محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

اگه نمیتونین درست حرف بزنین اصلا حرف نزنین

 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



خوب میخوام یکم مثل این زیپ دهنمو بکشم حرف بزنم اول از همه هرکی که اینارو گفته به نظر من یه هیتر احمق گاوه نه یه اکسوال یا کیپاپر  اخه تو الان خودتو جر داداشی تی اس دیسبند شد؟اصلا اگه دیسبندم چی
فک کنم پالتوی ابی بلند قشنگم رو خراب کردم. میدونید چرا؟ چون قوانین طبیعت فقط تا وقتی درست عمل میکنن که من لازمشون نداشته باشم. 
تا دو سال دیگه پول خریدن پالتو ندارم و همینجوریشم باید دو سه ماه پول جمع کنم شاید بشه لپ تاپم رو درست کرد.‌ و فکر مریض احمقم گم کرده که چطوری شاد باشه یا بخنده، چون قرصای مریض احمقش تموم شدن و‌ خسته شده از بس نسخه چندبار مصرف شده برده و بهش فقط یه برگ دادن.‌
اصلا گشنمه! اصلا هوا سرده! هم اتاقی دارم! رو‌تختیم کثیفه! همه
هی میخوام یه چیزی بگم.
نمیدونم اصلا گفتنش درسته یا نه.
اصلا نمیدونم میتونم بگم .یا اگه بگم شر میشه!و داستان درست میشه.
من بیشتر اوقات اول کارو انجام میدم بعد به افتضاح پیش اومده بعدش فکر میکنم!!!و بعد به این فکر میکنم که آیا این کار اصلا درست بود ؟باید انجامش میدادم آیا اصلا؟
ولی امشب آرزو میکردم کاش مثل قدیما .مثل همون موقع که اول کاری رو انجام میدادم بعد فکر میکردم.امشبم این حرفو میزدم و بعد میرفتم گم و گور میشدم و داستانای بعدشو افتضاح
شب بیست و یکم نصیبم نشد و روزیم در حد ۱۵ ، ۲۰ تا فراز از جوشن کبیر بود:)))
خیلی ناراحتم که نتونستم به خستگی جسمانی غلبه کنم‌و بیدار بمونم.
وز ۷ صبح تا ۶ عصر دانشکده بودم ، کاش زودتر برمی گشتم خونه:(
بعد اومدم و متوجه شدم‌ مهمون داریم:/
با مامان سر این مسئله خیلی دعوا کردن و غر زدم ، شاید خدا جواب این کارهام رو داده. راست میگه دیگه! حقمه! اصلا درست برخورد نکردم ،خب دو شب قبلش اومدم‌عذرخواهی ولی موقع عمل اصلا فراموش کردم!!!
درست زمانی که باید با تقو
اومدم تاریخ تولدمو توی جیمیل درست کنم بعد سیزده سال رو که وارد کردم یهو گفت:حساب شما غیرفعال است. اصلا حواسم نبود گوگل کمتر از چهارده رو حساب نمی کنه:| بعدش رفتم درستش کنم. گفت که عکس کارت شناسایی معتبر بفرستید:| هیچی دیگه منم که کارت شناساییم کجا بود؟؟ اصلا مگه اطلاعات درست به گوگل دادم که کارت شناسایی بدم؟؟ بعدش گوگل گفت که اگه درستش نکنید جیمیلتون تا 29 روز دیگه حذف میشه
تمام ایمیل هام پاک شد:|
(نه که کسی توی مجازی بهم تولدامو تبریک نمی گه برا
جای درست
کنار آدم‌های درست در لحظه درست قرار گرفتن اتفاق مهمی است
آنقدر مهم که باید آن را بین دعاها گنجاند. و اگر گردش روزگار جز این کرد راه توبه پیش گرفت. 
تو فکر کن لحظه‌ای که باید، برای کسی که باید نباشی. 
اصلا این قصه آدم‌ها به کنار. 
ما اگر مختصاتمان درست نباشد، پس فردا روزی که سوال جوابمان کنند بگویند تو برای چه رفتی روی زمین چه جوابی داریم بدهیم؟؟؟ 
دوباره مثه هرسال این افتاده تو دلم که یکی بهم میگه چرا تو این یک سال که گذشت یک بار به آسمون نگاه نکردی و ببینیم؛
چرا وقتی از همه کس و همه چیز ناامید شدی به من نگاه نکردی
چقدر بده یکی چشم انتظار یکی باشه که ازش چیزی بخاد اما اون اصلا فکر اینکه یکی میخاد کمکش کنه رو هم نفهمه 
چقد حس بدیه
چه حس تلخی
چه قدر سخته به کسی نامردی کنی عوض اینکه تو بری نازشو بخزی اون بیاد نازتو بکشه
ولی ته ته همه این حرفا 
خدا که فقط خدای آدم خوبا نیس
خدای همه ی نامردا و نا
احساس میکنم زندگی اکثرمون اینجوری شده که اصلا ارادۀ خدا رو تو زندگیمون احساس نمیکنیم؛ شایدم اصلا باورش نداریم؛ اصلا بهش فکر کردیم!؟همون اراده‌ای که در خیبر رو از جا کند! همون اراده‌ای که دریا رو شکافت!؟یعنی اینقدر قدرت نداره مسائل چرتْ و پَرت و پلا زندگیمون رو تحت تاثیر قرار بده!؟شاید چیزی (مثلاً آزمونی، ورودی، بیماری) که اصلا فکرشم نمیکنی که درست بشه اون درست کنه. تو که نمیدونی! تو که نمی تونی!؛ ولی اون شاید نه حتما میتونه؛ ولی ما بلد نیستی
این چندوزه هرکی رو میبینم. حالا چه دوست چه اشنا. نرسیده شروع میکنن از مشکلاتو بدبختی و گرفتاری گفتن. نمیزارن برسن اصلا. اصلا نمیپرسن چطوری تو؟ چه خبر؟ صرفا میگنو میگنو میگن. درسته هممون درگیریم اما همش غرغراشو سر بقیه نزنين. اونم چند ساعت پشت سره هم. باور کنین بقیه هم مشکلات دارن. فقط شما نیستین که درگیریو بدبختی دارین. اخه اصلا هم مهم نیست من چه حسی پیدا میکنم هی چیزای منفی میگن یا اصلا مهم نیست من ممکنه از این مکالمه خسته بشم!
تهشم میپرسه خب ح
امروز روزه گرفتم. :) اولین ماه رجب و اینا. خیلی جدی تصمیم گرفتم ببخشمشون شاید هم تقصیر منه. اصلا تقصیر هر کی هست که هست، مهم اینه که من امشب براشون میخوام دعا کنم و فراموش کنم که چی شد اصلا. آرامش خودم از همه چی توی این دنیا مهم تره. بله من خودخواهم. :))) شاید هم خودخواه ترینم. :))) امشب باید همه چی تموم بشه. درست همین امشب!اگه بدونید با چه مصیبتی روزه گرفتم. :/ ساعت ٤:٥٥ بیدار شدم و اذان ٥:٠٨ بود. اصلا نفهمیدم چطوری غذا رو گرم کردم، چایی درست کرد
امروز روزه گرفتم. :) اولین ماه رجب و اینا. خیلی جدی تصمیم گرفتم ببخشمشون شاید هم تقصیر منه. اصلا تقصیر هر کی هست که هست، مهم اینه که من امشب براشون میخوام دعا کنم و فراموش کنم که چی شد اصلا. آرامش خودم از همه چی توی این دنیا مهم تره. بله من خودخواهم. :))) شاید هم خودخواه ترینم. :))) امشب باید همه چی تموم بشه. درست همین امشب!اگه بدونید با چه مصیبتی روزه گرفتم. :/ ساعت ٤:٥٥ بیدار شدم و اذان ٥:٠٨ بود. اصلا نفهمیدم چطوری غذا روگرم کردم، چایی درست کرد
مطابق معمول هر سال، امسال هم سیر ترشی انداختم. سالهاست  که هر سال یک دبه سیر ترشی میندازم. وقتی که حدودا هفت ساله می شوند شروع می کنم به باز کردن و استفاده از انها.
این سیر ترشی خانگی به طور کل با آنچه از بیرون تهیه می کنید متفاوت است. نه یک تفاوت کوچک بلکه اصلا قابل مقایسه نیست. 
اگر از خواص درمانی آن بگذریم که من اصلا اطلاع درستی از اونها ندارم ولی طعم و مزه ای داره که غذا را به شدت دلپسب می کنه.
متاسفانه برخی از دوستان برای درست کردن سیر ترشی،
هی دستم به نوشتن بیاید و هی از نوشتن دست بکشم که چه؟
اصلا از چی باید بنویسم از کجا ؟از کی؟
بنویسم که زمستونهبنویسم که زمستونه و دشت پر گل سرخه
این ها را نوشتند مینویسند؟ تکراری است
بغضم را کجا ول بدهم؟اصلا به که بگویم 
اصلا چکار میشود کرد؟ اصلا چکار کنم
چکار کنم که مامان زل نزنه به گلای قالی و هی بره تو فکر
چیکار میکردم وقتی بعد درست کردن دندونم منشی قیمت رو گفت و چند لحظه وا رفتم که فهمید خودش هم.
چیکار کنم وقتی مامان گفت فلانی گوشتی که درست
من هیچ وقت درست و حسابی به آینده ام فکر نکردم 
ازین شاخه پریدم اون شاخه 
تمام رشته های دبیرستان رو امتحان کردم
آخرش هم تو یه رشته ای که اصلا تصورش رو هم نمی کردم مدرک گرفتم 
و الان که مثلا تو آینده ام هستم بازم نمی دونم میخوام چی کار کنم 
شاید اصلا بهتره که هیچ کاری نکنم 
هیچی !
بابا خان میگه اینها بخاطر ما می‌آیند اشاره میکنه به خان داداش محسن! میگه تا ما هستیم یه کاری کن! تا کار هاتو درست کنید تنها نباشی! من به چه زبانی بگم که من نمیخوام زن بگیرم من شرایط من اصلا خوب نیست و درد دارم نمیدونم چرا فکر نمی‌کنند من درد دارم و نمیتونم ا این درد کاری کنم
دقیقا نمیدونم چه حسی به کارش دارم
اما اصلا توقع نداشتم اصلا.
ک بلاکم کنه! منی که اصلا‌مزاحمشم نشدم 
واقعا چرا؟! دیشب قدر بود براش دعای خیز کردم
 
 
متاسفم برای خودم‌گه یکسال درگیز یه ادم‌نا شناس شدم و تاثیر بدی داشت‌چون درسمو نخوندم .
جشن عدد صد چیه دیگه مد کردین؟! که حالا من مجبور باشم براش کیک درست کنم:(
اصلا یکی از دلایلی که  امسال دردونه رو گذاشتم مدرسه عادی، این بود که از تجملات و جشن های ابداعی مدارس غیرانتفاعی دور باشیم
 
 
+البته همین منِ گلایه مند، پای درست کردن دسر و کیک که میرم از اونی که سفارش داده بدترم، هی مدل جدید ابداع میکنم:دی
+یعنی معلم دردونه تو همین سه ماه منو شناخت؟!!!!   :)
سلام
عرائض بنده حاصل تجربه این سالهای من در بررسی و تحلیل رفتارهای آفراد به خصوص زن و شوهر های زیادی بوده، حدود 16 ساله وب مینویسم، تقریبا دوزاده سیزده ساله هم به صورت تجربی مشاوره میدم، همه جوره آدم رو هم دیدم، بازخوردهای متنوع و متکثری هم از طرف هام داشتم، چه کسایی که مورد مشاوره بودن و چه کسایی که فقط نتایج رو میخوندن، قطعا مخالفت ها و موافقت هایی بوده، قطعا کج فهمی ها و درست دیدن هایی بوده ولی هر چی بوده، زندگی ادامه داشته، تنها چیزی که ما
راستش اصلا نمیتونم دیگه به هیچ پسری اعتماد کنم اصلا وقتی میگه دوست دارم خندم میگره 
ببخشید ولی بران غیر قابل باور شدن
مهر پارسال یادتونه مریض شدم ۲۰ روز من همش بیمارستان بودم
امسال هم همینجوری شدم
اصلا من هر موقع میخوام درس بخونم اینشکلی میشم
چ خبرا دوستان؟؟
یکیو داری که شب کنارش دراز بکشی و حرفای جدی باهم بزنين؟
از زندگی بگین؛از گذشته،آینده،احساساتت،برنامه هات و
نخودی و ریز در گوش هم بخندین و تمام تلاشتونو بکنین که صداش به گوش بقیه نرسه.
اگه داری خوشبحالت!
دو دستی بچسب بهش و خدا رو شکر کن
 
 
من که ندارم :(
 
اصلا هم منظورم نیست که حتما پسر باشه؛حتی شده یه دوست خوب و همیشگی و هم جنس!
ندارم.
1میخواستم به پست قشنگ بزارم براتون صندوق بیان ادا درمیاره
چرت و پرت میگه همش،از شمام همینطوره؟
2
خب وقتی نميتونين یه سایت درست طراحی کنین بیمارین ثبت نامارو اینترنتی میکنین؟
هیئت همگانی باشمام!وات د فاز؟
اونوقت از صبح شماره بررسی مشکلات سایت میگیرم مشغوله
واقعا مگه بیمارین؟
3
این ایرانسل چرا لال نمی شه؟؟.هرروز سه چهارتا پیام میفرسته
اه:|
+ کاش اصلا فامیل نداشتیم. بخدا همش اعصاب خوردیه.
- نه نمیشه بدون فامیل که. پس ادم با کی معاشرت کنه؟
+خب معاشرت نکنه. هزار تا کار دیگه هست که میشه بدون فامیل داشتن انجام داد.
- نه خب اصلا زندگی بدون فامیل نمیشه
+تا حالا خرچنگ خوردی؟
-نه!
+اصلا تا حالا از نداشتن و نخوردن خرچنگ کلافه شدی و دلت خواسته؟ اصلا تا حالا نگران بود و نبودش بودی؟ تاثیری داشته توی زندگی ات؟
-نه!
+فامیل هم مث خرچنگه. اگر از اولش نداشته باشیم دیگه اصلا برامون نداشتنش مهم نیست!
تو اینستا دنبال همشهریام میگشتم جهت تبلیغات
نمیدونم تا حالا برا شماهم پیش اومده یا نه؟!
با خیل عظیمی از دهه 70 و 80 ایها روبرو شدم که فقط و فقط انگار کمبود توجه دارن!!
پر از پیجهایی که با تهدید فالور جمع میکنن و نهایتا دو سه تا عکس دارن یا اصلا ندارن هیچ پستی! و 2هزارتا فالور!!!
اکثریت اینا بودن
بعدش باز پیجهایی که عکس داشتن چه عکسایی!؟ 
راستی حرفای ناجور و رکیک باکلاسن؟؟؟؟ 
چقدرم که دیگه طبیعی شده متاسفانه بعضی واژه ها.
خلاصش کنم شاید از 100تا پی
خارجی ها از استرس و خارج شدن از یکنواختی خیلی لذت می برند و سعی می کنند برای خودشون هیجان ایجاد کنند. ولی من مطمئنم که هیجان و استرس را نه درست می فهمند و نه درک می کنند. خوشبختانه ما ازین نظر اصلا مشکل نداریم. یه جورایی زندگی مان با یکنواختی بیگانه است. اصلا آدم یادش می ره که داره زندگی می کنه چون همش توی استرس و هیجان و . است.
ادامه مطلب
با سلام
پیرو پست هم خونه و سایر پست های مشابه یهو به ذهنم رسید این پست رو بذارم برای اون دسته از متأهلینی که از دست همسرانشون گله مندند و میخوان دق دلیشون رو یه جوری سرشون خالی کنن؛
هر کسی هر چی از همسرش دلش پره اینجا بنویسه، هر اتفاقی که افتاده رو با جزئیات یا بی جزئیات اینجا بگه، اصلا هم مهم نیست که دیگران چه قضاوتی میکنن، هر کسی حق داره برداشت و قضاوت خودش رو داشته باشه ولی خب از هر اتفاقی که دلتون پره اینجا بنویسید.
نخواستین شناس هم بگید، ن
علی:یه کانال هست تو تلگرام روزی یه پست میذاره اونم عکس یه خیاره ان کا فالوئر داره
ن: یه کانال هست اصلا پست نمیذاره فقط یه عکس چنگال پروفایلشه اونم ان کا فالوئر داره
من:این انتخاب های مردم اصلا درست نیستا
علی:همه جای دنیا همینه
من:باشه چون همه جا همینه دایل بر درست بودنش نیست
نمیدونم چرا ما انقدر علاقه مند به چیزهای سطحی هستیم شاید به خاطر راحتیشه
من میگفتم خاک بر سر اون چهار میلیون و ششصد هزار نفر باز اونا حداقل میخندن فالوئرهای این کانال ها ک
یکیو داری که شب کنارش دراز بکشی و حرفای جدی باهم بزنين؟
از زندگی بگین؛از گذشته،آینده،احساساتت،برنامه هات و
نخودی و ریز در گوش هم بخندین و تمام تلاشتونو بکنین که صداش به گوش بقیه نرسه.
اگه داری خوشبحالت!
دو دستی بچسب بهش و خدا رو شکر کن
 
 
من که ندارم :(
 
اصلا هم منظورم نیست که حتما پسر باشه؛حتی شده یه دوست خوب و همیشگی و هم جنس!
ندارم.
 
 
 
بعدانوشت:دیشب این اتفاق افتاد،خدایاشکرت!
سلام 
ساعت ۱:۵۱ دقیقه بامداد شنبه ۱۸ خرداد ۹۸ در مسیر برگشت از سفر ۴ روزه مشهد هستم
بلیط اینترنتی گرفتم یا ماشین مرتضی دارم میام ،
ماشین خیلی شلوغه بخاطر اینکه چند تا مسافر دختر تو ماشین هستن من و محدثه الان جدا از هم نشستیم !
واقعیتش اینکه به آدم بر میخوره اینکه بخاطر مسافرای دیگه مجبور بشی از همسرت دور بشینی اونم توی ماشین پسرخالت !
نمیدونم رفتار درست چی بوده و باید چیکار میکردم اما اصلا حرکت خوشایندی نبود ، اصلا .
 
سلام به دوستان بی حال و بی انگیزه خودم
یعنی اصلا اهل چالش نیستید !
امیدوارم شب یلدا به همتون حسابی خوش بگذره
و یکی دو روز قبلش حسابی سر حال باشید تا بتونید از شب یلدا لذت ببرید
اگر هم حال و حوصلش رو ندارید که چیزی درست کنید یا تزیین کنید
اصلا مهم نیست
میشه با خریدن چند تا شیرینی یا ژله از ی شیرینی فروشی خوب
از این شب لذت برد
خوب چون استقبال از این چالش بسیار قوی بود
تصمیم گرفتم دستور چند تا ژله و کیک رو اینجا بذارم
 
من خودم قصد دارم فالوده و ژل
همش نشونه هایی می بینم از این که قراره خیلی زود آایمر بگیرم
سعی میکنم بهشون بی توجه باشم و دستی دستی این اتفاق رو جذب نکنم
ولی باز ی نشونه دیگه و یک نشونه دیگه و این نشونه ها ادامه داره
آخریش امروز
می خواستم کمپوت درست کنم
دو تا شیشه خالی بشتر گیرم نیومد
گفتم شیشه شکر رو خالی کنم تو ظرف فی چای خشک که تموم شده بود
ظرف فی رو شستم و خشک کردم
یادم افتاد تو یک شیشه هم عدس دارم
رفتم عدس ها رو ریختم تو ظرف فی
بعد هر چی گشتم شکر نبود
شیشه ها رو شم
پریشب بود که موقع خواب چشام می سوخت و همینجور اشک بود که پایین می ریخت، هیچ کنترلی هم روش نداشتم! رفتم بیرون یه کم هوا خوردم و چشامو شستم بهتر شد. صبح پاشدم دوباره همون وضع تکرار شد! نمی دونم چرا همچین شدم. دیشب هم اتفاق افتاد ولی از شدتش کاسته شده بود! تنها چیز جدیدی که اون روز استفاده کردمم یه ماده ضدعفونی دست بود که اتانولش هفتاد درصد بود و از داروخونه هم گرفتیم ولی یه لحظه شک کردم نکنه ترکیباتش درست نباشه و .
 خواستم از طریق پروانه ساخت به ا
 
سلام به دوستان بی حال و بی انگیزه خودم
یعنی اصلا اهل چالش نیستید !
امیدوارم شب یلدا به همتون حسابی خوش بگذره
و یکی دو روز قبلش حسابی سر حال باشید تا بتونید از شب یلدا لذت ببرید
اگر هم حال و حوصلش رو ندارید که چیزی درست کنید یا تزیین کنید
اصلا مهم نیست
میشه با خریدن چند تا شیرینی یا ژله از ی شیرینی فروشی خوب
از این شب لذت برد
خوب چون استقبال از این چالش بسیار قوی بود
تصمیم گرفتم دستور چند تا ژله و کیک رو اینجا بذارم
 
من خودم قصد دارم فالوده و ژل
1-سمکۀ،سمکات       درست            جمع مکسر(سمک)،(أسماک) است.
2-ذکری،ذکریات      درست
3-فریسۀ،فرائس       درست
 4-قربان،قرابین       درست
5-خطیئۀ،أخطاء       نادرست          أخطاء جمع مکسر (خطأ)است.جمع های (خطیئۀ) خطایا و خطیئات است.                          
6-طعام،مطاعم        نادرست            مطاعم جمع مکسر(مطعم)است.جمع(طعام) أطعمۀ است.
7-دعوۀ،دعوات      درست
8-کتابۀ،کتابات       درست
9-شَعب،شُعَب       نادرست              شُعب
سلام خوبین؟
موضوع امروز لیموشو بدم هلوشو بدم
خوب بریم سر اصل مطلب
اصلا چرا باید توعروسی ماء الشعیر بخوریم
اصلا چرا اسم هلو اورد نمیگی یکی منحرف باشه  تو خونه
اصلا چرا گفت لیموشو بدم هلوشو بدم اون هیچی نگف بش لیمو داد خودش هلوـ
چرا باید ذهن مارو خراب کنه
 
امروز روز خوبی نبود شاید چون اونجوری که باید کار نکردم. یعنی نتونستم کار کنم. صبح دیر از خواب بیدار شدم چون دیشبش بیدار مونده بودم تا دیر وقت چون مها یه برنامه کامپیوتری رو میخواست فعال کنه نمیتونستیم اخر سر امروز صبح پیداش کرد که مشکل برنامه حل بشه. منم اعصابم خورد بود که نمیتونستم کاری کنم براش رو من حساب کرده بود ولی خوبه اخرش درست شد اصلا یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شد. خلااااصه که اینجوری. امروزم کار کردم اما کم از هر کدوم یه ذره اصلا
ساعت هیفده دقیقه بامداداز آدمی که دو ساله ندیدمش و قبلنم همکلاسی عادیم بوده
توی تلگرام پیام تبریک گرفتم
در حالی که اصلا تولدم نیست
و اصلا آیدی یا شمارمو از کجا آورده
و اصلا از کجا این وقت شب یادش افتاده که به من تبریک بگه؟
قضیه از ریشه و اساس مشکوکه-__-
پ.ن:تازه برام آرزو کرده یه عالمه ساله ام بشم:///!!!
در واقع من یه خل زنجیری ام که
♪ ♥‿♥ ♪
همه جا استرس اینو دارم تو کجایی در چه حالی به خدا بد فیریکم هه
♪ ♥‿♥ ♪
در واقع تو دائما در میری از عشق
♪ ♥‿♥ ♪
همه جا راحتی اما تو خطر آخه نمیدونی چشمات اصلا یه وضعیه برقش
♪ ♥‿♥ ♪
اصلا یه وضعیه اون موی بلندت♪ ♥‿♥ ♪در واقع میشه حتی جنگ شه سرش♪ ♥‿♥ ♪حاضرم دنیامو بدم چشاتو به من بدنش♪ ♥‿♥ ♪در واقع شدی تو واسم یه تنش♪ ♥‿♥ ♪اصلا یه حالتی داره تو نگاهت به من تیکه پاره♪ ♥‿♥ ♪در واقع هرچی حس شیک
زندگی به یه جایی میرسه که دیگه حوصله طفره رفتن، مراعات نمودن و وانمود کردن رو نداری. اونجاست که فکر میکنی واقعا اصلا لازم بود یه چیزایی رو هی دید و ناراحت شد، ولی انقدر تحمل کرد که به حتی بالاتر از اینجات برسه؟!! اصلا لازم بود هی از این مسیر غلط رد بشی و بگی درست میشه، بگی همه‌جا همین طوره و غیره.اونجاست که پاک‌کنت رو برمیداری و با خودت، آدما و اشیا صادق تر میشی. اونجاست که میگی باید اون جمله ی پنج شنبه های بیمار» رو از قفسه کتاب خوابگاه پا
هیچ‌کدوم از اینا واقعیه؟ نگاش کن. دنیایی که توی فانتزی بنا شده. ترکیب احساسات در قالب قرص‌ها، جنگ روانشناسی در قالب آگهی‌ها، تغییردادن افکار در قالب غذاها، سمینار شستشوی مغزی در قالب رسانه‌ها، حباب‌های کنترل‌شده‌ی جدا از هم تو قالب شبکه‌های اجتماعی. واقعی؟ تو می‌خوای راجع به واقعیت حرف بزنی؟ از زمانی که قرن جدید شروع شد ما حتی توی چیزی نزدیک به واقعیت هم زندگی نکردیم. ما خاموشش کردیم. باتری‌هاش رو درآوردیم. انداختیمش تو کیسه زباله
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی