محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

شهید آوردند

باز هم #شهيد آوردند
مراسم تشییع پیکر مطهر تازه تفحص شده طلبه شهيد مدافع حرم فاطمیون حجت الاسلام محمدحسین مؤمنی»
⏰ چهارشنبه، ۱۳۹۸/۳/۲۹ ساعت ۱۸
⬅️ قم، مسجد امام حسن عسکری (ع)
خاکسپاری:قطعه ۳۱ بهشت معصومه (س)

شهيد راه نابودی اسرائیل
شهيد محمد مهدی لطفی نیاسر
 
#هر_روز_با_شهدا
 
❇️ شهيد سیدعلی اندرزگو
 
شهيد شده بود. با شهيد عراقی و مرحوم حاج احمد آقا پیش امام رفتم و عرض کردم اندرزگو شهيد شده است. امام دستمالشان را در آوردند و روی چشم ها گذاشتند و فرمودند : شهادتش سنگین است، اگر ده نفر ( ده مسئول) مثل آسید علی داشتیم دنیا را می توانستیم زیر سلطه اسلام ببریم.
 
⚪️ اگر مدیر در هر بخشی مسئولی زبده و ارزشمند داشته باشد کل مجموعه رشد و تعالی می یابد.
 
برگرفته از کتاب معبری به آسمان
از پیکر چاک چاک اثر آوردند 
زان یار سـفر کـرده 
خـبر آوردند . . .
پیکر مطهر پاسدار مدافع حرم
شهيد محمد جنتی (حاج‌حیدر)
فرمانـده ایرانی تیپ زینبیون
بعداز گذشت ۲ سال از زمان شهادت
شناسایی و به آغوش میهن برمی‌گردد.
_eshgh @zakhmiyan_eshgh
جمیع بن عمیر میگوید: 
علی- علیه السّلام- شخصی به نام عیزار را متهم کرد که اخبار داخلی آنها را به معاویه می رساند ولی
آن شخص انکار کرد.
حضرت فرمود:
می توانی به خدا قسم بخوری که تو این کار را انجام نداده ای ؟
آن مرد قسم خورد.
حضرت فرمود دستش را گرفته آوردند:
خدایا! اگر دروغ میگوید چشمش را کور کن  
وقتی که روز جمعه شد، کور شده بود و دستش را گرفته آوردند.

ارشاد صفحه 203
برای مراسم ختم شهيد شهبازی راهی یکی از شهرهای مرزی شدیم. طبق روال و سنت مردم آنجا، مراسم ختم از صبح تا ظهر برگزار می شد. ظهر هم برای مهمانان آفتابه و لگن می آوردند! با شستن دست های آنها مراسم با صرف ناهار تمام می شد.
در مجلس ختم که وارد شدم، جواد بالای مجلس نشسته بود و ابراهیم کنار او بود. من هم آمدم و کنار ابرهیم نشستم. . در پایان مجلس دو نفر از صاحبان عزا، ظرف آب و لگن آوردند. اولین کسی که به سراغش رفتند جواد بود.
ابراهیم در گوش جواد، که چیزی از
فرا رسیدن سیزدهم جمادی الثانی روز وفات بانوی مکرم ام البنین (س) تسلیت بادمادر چهار شهيد:با شهادت چهار فرزند ام‏ البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهيدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهيد بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.به همین دلیل این روز را روز تكریم مادران و همسران شهدا نامیدند.با ذکر صلوات یاد تمام مادرانی که فرزندبرای خدمت به اسلام تربیت کردند  را گرامی بداریم
انجمن رزمندگان و جانبازان زیر
این گل را به رسم هدیهتقدیم نگاهت کردیمحاشا اینکه از راه توحتى لحظه ای برگردیمیا زینباز شام بلا، شهيد آوردندبا شور و نوا، شهيد آوردندسوی شهر ما، شهيدی آوردندیا زینب مدددر خون خفته که نگذاردنخل زینبی خم گرددحاشا از حریم زینبیک آجر فقط کم گرددیا زینبتقدیم شماست، قبولش فرماقدر وُسع ماست، فدای زهرادر راه خداست، فدای مرتضىیا زینب مددچون امّ وهب، بسیارنددر هر سوی این مردستانمادرهای عاشق پروردر ایران و افغانستانیا زینبهم چون این شهيد، فراوان
چهل سال پیش!ایران ما شبیه به خورشیدی بود پر از گرما و نور و گهگاهی دچار خورشیدگرفتگی میشد.
هجوم آوردند و گفتند این درست نیست .خیلی گرم است خیلی روشن است اصلا نباید بگیرد و تاریک شود باید به جایش ماه را بیاوریم که نه سوزان است و نه پر حرارت .بهانه های توخالی آوردندو ما مردم جاهل که خوشی زیر  دلمان زده بود از صحبت های الوانشان به وجد آمدیم.از خورشید دل بریدیم. او هم دید ما ناسپاسیم خودش را دریغ کرد و چمدانش را بست و رفت
خورشید را راندیم و ماه
خب عزیز دل بابا
این چند روز من و مامان فقط صرف این شد که گریه‌های تو رو قطع کنیم :) و بهت برسیم.
حقیقتا تجربه‌ی اول مایی و خیلی خیلی سخت و حساس می‌گذره، با یه گریه‌ت چک می‌کنیم دل درده یا گرسنه‌ای یا دستشویی داری یا جات راحت نیست یا سرده یا گرمه :)
تجربه‌ی سخت شیرین خوشگل من :)
راستی بابا دیروز پیکر شهيد مدافع حرم شهيد انصاری رو بعد از سه سال آوردند ایران و دخترش بالای سر شهيد گریه‌ی جانسوزی می‌کرد.
وقتی دیدم تصویرو دعا کردم تو هم یه روز این ص
لباس های بابایش را هرجای خانه که می بیند، با انگشت های کوچکش اشاره میکند و میگوید : بابایی. بعد یک نگاهی به در می اندازد. میگویم بابا سرکاره.

چشم های دختران تان 4سال به در بود نه منتظر تماشای پدر نه منتظر آغوش پرمهر و امنش منتظر یک تابوت 

این روضه ها را دختردارها خوب می فهمند
✨﷽✨ ✍روزی حاکمی به وزیرش گفت: امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را برایم کباب کنند و بیاورند.
وزیر دستور داد خوراک زبان آوردند. چند روز بعد حاکم به وزیر گفت: امروز میخواهم بدترین قسمت گوسفند را برایم بیاوری و وزیر دستور داد باز هم خوراک زبان آوردند.
حاکم با تعجب گفت: یک روز از تو بهترین خواستم و یک روز بدترین هر دو روز را زبان برایم آوردی چرا؟؟؟ وزیر گفت: "قربان بهترین دوست برای انسان زبان اوست و بدترین دشمن نیز باز هم زبان اوست"
قدر 4 چیز را پیش از
روزی حاکمی به وزیرش گفت:امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را برایم کباب کنند و بیاورند.
وزیر دستور داد خوراک زبان آوردند.چند روز بعد حاکم به وزیر گفت:امروز میخواهم بدترین قسمت گوسفند را برایم بیاوری و وزیر دستور داد باز هم خوراک زبان آوردند.حاکم با تعجب گفت:یک روز از تو بهترین خواستم و یک روز بدترین هر دو روز را زبان برایم آوردی چرا؟؟؟وزیر گفت: "قربان بهترین دوست برای انسان زبان اوست و بدترین دشمن نیز باز هم زبان اوست"  
قدر 4 چیز را پیش از از دست
دستگاه قضائی آلمان امروز (جمعه) محاکمه یک عراقی را به اتهام عضویت در داعش و کشتار دسته جمعی ایزدی‌ها و برده‌گیری آن‌ها آغاز می‌کند.
مردی ۳۷ ساله به ارتکاب جنایت علیه بشریت و جنایت‌های جنگی و قاچاق انسان متهم است. او در دادگاه عالی منطقه‌ای فرانکفورت حضور خواهد
ادامه مطلب
  هو الرووف
  از کرببلا بس برکات آوردند  بااشک و دعا وصلوات آوردند  اینبار ولی به روی دوش مردم-  سردار شهيد از عتبات اوردند
  در اوجی و تا قلب وطن تابیدی  تو ماه وستاره نه،خود خورشیدی  آنقدر که وقتی به سفر میرفتی  انگار خدارا به دو چشمت دیدی
  سردار تویی ،عاشق پیکار تویی  مردخطر و شیر جگر دار تویی  کشتند تورا ،باز به دل می ترسند  زیرا که نمرده ای و بیدار تویی
 
  از دیده اگر چه محو کردند تورا  این را تو بدان،نمیروی از دل ما  ایران پُرِ سردار سل
✨﷽‌✨#اولین_تابوت_در_اسلام
از حضرت صادق علیه السلام روایت می‌کند که فرمود: اوّلین تابوتی که در اسلام ساخته شد تابوت فاطمه ی اطهر سلام الله علیها بود. زیرا آن بانو در آن بیماری که از دنیا رفت به اسماء فرمود: من لاغر شده‌ام و گوشت بدنم از بین رفته است، آیا یک چیزی که بدنم را بپوشاند برای من درست نمی کنی؟ اسماء گفت: آن موقعی که من در حبشه بودم یک نوع تابوت می‌ساختند، اگر مایل باشی من شکل آن را به تو نشان دهم؟ فرمود: مانعی ندارد. اسماء گفت: یک تختی
پیشکش به کنگره سردار محمدعلی قجری نراقی اولین شهيد استان مرکزی
 
 
اقتدا می کنم ز بسم الله
بعد از آن لا الله الااللهاز محمّد(ص)علی مدد طلبمکَرَمی از علی ولی اللهقجری سبز پوش شهر نراقدر طَبق جان خویشتن بنهادشد روانه به سوی کردستانتا اجابت کند امر امام (ره)گفت لبیک به امر روح اللهچون که بود عاشقِ ثاراللهبِگُذشت از سَر و هم سامانخَم نگردید پیش نامردانقجری عاشق شهادت بودمظهر پاکی و صداقت بودبود او  اولین شهيد نراقبر شهيدان شهر سَرآمد بود
اولی
باندهای هکرها با استفاده از یک تکنیک به نام رمزگشایی، میلیون ها دلار خرج بدست آوردند. این کار به طور غیرقانونی توانایی استفاده از رایانه هزاران نفر را برای استخراج ارزهای دیجیتال بدون دانستن آن انجام می دهد.
Guillermo Suarez-Tangil در کالج کینگ لندن و سرجیو پاسترانا در دانشگاه کارلوس III، مادرید، بیش از 4،4 میلیون نمونه بدافزار را که برای رمزگشایی بین سالهای 2007 تا 20 مورد استفاده قرار گرفت، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
این جفت نشان داد که رمزگشایی حدود
در حرم امام رضا سلام الله علیه و در جوار مضجع شریف ایستاده بودم و توجهم به زائرانی جلب شد که اصرار دشتند دست به ضریح امام رضا بزنند که در این راه مشکلاتی را برای دیگران بوجود می آوردند! با فاصله چند متری اطراف مضجع شریف، ارادتمندانی دیده می شدند که بدون هیچ هیاهویی مشغول خواندن زیارت نامه و قرآن بودند . و متحیر بودم که کدام دسته در معرفت جلوترند!
کمی دورتر از با فاصله حدود 2 کیلومتری از حرم، وارد مسجدی شدم و منتظر ورود امام جماعت وقتی که ایشان
شهيد عبدالحسین یوسفیان
ولادت:۱۵تیر۱۳۶۵
شهادت:۱۷آبان۱۳۹۴
خاطرات شهيد
همسرم علاقه‌ای خاص به شهدا داشت و همواره زمزمه می‌کرد که شهدا شرمنده‌ایم.» هرزمانی هم که به زیارت شهدا می‌رفتیم از آنها طلب شهادت می‌کرد. آنقدر پاک و معصوم بود که به نظرم لباس شهادت سایز او و برازنده‌اش بود. خوب به یاد دارم مرداد ماه ۱۳۹۴ که دو غواص شهيد را به شهرمان آوردند همسرم از هیچ خدمتی در مراسم این شهدا دریغ نکرد. تمام لحظات از زمان ورود این شهدا به شهر تا روز چه
نقش ایمان به خدا و رسول اکرم و قرآن و عمل صالح در آمرزش گناه و اصلاح دل
https://fishyar.ir/?p=1949
وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ
و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده -و همه حقّ است و از سوی پروردگارشان- نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را می‌بخشد و کارشان را اصل
دانلود پاورپوینت درس دوازدهم مطالعات اجتماعی پایه ششم (چرا فرهنگ و هنر در دوره‌ی صفویه شکوفا شد)
درس 12: (چرا فرهنگ و هنر در دوره‌ی صفویه شکوفا شد)
 
تعداد اسلاید : 10 اسلاید 
 
 
ویژگی های این پاورپوینت:
قابل ویرایش بودن پاورپوینت
در این پاورپوینت تمام موضوعات منطبق با کتاب درسی به بهترین وجه در کنار هم قرار گرفته اند.
از تصاویر شزیبا برای تاثیر بیشتر استفاده شده است.
در این پاورپوینت ما مطالب را به صورت بسیار زیبا برای شما آموزش داده ایم.
 
وارد مدرسه شدم.
و حالا وارد سالن. .
بچه ها داشتن کلاغ پر بازی می کردند!!!
گفتم سلام .
خلاصه بعد سلام، پتو آوردند!
ما رو انداختند رو پتو. انداختن بالا چند بار!
یادمه قشنگ که گفتند برو تا بخوری به سقف!
منم زرنگی کردم و هر وقت نزدیک سقف می شدم پاهامو بلند می کردم تا با کله نرم تو سقف!
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



















#کلیپ
کلیپ به مناسبت تولد شهيد (دی ماه ۹۷)
۱۳۶۱/۱۰/۰۸
زندگی، مثل یک پازله که بچگیهامون دستمون میدادن
ناصرالدین شاه به روسیه سفارش توپ داد. توپ را آوردند و در برابر چشمان همایونی شلیک کردند، از قضا لوله توپ روسی تحمل گلوله باروت را نداشت و منفجر شد و زمین زیر پایه توپ هم تبدیل به چاله ای شد!
ملازمان شاه که اوضاع را خراب دیدندبرای چاره آن گفتند :
"قربان خاک خودی را که چنین می کند ببینید خاک دشمن را چه خواهد کرد!"
 
به گزارش خبرگزاری پانا سی و هفتمین مسابقات فرهنگی و هنری کل کشور در حالی در اردوگاه شهيد باهنر تهران به پایان رسید که در منطقه محروم کشور در استان سیستان و بلوچستان دو رشته مقام دار این دوره شدند که جناب آقای اقبال نهتانی توانست مقام اول را در رشته نشریه الکتریکی و گروه اجرای سراوان در مقام دوم را بدست آوردند
متاسفانه به گفته ی سرپرست استان سیستان و بلوچستان اقبال نهتانی نتوانسته است در اختتامیه مسابقات حضور داشته باشد.
به نام خداوند مردان پاک
بود آفریننده ی آب و خاک
خدایی که جز او خدایی نیست
بگو آفریننده جز او کیست؟
خدایا گناهانانمان را ببخش
که این بی حواسیمان را ببخش
تو پوشنده و من پر از عیبها
از عنایات تو من بُوَم زیبا
سلام 
در این وبلاگ ان شا ءالله قرار است با زندگی دلاورمردانی زندگی کنیم که زندگی را فدای دینشان کردند و زندگی ابدی را در شادی و اطمینان از رستگاری بدست آوردند
این دلاورمردان شهدا هستند
علی الخصوص شهيد رسول خلیلی رفیق جینگ ما
و دوبیتی در وصف
مدافعان رئال مادرید سرخیو راموس و مارسلو قصد دارند عنوان بیشتری برای رئال مادرید به دست بیاورند.
راموس و مارسلو تعداد مشابهی از رئال مادرید را با وجود اینکه در زمان های مختلف برای لباس های برنابئو ثبت نام کرده اند، کاپیتان رئال مادرید در تابستان سال 2005 برای رئال مادرید امضا کردند، در حالی که مدافع برزیلی در زمستان سال 2006 برای غول برنابئو امضا کرد.
راموس و مارسلو اولین عنوان خود را در فصل 2006/07 با عنوان "لالیگا" در همان فصل کسب کردند و برای پیر
#دلنوشته_ابو_الشهيد_مهدی_طهماسبی 
روحشون شاد باشد 
 پارسال اردیبهشت بودکه #شهيد_حسین_جوینده به اتفاق خانواده اش پنج شنبه بعدازظهری به خانه ما در کاشان آمدند و اشتیاق به رفتن به گارشهداء را داشتند و در مراسم #شهدای_مدافع_حرم شرکت داشت وعکس و فیلم ازمراسم تهیه کرد و از تمام برگ برگ دفتر خاطرات آقامهدی ما و دفتر مداحی و دفتر مسائل نظامیش عکس تهیه کرد و صبح جمعه هم با همدیگر از چند نقطه کاشان بازدید نمودند و رهسپار تهران شد و .
وقتی یک هفته قب
همه چیز از همین حمله شیمیایی شروع شد. از حمله وحشتناک بعثی‌ها به حلبچه. از همان نسل‌کشی تلخی که بیش از ٥‌هزار نفر از کردهای عراقی را به کام مرگ کشاند. پدرش شهيد شد، اما خودش همراه مادر و برادرش از خوش شانس‌های آن حادثه بودند، از همان نجات یافتگانی که از دست عراقی‌ها فرار کردند و به ایران پناه آوردند.

ادامه مطلب
 
اسم میرزای شیرازی بزرگ را شنیده اید. ولی اسم میرزای شیرازی کوچک را. میرزای شیرازی بزرگ مرحوم آمریرزا محمد حسن  آیت الله (اعلی الله مقامه) همان کسی‌ست که تحریم تنباکو را فتوا داد. میرزای کوچک، مرحوم آمیرزا محمد تقی شیرازی‌ست که شاگرد ایشان بوده. همان کسی که در عراق فتوای جهاد با انگلیسها را داد و استقلال عراق مرهون زحمات این مرد است و الان هم قبر این مرد بزرگ در عراق یک مزار بزرگی‌ست. خود ما ایرانی‌ها زیاد ایشان را نمی‌شناسیم ولی عراقی‌
خاطرات اربعین نود و هشت: (شماره ده)
در جریانید دیگه که در حال حرکت به سمت مرز مهران بودیم از تهران با پراید.
برای ناهار توقف کردیم.
اسم موکب مدافعان حرم بود.
چند روز قبل حرکت ما، یکی از اهالی شهرمون تو اینستا استوری کرده بود تصویر این موکب رو.
برام جالب بود که ماهم تو همون موکب توقف کرده بودیم.
موکب بزرگی بود.
ظاهرا اهالی افغانستان این موکب رو زده بودند.
داخل چادری بزرگ رفتیم نشستیم.
سفره پهن بود و زائران در حال میل غذا بودند.
ما هم رفتیم نشستیم س
هیچ کس تا کنون نتوانسته از مرده‌ای علت مرگش را بپرسد،
پس مردم این خرافات را از کجا می آوردند که میگویند:
تنهایی کسی را نمی‌کُشَد [؟!] ۰
__________________________
امشب تو دلتنگ ترین حالت ممکنم ام
__________________________
03:
------
کاش فردا زندگیم تمومشه
امید و انگیزه ای ندارم واسه ادامش
------
#دلتنگی   #عشق 
#تنهایی.   #بی‌قراری
#بی‌هدف.  #بی‌انگیزه
#بی امید.   #دوری
#شب
-------
ساعت 03:22
-------
 
 #خاطرات_شهدا
 
خودم گلوله بارانش کردم
یکی از رفقا و هم دانشگاهی هایش تعریف می‌کرد که با محمد پینت بال می‌رفتیم. به شوخی به شهيد دهقان گفتم: آقا همه تیرها عین این بازی‌های کامپیوتری به سر و کله من خورد. او گفت: اشکال نداره داداش! چه چیزی بهتر از اینکه بی سر شهيد شوی. خودم گلوله بارانش کرده بودم، به شوخی گفتم چیزی نصیب تو نمی‌شود محمد! همه تیرهایی که نثارت کردم به سینه و پهلو‌هایت خورد. وقتی که پیکرش را آوردند و نحوه شهادتش را فهمیدم نابود شد
مثل دیگران تقلّایی نمی کردم چون کنار شیشه ماشین خودم به قدری با قمه او را زده بودند که می دانستم این نفس های آخرش خواهد بود و همین هم شد. زیرلب زمزمه ای کرد که نفهمیدم و مثل گُلی که از ساقه شکسته باشد، روی زمین افتاد. 
 
اینبار هم او را غریب گیر آوردند و مظلومانه زدند، مثل ده سال پیش در دانشکده، مثل همه #بسیجی ها و بچه مذهبی هایی که ده سال پیش در جریانات #اغتشاشات88 ، غریبانه و مظلومانه #شهيد شدند.
 
ادامه داستان در ادامه مطلب.
 
متن کامل داستان 
یکی از بچه های حرکت محرومین تعریف می کرد در اوایل جنگ داخلی در لبنان در سال 1975 کمبود مواد غذایی خصوصا آرد پیش آمد. امام موسی صدر مقدار خیلی زیادی آرد تهیه کرد و گفت بین مناطق محتاج تقسیم کنید. ما مسئول توزیع در هرمل بودیم. به همه دادیم. شیعه، سنی، مسیحی، دستور امام بود.احزاب و گروه های چپی و کمونیستی خیلی برایشان گران تمام شد. چون وقتی چیزی می آوردند، اولا فقط به طرفداران خودشان می دادند، دوم اینکه خیلی اوقات فاسد بود. مثلا خرمای عراقی می آوردن
سه نفر محکوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان 
در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد؛ سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست ؟گفت : خدا . خدا.خدا.او مرا نجات خواهد داد،وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد.

ادامه مطلب
کتاب تا کربلا : شهيد اگر شهيد باشد می شود دلداده، دلداده به سیدالشهدا…
 
کتاب تا کربلا : گروه فرهنگی شهيد ابراهیم هادی
معرفی:
این کتاب داستان سرباز کاروان محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.هرکس دلش می خواهد خدا او را در کاروان پیامبر اکرم بپذیرد باید مثل این شهدا باشد.
 
بریده کتاب(۱):
مرحوم آیت الله العظمی اراکی می فرمایند: شبی در خواب امیر کبیر را دیدم. جایگاهی خوب و رفیع در عالم برزخ داشت از او پرسیدم: راز این مقام عالی شما چیست؟جواب داد: این
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی