کودکی ،
با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو .
ما دیگر آن کودکِ بی غم و خندانِ سالهایِ دور نیستیم ،
اما این دلهره ، یادگارِ خوبِ همان روزهاست ،
روزهايِ خوبی ، که نگرانیِ مان ، بخاطرِ معلمِ تازه ای بود که نمی شناختیم ،
و تمامِ ترسمان ، برای درس هایی ؛
که قرار بود سخت تر از سال هایِ قبل باشد .
چه حال و هوایِ بی نظیری بود !
هنوز هم که هنوز است ، پاییز ، د
دقیقا وسط همین نوشتنم یهو کل انرژیم خنثی شد که شاید دیگه نتونم مثل قبل بنویسم و دلم به قدری تنگ شد که کلمات دیگه جایی برای موندن نداشتن و نتونستم ادامه بدم. و الان به همین اکتفا می کنم که بگم خدا رو شکر، خدا رو شکر، خدا رو شکر همه چی خوبه و امیدوارم حال دل همه تون خوبِ خوبِ خوب باشه ^_^
ولی خب شاید بعدا اومدم کلی براتون پرحرفی کنم :دی
+ این پست صرفا جهت تیک خوردن دفتر حضور غیاب وبلاگی است.
این را همه تجربه کرده ایم
و بارها از بزرگان شنیده ایم
که با تداوم و استمرار است که اتفاقات خوبِ زندگی رخ می دهد
به یک شب و دو شب نیست
 
شاید برای همین بوده که عارفان، ترک یک گناه یا عادت به کار نیک رو به مدت چهل روز مراعات می کردند
* سلام
* و چه زیبا بعد از تقریبا سه ماه همچنان به سوی وبلاگ باز میگردیم:))
* ولی که اکنون از من سخن محدود است:)
* خلاصه‌وار بگم که حالمان خوبِ خوبه شکر خدا⁦ ازش میخوام حال شما هم خوب باشه❤️⁩
* فعلا دستم خالیست از نوشتن؛ در واقع نمی‌دونم چیو بنویسم و از کجا شروع کنم!
* و نمی‌دونم چرا ادبیاتَم اینگونه شده :))
* خوش اومدین و خوش اومدم✨
* سلام
* و چه زیبا بعد از تقریبا سه ماه همچنان به سوی وبلاگ باز میگردیم:))
* ولی که اکنون از من سخن محدود است:)
* خلاصه‌وار بگم که حالمان خوبِ خوبه شکر خدا⁦ ازش میخوام حال شما هم خوب باشه❤️⁩
* فعلا دستم خالیست از نوشتن؛ در واقع نمی‌دونم چیو بنویسم و از کجا شروع کنم!
* و نمی‌دونم چرا ادبیاتَم اینگونه شده :))
* خوش اومدین و خوش اومدم✨
جان می رود با تو دوست ، لبخندهایم، ذوق هایم ، انگیزه ام زنده می شود جانِ دل، و تو رفيقِ تمامِ لحظات  ِ بد و خوبِ من خواهی بود . 
نمیدانم انرژی و ذوقم را چگونه حفظ کنم تا کسی یا چیزی باعث ازبین رفتنش نشود‌.
قشنگ ترین لحظه که بعد سه سال میبینمش و بهم میگه : تو چه تُپلی شدی بلند ، و یک چند نفری بر میگردند تا ببینند این کُپل خانوم کیه که دوست جان اینقد ذوق کرده از دیدنش ولی کپلی پیدا نمیکنن ، کپل داریم تا کپل .
و هی ماچ کنه بگه اخه چقدر بزرگ شدی جان
پروازِ پر صلابتِ مرغانِ خوش صدا
در آسمانِ آبیِ این روستایِ دور
آوازِ خوبِ قُل قُلِِ چشمه
بر دامنِ طبیعت و دامانِ کوه ها
این رقصِ عاشقانه یِ سر شاخه هایِ سرو
با هر نسیمِ تازه یِ دریا
یا روشنایِ ماه که از آسمانِ شهر
چشمانِ پر زِ خوابِ مرا با محبتش
پر نور می کند
"یادِ تو را برایِ دلم زنده می کند"
این خوشه هایِ سبز
این دشتهایِ گندمِ نارس
آن جویبارِ جاری و آن باغ هایِ سبز
این نوبهارِ تازه که دلشوره هایِ سردِ زمستان را
از قلب ها زدود
گل هایِ سرخ و زنب
۱- بازی‌هامون توی پاویون و خنده‌هامون از ته دل۲- سودهای خوب توی سالِ خوبِ بورس۳- اولین اینتوبه‌کردن‌های موفقِ نسبتاً تنهایی و حس خوبش۴- حسِ خوبِ این که یه نفر واقعاً اینقدر دوستت داره، و از همه جهت قبولت داره.۵- پیامکِ یهوییِ اولین حقوق اکسترنی (عملاً اولین پولی که تو این مسیر گیرمون اومده) به مبلغ ۳ میلیون و چهارصد. البته حقوق چار ماه رو یه باره دادن :))
۶- نوشتنِ کلمه‌ی دکتر» برای اولین بار، پشتِ اسم‌مون روی کارت.۷- گروه‌بندی با بچه‌ها
امروز صبح اردوی عید بودیم. نمیدونم حالمون خوب بود یا نه‌. بود به گمانم. البته گمان های من قابل اعتماد نیستند. حسادت هم کردم به گمانم. ولی زیبا بودم. حس‌هایم زیبا بودند. سیگار هم بود.
ف و الف تازه آمده بودند. از خانه‌شان. حرف های جدی زده بودند‌. بچه‌ها و محبت هایشان. به زهرا لگاریتم یاد دادم و گفت: تو خیلی خوبی. ندا و احمد و شوخی و خنده. احمد جدی جدی می‌گفت: "مهندس شما الگوی من هستی. من همیشه به حرف های شما اعتماد دارم. یه سوال دارم ازتون." همه جدی م
امروز صبح اردوی عید بودیم. نمیدانم حالمان خوب بود یا نه‌. بود به گمانم. البته گمان های من قابل اعتماد نیستند. حسادت هم کردم به گمانم. ولی زیبا بودم. حس‌هایم زیبا بودند. سیگار هم بود.
ف و الف تازه آمده بودند. از خانه‌شان. حرف های جدی زده بودند‌. بچه‌ها و محبت هایشان. به زهرا لگاریتم یاد دادم و گفت: تو خیلی خوبی. ندا و احمد و شوخی و خنده. احمد جدی جدی می‌گفت: "مهندس شما الگوی من هستی. من همیشه به حرف های شما اعتماد دارم. یه سوال دارم ازتون." همه جدی
دی ماه بود خاله ام متوجه شد سرطانش عود کرده. دکتر به خانواده اش گفته بود این دفعه خیلی ضعیفه و احتمالا نمیتونه تا آخر ٨نوبت شیمی درمانیش زنده بمونه…
ولی دیروز که برای ٦-امین نوبتش رفت و دکترش براش عکس هسته ای نوشته بود گفت که هیچ آثاری از هیچ غده ی سرطانی ای در هیچ جای بدنش نیست و دیگه نیازی به انجام این ٣شیمی درمانی آخر نداره… :)
امیدوارم یه روز بیام و بگم و دوستم هم خوبِ خوب شده…
من بر عکسِ همه؛ پشتِ خنده هام، غمه!●♪♫تو؛ بر عکسِ منی…●♪♫شادیوُ غمگین میزنی!●♪♫ولی تو فوقش آخرش؛ میگی کلاه رفته سرش!●♪♫باشه کلاه رفته سرم ؛ولی تورو از رو می بَرم!●♪♫خط وُ نشون کشیدم؛ که خدایی نکرده دیدم●♪♫چشام دیگه تورو نبینه…●♪♫آره! دوری وُ دوستی همینه…●♪♫خاطرت؛ هنوز عزیزه…●♪♫ولی از فکری که مریضه؛ بهتره دوری باشه…●♪♫
شعر ، ملودی : محسن یگانهنه که یه عشقِ زوری باشه…●♪♫هوایی شدی…●♪♫خواستی؛ که قلبموُ دورش کنی…●♪
 
چه روزهای غریبی بود.چقدر عجیب و غریب.باورم نمیشه که یک سال از اون روزها گذشته.هرچقدر هم که نخوای به یاد بیاری،یک عدد،یک تاریخ،کار خودش رو میکنه.تو رو به زمان و مکانِ مورد نظر پرتاب میکنه.مرورِ خاطرات این یک سالى که گذشت هم به فکرهای درهم و برهمِ این روزهام اضافه شده.
تسلیم میشم.به یاد میارم.مرور میکنم.مثل یک فیلم.یا مثل یه خوابی که در شبِ قبل دیدم.چه تلخ یا چه شیرین گذشته.تمام شده.چیزی که واضحه اینه که: در حال حاضر، گذشته توهمی بیش نیست.
 
ف
پول برای اینکه حالتون رو خوب کنه همینطوری کاری از دستش بر نمیاد، باید خودتون حال دلتون خوش باشه، حال و هوای خوب داشته باشین، پول فقط میتونه موقعیتایی رو برامون ایجاد کنه که ازش لذت ببریم، باش هیجان رو بچشیم پس پول برای ساختنِ حالِ خوش نیازمندِ مقدمه ست.
ولی خبر خوب این
حالِ خوش داشتن نیازی به مقدمه ای به نامِ پول نداره، فقط باید یاد گرفت راهش رو :)
 
 
من تو زندگیم چند دونه آدم دارم که همیشه به قلبم امید تزریق کرده‌اند و نگذاشته‌اند که در گوشه‌ای از نا امیدی دست پا بزنم. چند دونه فرشته که همیشه تو شادی و غصه کنارم بودند و هستند. با خنده‌هایم خندیدند و با گریه‌هایم غمگین شدند. نمیدونم که پاداش کدوم کارِ خوبِ نکرده‌ام هستند اما خدا کنه قدرشون رو بدونم.
مرتضی می‌گفت رفته بودم برای این که خروج از کشورم را ثبت کنم. بهم گفته بودند شما از پارسال أربعین وارد ایران نشدید! :D بعد می‌خندید و می‌گفت: حالا می‌ترسم بروم و دستگیرم کنند.
مرتضی از بچه‌های خوبِ مداحی و طراحی و تقواست.
اسمِ کاملشو توی اینترنت بگم در دو موردِ اول محصولاتش رو می‌تونید پیدا کنید.
زمان می میرد
و تویی زنده می شود .
مرگِ ثانیه ها را میشمارم
تاتولدِ ای دوباره!.
دنیا به من آموخت که 
بدونِ تو مردن بِه
ازحالا
تارسیدن به بهشتِ بین الحرمین
"تنها نقطه ی عروج"
شوقِ پرواز دارم.
امان از لحظه ای که نخواهی ام
امان از روزی که رهایم کنی
امان از لحظه ی غفلت که شاهدم باشی حسین جااااااان.
#اللهم عجل لولیک الفرج
#آقای خوبِ غزل های من سلام.
دلت را به دلِ خیابان بزن با بیخیالیِ جاده همراه شو .
 فراموش کن روزهایت چطور گذشت ، 
مهم نیست قرار است چه اتفاقاتی بیفتد ، 
و مهم نیست چقدر مشغله رویِ هم تلنبار شده
 روزهايِ رفته را به بادِ فراموشی بسپار
 و روزهايِ نیامده را به خدا . 
چای ات را کمی آرام تر و سرخوش تر از همیشه بنوش ،
 جوری که سقفِ دنیا هم اگر ریخت ؛ 
آب در دلِ لحظه هایت تکان نخورَد . 
آدم نیاز دارد گاهی عینِ خیالش نباشد .
 آدم نیاز دارد برای یک روز هم که شده ؛ 
به خاطرِ خودش نفس ب
 خدایا . از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت اما شکایتم را پس میگیرم . من نفهمیدم! فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست ، معنایش این نیست که تنهایم . معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت . با تو تنهایی معنا ندارد ! مانده ام تو را نداشتم چه میکردم .! ❤️
دوستت دارم ، خدای خوب من
#دکتر_چمران
 خدایا . از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت اما شکایتم را پس میگیرم . من نفهمیدم! فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست ، معنایش این نیست که تنهایم . معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت . با تو تنهایی معنا ندارد ! مانده ام تو را نداشتم چه میکردم .! ❤️
دوستت دارم ، خدای خوب من
#دکتر_چمران
فردا یکى دیگه از ارزوهام تیک میخوره :)نباید بزارم اخرین سال مدرسم نابود بشه  :)
خدایا با تمام وجود ازت خواهش میکن کمکم کن
مبادا دستمو ول کنیا خودت خوبِ خوب میدونى تنها کسى که دارم تویى و تو :))))
- اخرین روز اول ^____*  
هم ناراحت کنندس هم بسى بسیار خوشحال کننده
دکتر دوایی می گفتن چهار تا نشونه وجود داره ک نشون می‌دن اوضاع متعادل نیست. و اگر دیده می‌شن جای پیگیری داره.
اشتهای کم یا زیاد 
خواب کم یا زیاد 
میل جنسی کم یا زیاد 
حال و حوصله ی دیگران . 
مطلب اول 
آیا بیماری تابع آگاهی نیست ؟! 
مطلب دوم 
جایگاه تعادل در زندگی کجاست ؟! 
مطلب سوم 
علم بشر چقدر با حقیقت فاصله داره ؟!
مطلب چهارم 
من خوبِ خوبم. شما چطور ؟! 


پ.ن: 
امّا تو باور نکن! 
[به بهانه ساله شدنم و سال زندگی کردن روی این کره ی خالی، برای یادگاری می نویسم!]
راستش از بهترین اتفاق های ممکنِ امسال، پیدا کردن یه دوستِ جدید و فوقِ عالی بود!
از همون دوستایی که واقعا یکی شبیهش رو برای همه آرزو می کنم؛ البته اگر لنگه ای داشته باشه! :)))
خلاصه که از آشناییم با ایشون یه سری تغییراتِ اساسی در من ایجاد شد. یه سری فکر ها و باور هام تغییر کرد، یه سری رفتار هام حتی و غیره و غیره!
خوشحالم از این تغییرات. خیلی زیاد.
و خدا رو شکر می کنم
ممنونم که حالمو پرسیدید، من زنده‌م، و تقریبا خوبم. 
دارم رو خودم کار می‌کنم. دیروز خیلی بدتر بود حالم، اما گریه‌های دیشب و روزنه‌ی امیدی که امروز تو دلم شکل گرفت بهترم کردن. 
بیا به خدا توکل کنیم، باشه؟ درسته که زد زیر قراری که گذاشته بودم باهاش، اما می‌ذارمش کنار اون‌همه بدقولیای خودم.
+اگه حال خوب من، حال خوبِ تو باشه، من همه تلاشمو می‌کنم. قول می‌دم. تو فقط خوب باش.
+دارم Back to you رو گوش می‌دم. =) هی دوباره از اول. 
وقتی توی یه شرایط به شدت بحرانی میاد و میگه نگرانش نباش ، رفتم تحقیق کردم باید فلان کار و بهمان کار رو بکنی. تا من رو داری غمی نداشته باش و من پشتتم.حمایتت میکنم ، دلم میخواد مثل یه پرنده به سمتش پرواز کنم 
دیگه توجه نمیکنم کجام و چه حالی دارم و غرق حسِ خوبِ حمایت و بودنش میشم. 
و یادم میاد جمله ی دیشبش رو که عکس نیمکت معروفِ 30 هفته قبلمون رو واسش فرستادم و گفتم اولین حسی که داری؟ و  گفت حسِ قشنگِ به دست آوردنت ! *_*
     ماه میهمانی خدا                                  السلام  ای ماه روزه  ماه ناب                 داده خالق ارزشی حتی به خواب  ‌                 ماه برکت ، ماه نعمت ، ماه او                  جمع کن  بر  درگه  او  آبرو            ماه قرآن ، ماه  انفاق  و دعا        پهن کرده لطف خود بی ادعا      روزه دارد تندرستی  بر بشراین هم ازالطاف خوب او دگر  ماه جوشن ماه  استغفار بودحسّ خوبِ بندگی  در کار بودقدر هم بر قدر او افزوده است‌‌‌     تا سپیده آفتابی دیده  اس
 
دل مرده ، ماتم زده ، افسرده ، با خنده‌های مضحکِ بی فردا و بدون اطمینانمان . خدایا ، چقدر دلم خبر کوچکی میخواهد که خوشحالم کند ، چقدر دلم یک چیز خوب میخواهد ، حالا که چیزهای خوبِ مدنظرم را به اندازه‌ی چیپس سرکه‌ای مزمز پایین آورده‌ام ، حالا که دلم به هیچ چیز گرم نمیشود ، کاشکی یک اتفاق خوب می‌افتاد . کاش همه چیز انقدر سیاه نبود ، کاش انقدر لاچاره و تنها رها شده نبودیم . چرا زندگی باید انقدر سخت میشد ؟ ما که چیز زیادی نخواسته بودیم هیچوقت . 
میتونستم بهترین باشم.
میتونستم،شاید میتونستم.
 
هیچ وقت نخواستم شبیه کسی دیگه باشم
اما خواستم شبیه کس دیگه ای "خوب" باشم
نشد "خوبِ خودم" باشم
 
تونستم بهترین باشم اما نه اون بهترینی که خودم میخواستم
بهترینی که اونها میخواستن
و این یعنی هنوزم دورم
از خودم،
از خوب خودم،
و از هر چیزی که تا الان براش دست و پا میزدم
 
 
 
دراز کشیده بودم گوشه‌ای و آهسته گریه می‌کردم نیمه مست. نیمه هشیار. غمی بزرگ از آنچه قابل گفتن نیست، به خود پیچیده و سوگوارانه. نیمه تاریک، نیمه روشن. لپ تاپ روشن بود. کنارم نشست. رو کرد سمتِ سین و گفت نوا، مرکب خوانی را بیاورد. آورد. پِلِی شد. گفت که بذارَدَش روی دقیقه‌ی هشت. گذاشت و خواند
"بگذار تا مقابلِ رویِ تو بگذریم
یده در شمایلِ خوبِ تو، بنگریم."
صدای گریه‌ی مامانم رو شنیدم و از خواب پریدم. انقدر نزدیک و واقعی که تا برسم به اتاق دوبار خوردم زمین. بعد می‌بینم خونه آرومِ و مامان حالش خوبِ و مشغول به مرتب کردن. خداروشکر.
+خواب‌های لعنتی!
+سالگرد عمه نزدیکِ و باز من آشفته شدم
خدایا!
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت،اما شکایتم را پس می گیرم.
من نفهمیدم.فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد.
گاهی فراموش می کنم که وقتی کسی کنار من نیست، معنایش این نیست که تنهایم،معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت.
با تو تنهایی معنا ندارد.
مانده ام تو را نداشتم چه می کردم!دوستت دارم ، خدای خوب من!
شهید مصطفی چمران
متن آهنگ نفس ایوان بند
همه کسم هم نفسم، عاشقم به اسمِ تو قسمباز یه ماهی شدی تو که راهی شدی سمت دریایِ سینه امصدای پات صدای پات صدای خوبِ خنده هاتعالموُ می گیره صبرم از کف میره تا تورو ببینموای تو نفسی، یک تنه بسیمیره بی کسی، تو که میرسیقبلِ تو میاد، عطری که زدیسمت این خونه، راه وُ بلدی
ادامه مطلب
امروز تولد رفيقِ سال های دور بود،شایدم خیلی دور،قدمت دوستی ما برمیگرده به عکسی که من پستونک توی دهنم هست و اون شیشه شیر دستش هست و توی بغلِ بابام لَم دادیم :))
نمیتونم بگم رفيقِ فاب هست اما نمیتونم بگمم نیست!!!
جنسِ رفاقت ما خیلی عجیبه،خیلی بالا و پایین و قهر و آشتی داشتیم.یک وقتایی فکر میکردم دیگه امکان نداره باهاش صمیمی و ندار بشم اما یک وقتایی هم تنها همدم و شاهد اشکام اون بوده.
جنسِ رفاقتمون عجیبه چون مثلِ اعضای خانوادست برام،از روزی که چش
و من هرگز فکر نمیکردم
از نظر خودم به این زودی صداهای قدیمی رو بشنوم
وضوحش هم خوبِ
داره کشف میشه اون ادم همیشگی، دوباره
 
چه خوب که به انگیزه ها پی میبرم
به جرات میشه گفت
خوبم.عالی
و کم مونده
و تا پایان چالش راهکار برا موضوعی که توی ذهنمِ پیدا میکنم
.
یه همسفر اتفاقی توی قطار یبار بمن گفت: شوهرم همیشه میگه یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
و من از خودم میپرسم که چرا که نه؟مگه من چیم ازون کمتره؟
 
یادداشت.به سختی خوابم میبره چون کمرم درد میکن
همیشه تصورم این بوده که باید حتما یه حرف خاصی داشته باشم که پست بذارم یا اتفاق خاصی افتاده باشه یا یه همچین چیزایی. ولی امروز نشستم با خودم حرف زدم، دیدم هدف من از وبلاگ نوشتن این نبوده. اینجا قرار بود جایی باشه که هری خط‌خطیاش رو نگه میداره تا بعدا اگه زنده بود بیاد و ببینه بهش چه‌جوری میگذشته نه اینکه یه ماه یه بار یه چیزی بنویسه و بره.
پس، ازین به بعد بیشتر خواهم نوشت، شاید خیلی بیشتر الان. تا بمونه برای سال‌های بعد. سال‌هایی که امیدوارم
Artist: Kono (USA) | Music Name: Petrichor | Genre: Progressive House | Released: 2015 | Album: Petrichor | Kono (USA) - Petrichor

هنرمند: و یو اس آ | نام موزیک: پتریکور | سبک: پروگرسیو هاس | تاریخ انتشار: 2015 | ملیت: آمریکا
دانلود آهنگ بی کلام (و یو اس آ) Kono (USA) با نام (پتریکور) Petrichor
ادامه مطلب
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی