محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

دخترهایی که هوای سادات را دارند، شبیه چهی هستند؟

پای سادات قبل از حضور امام رضا(ع) در طوس به ایران باز شده است. شهر و روستاهای زیادی در ایران وجود دارد که دارای جمعیت قابل توجه سادات هستند| دوست دارم یک سرشماری برگزار کنیم که هر کس بگوید در محل ست خود چه شهرها یا روستاهای بالای 20 درصد جمعیت سادات سراغ دارد؟ مثلا: سیدمحله/شهرستان ساری استان مازندران
t.me/GRasad_org/2466
سیف اله ابوترابی سخنگوی سازمان ثبت احوال کشور درباره آمار سید و سادات کل کشور اظهار کرد: بیش از ۶ میلیون نفر از جمعیت ایران را سید و سادات تشکیل می‌دهند.
او افزود: از مجموع این آمار حدود ۳ میلیون و ۱۳۹ هزار نفر مردانی هستند که اسم آن‌ها با لفظ سید» و حدود ۲ میلیون و ۶۹۷ هزار نفر نیز نی هستند که اسم آن‌ها با لفظ سیده» یا سادات» آغاز می‌شود.
وی با اشاره به تقریبی بودن این آمار گفت: ممکن است جمعیت آماری اعلام شده از تعداد سید و
در ۶ اکتبر رئیس‌جمهورِ مصر ، انور سادات توسط تروریست‌ها به‌قتل رسیده بود . آاُمامه این واقعه را با تأسفی دوباره برای سادات به‌یاد آورد . همیشه کَله‌ی تاس انور سادات را دوست داشت و از هر نوع اصولگرایی مذهبی بیزار بود . فکر جهان‌بینی متعصبانه‌ی این مردم ، توهم خودبرتربینی‌شان و اعتقاد راسخشان در مقابل دیگران کافی بود تا او را مملو از خشم کند . خشمش تقریباً غیرقابل کنترل بود . اما این هیچ ربطی به آنچه که اکنون با آن درگیر بود نداشت . چند نفس
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
پس از حسین، جهان بر سرش خراب شده
برای حفظ حرم، زینب انتخاب شده
 
نشاند بوسه به حلق بریده، از آن رو
به خون تشنه‌لبی، معجرش خضاب شده
 
کسي که داغ دو فرزند بر جگر دارد
نشسته سنگ صبورِ دلِ رباب شده
 
چه رفته بر دل زینب، کسي نمی‌داند
دمی که وارد مهمانی شراب شده
 
اگر چه خطبه خودش خوانده بود اما شهر
پر از صدای رسای ابوتراب شده
 
هزار مرتبه تا روز آخِرَت، نفرین
به شام و بزم می و کوفه‌ی خراب‌شده
 
به صبر عمه‌ی سادات، شیعه م
بیوگرافی ستاره سادات قطبی مجری و همسرش + تصاویر شخصی او را در ادامه مشاهده نمایید.
ستاره سادات قطبی مجری و گوینده تلویزیون را در بیوگرافی کامل و سن و تاریخ تولد و مداحی و شروع مجریگری و ازدواج اول و جدایی و ازدواج با شهرام شکیبا و عکس های شخصی و اینستاگرام این مجری تلویزیون را بخوانید.
ادامه مطلب
دید وبازدید عید و سری زدیم به یکی از سادات محل
از باب خودشیرینی و محکم کردن پیوند میگم:
سید و شیخ شاخه های یه ریشه اند یه جورایی فامیلیم ها!
سید میخنده
داداشم میگم البته زحمتش مال ما شیخاست آقایی ش مال سادات!!
میگه خدارو شکر کنین چارشنبه نیست
رفقا از باب مزاح بهم میگن: سد چارشنبه
با خنده میگم حالا یکی از چهارشنبه هاتونو تعریف میکنین که حساب کار دستمون بیاد؟!
خاطره ای از جوونیاش تعریف کرد
گفتم: میگن هرروزتون نوروز باد، با این حساب ما عوام هر روز
وقتی رسیدم به سن ازدواج برای ترس از گناه به پدرم جهت ازدواج اعلام آمادگی کردم
به علت نداشتن کار درست و حسابی و قومیت خاصی که دارم کسي تمایلی نداشت تا با من ازدواج کنه
بالاخره پس از درست شدن کار و گذر از حداقل 20 خواستگاری ازدواج کردم و حاصل اش دو فرزند پسر و دختر بود که خدا رو شکر همشون رو دوست دارم
شاید روزی بمیرم و این خواسته در دلم حبس بشه ولی یکی از آرزوهام این بود که یا خودم سید باشم یا همسری محجبه و از تبار سادات داشته باشم  .
خودم که سید ن
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
کدام باد خزان کرده برگ و باغت را؟
کدام زخم گرفته دل و دماغت را؟
 
نگاه هرز کدامین ستاره باعث شد
به روی شب بکشی پرده‌ی اتاقت را؟
 
تب است همدمم این روزها که دلتنگم
بدان که تاب نمی‌آورم فراقت را
 
چنین که فاصله افتاده بین ما چندیست
بگو که از چه کسي می‌شود سراغت را
 
بگیر دست مرا و به جای دل بگذار
درست بین دو ابرو نشان داغت را
 
تمام راز مرا برق چشم‌هایم گفت
تو هم نشان بده -گر هست- اشتیاقت را
 
نفیسه‌سادات
 
 
*
گزارش تصویری/ دومین همایش سادات با حضور صدها چهره سادات شیعه و اهل سنت
دومین همایش سادات صبح امروز پنج‌شنبه(2 دلو) با حضور صدها چهره برجسته سادات شیعه و اهل سنت و به همت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و شورای راهبردی سادات، در سالن اجلاس سران در تهران برگزار شد.
 
مرغ دلم راهی قم می شوددر حرم امن تو گم می شود
 
عمه سادات سلام علیکروح عبادات سلام علیک
 
کوثر نوری به کویر قمیآب حیات دل این مردمی
 
عمه سادات بگو کیستی؟فاطمه یا زینب ثانیستی؟
 
از سفر کرب و بلا آمدی؟یا که به دنبال رضا آمدی؟
 
من چه کنم شعله داغ تو رادرد و غم شاهچراغ تو را
 
کاش شبی مست حضورم کنیبا خبر از وقت ظهورم کنی

شعر از مرحوم محمدرضا آقاسی
ساعت پنج بعد از ظهر و وسط درس خواندن دلم خواسته بود به سادات زنگ بزنم. هنوز الو? را نگفته بودم که با صدای بلند،از ته دل های های زد زیر گریه و گفت گلی اینجا جات خالیه مامان.من همیشه توی لحظه های حساس زندگیم خنده ام میگیره و این بار هم این طرف خط میخندیدم و سعی میکردم سادات را آروم کنم.بعد پیشنهاد کردم طی هفته ی آینده بیان دیدنم که دلتنگی سادات هم رفع بشه و شاید چند روزی نگهش دارم پیش خودم.بابت اینکه من اینطور با سوز و گداز دلتنگش نشده بودم عذ
سلام به همگی
مدتیه که بحث میشه چرا دخترهايي که دوست پسر داشتند خیلی راحت ازدواج میکنند و دخترهايي که اهل دوست پسر نبودن موفق نشدن .
به عنوان یه پسر عرض میکنم:
دخترهايي که تجربه دوستی با جنس مخالف رو دارن یاد میگیرن چطوری با پسر صحبت کنند، دلبری کنند، طناز باشند و خلاصه اینکه پسرا هم جذب همین دخترا میشن. این یه واقعیت و خودتون دارید میبینید.
ادامه مطلب
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
نگو کاری نمی‌آید به تنهایی از این مردم
رقم خورد انقلاب ما به دستان همین مردم
 
اگر ویران نکرد این باغ را طوفان، دلیل این بود
درخشیدند در هر عرصه‌ای هم‌چون نگین، مردم
 
جوان دادند و جان دادند، اما هم‌چنان ماندند
به پای عزت و آزادی این سرزمین، مردم
 
به رغم هرچه سختی، خم به ابروشان نیفتاده
نه در جنگ و نه در تحریم دشمن، بهترین مردم
 
میان قاب دنیا، ماه بهمن نقش می‌بندد
حضوری افتخارانگیز از این شورآفرین‌مردم
 
چهل
پاورپوینت خلاصه کتاب زراعت عمومی کمال سادات اسمعیلان

دانلود پاورپوینت خلاصه کتاب زراعت عمومی کمال سادات اسمعیلان، در قالب ppt و در 314 اسلاید، قابل ویرایش، شامل فصل اول: کلیات و تعاریف، مقدمه، روند رشد جمعیت، تئوری مالتوس، نیازمندی به سوخت و الیاف، کلیات زراعت، فصل دوم: گروه بندی گیاهان زراعی،
برابری عرق جهادگران با خون رزمندگان 
مصاحبهچند سال پیش بود که نزدیکی های سالگرد شهادت شهید محمد تقی رضوی توفیق پیدا کردم به ملاقات مادرش بروم زنی که از تبار سادات حسینی بود و نسب همسر و فرزندانش نیز به سلسله سادات رضوی می رسد.
چند سال پیش بود که نزدیکی های سالگرد شهادت شهید محمد تقی رضوی توفیق پیدا کردم به ملاقات مادرش بروم زنی که از تبار سادات حسینی بود و نسب همسر و فرزندانش نیز به سلسله سادات رضوی می رسد.
 
ادامه مطلب
پاورپوینت خلاصه کتاب زراعت عمومی براساس کتاب زراعت عمومی کمال سادات اسمعیلان

دانلود پاورپوینت خلاصه کتاب زراعت عمومی، براساس کتاب زراعت عمومی کمال سادات اسمعیلان، در قالب ppt و در 314 اسلاید، قابل ویرایش، شامل فصل اول: کلیات و تعاریف، فصل دوم: گروه‌ بندی گیاهان زراعی، فصل سوم: اندام های گیاه (شکل، ساختمان، وظایف)،
دیروز جلسه کتابخوانی کتب جهادو شهادت بود. نفیسه سادات ناغافل وارد جلسه شد و آمد و کنارم نشست. از بعد حضورش دیگر نمی توانستم تمرکز کنم. او هم در جلسه نبود . هر دو رفته بودیم به پیاده روی اربعین. ازابتدای سفرقرار بود اگر شد و خدا خواست مسیرپیاده روی را باهم باشیم. من با کاروانی از دانشگاه تهران رفته بودم و نفیسه سادات با تیم پزشکی همین شهرخودمان. ولی با خانواده قول و قرارش این بود که مسیر را با من باشد. من هم ناراضی نبودم. گرچه برنامه اولیه من هم
تولد هر یک از اعضای یاران جان که نزدیک باشد بهانه ای است برای یک دورهمی ساده و صمیمی‌. تولد اعظم سادات بود و قرار برنامه ی کیک خوران و عصرانه را گذاشتیم پارک جهان نما در اتوبان کرج.
نه_به_پلاستیک شعار این دورهمی امان بود و سعی کردیم کمتر از ظروف یک بار مصرف استفاده کنیم و دوستان هر یک پیش دستی و لیوان و قاشق و چنگال شخصی خود را آورده بودند.
کار فرهنگی دیگری که صورت گرفت اهدای کتاب از سوی اعظم سادات به بچه ها بود و کلی کیف کردند.
+ "یاران جان" یک گر
روز دختر مبارک. مبارک دخترهايي که خیلی روزها متهم شدن به نازک نارنجی بودن، ضعف داشتن و ضعیف بودن، اما تو سختی‌ها بزرگ‌ترین و قوی‌ترین همدم خانواده‌شون بودن. مبارک دخترهايي که تو روستا یا خانواده‌ای محروم به دنیا اومدن و حسرت خیلی از آرزوهاشون ممکنه تو دلشون بمونه. مبارک همه‌ی دخترهايي که وقتی به آینه نگاه میکنن، لبخند میزنن. مبارک دخترهايي که رانندگی میکنن تو شهری که مردها فکر میکنن اگه جلوی ماشین خانم‌ها بپیچن قوی‌ترن و درس میخونن ت
صبح از خواب پاشدم و طبق معمول ایتا رو باز کردم.
از گروه رفیقام آخرین پیامی که اومده بود این بود: "منم میام" 
به خودم گفتم باز این ددری ها یه جا قرار گذاشتن برن خوش بگذرونن. ببینم کجاس منم برم یه کم از این حال و هواي فسردگی پاییز بیام بیرون
پیاما رو رفتم بالا، تا به اولین پیام رسیدم:
چه ها! شوهر مرضیه سادات تصادف کرده. براش دعا کنید." 
چندتا پیام اومدم پایین تر: 
"انا لله و انا الیه راجعون. بچه ها شوهر مرضیه سادات فوت شده. برای تسلی دل خودش و بچه ها
دیدار حجت الاسلام والمسلمین سادات رسول امام جمعه باغستان با جانباز سرافراز هشت سال دفاع مقدس عباس شکری در این دیدار دکتر رنجبر شهردار باغستان، جناب سرهنگ یامینی فرمانده سپاه ناحیه شهریار ، مهندس امامی رئیس شورا ، اعضاء شورای اسلامی و فرماندهان حوزه های مقاومت بسیج حضور داشتند.
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
هر که در طایفه‌ی منتظران جا دارد
چشم امّید به بیداری فردا دارد
 
همه‌ی عمر دم از یاری مولا زده‌ایم
گر چه گفتیم، ولی وقت عمل جا زده‌ایم
 
ما نفهمیده در این غائله سربار شدیم
عاشقی دردسری بود، گرفتار شدیم
 
غیر هر جمعه که ما لحظه‌شماری کردیم
تا به پایان برسد فاصله، کاری کردیم؟
 
ما نشستیم و فقط درد سرودیم از تو
غزل ساده‌ی برگرد” سرودیم از تو
 
با حساب دل خود هر چه شمردیم نشد
بی‌ریا هیچ دعایی به تو تقدیم نشد
 
انتظ
اشاره:پس از انتشار مطلب اندر حکایت مشاوره» که به موضوع نیامدن مردان برای مشاورهٔ خانواده اشاره داشت، پیامی برای استاد ارسال کردم. بخوانیم:
با خواندن مطلب اندر حکایت مشاوره» یاد یکی از دوستانم به نام نجمه‌سادات برایم تداعی شد.چندین سال است او را می‌شناسم؛ دختر خوب و مذهبی است. اوایل آشنایی‌مان او را خانمی شاداب و پرانرژی یافتم. او هر از گاهی با من درددل می‌کند؛ از مشکلاتش می‌گوید و راهنمایی می‌طلبد. گره‌هایی در زندگی خانوادگی‌اش افت
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّا للّه و إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ»
به راستی که ما از خدائیم و به سوی او باز می‌گردیم»
 
 
درگذشت سخنران و خطیب انقلابی و توانای مجالس مذهبی بانوان، علویه سادات زهرا حسینی لواسانی (خانم عمرانی)، صبیه مرجع عالی قدر لبنان مرحوم حضرت آیت الله سید حسن حسینی لواسانی را به خانواده محترم و همه دوستداران و مریدان ایشان تسلیت عرض می‌کنیم.
برای آشنایی با زندگینامه و فعالیت‌های ایشان از طریق لینک زیر و یا صفحات وبلاگ اق
بسم الله
 
گرمای ناشناخته‌ای در بدنم احساس می‌کنم. صدای جیغ نمیـــــــــــــام، نمیـــــــــــام» فاطمه سادات هم در خانه پیچیده. صدای گردِ طبل هم به گوشم می‌رسد. وقتی روی سکوی خانه رفتم تا این صدا را ثبت و ضبط کنم برای روزهای مبادا، نمی‌دانستم عجب گوش‌های بدردنخوری دارم. فایل را که پخش کردم صدای متراکمِ گنجشک‌ها می‌آمد. صدای بازیگوشیِ سگ‌ها. صدای فریاد یکی از همسایه‌ها که کسي را صدا می‌زد. اینجا، در این فضایِ طبیعی که خانه‌ها با هم
بانوی مهربان‌م
یا فاطمة المعصومه.
نمی‌دانم این چه سری است که بیشتر کارهای‌مهم من، بیشتر تصمیم های مهم من، بیشتر .
یک جوری رقم می‌خورد که با مناسباتی از ولادت یا شهادت وجود مبارکتان مصادف می‌شود و من تنها از خودتان کمک خواستن آرامم می‌کند، و با شما حرف زدن فقط دل‌م را آرام می‌کند.
و چقدر عجیب  که شما انقدر  شبيه مادر سادات هستید.
کمک‌م کنید بانوی مهربان‌م.
و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت عالم جلیل القدر حضرت آیت الله حاج آقای سادات حسینی یکی از بزرگان و دلسوزان جامعه ت و از قضات بزرگ و بنام قوه قضائیه و رئیس هیأت مدیره حسینیه خاوری ها را به جامعه ولایی خراسان و قوم بزرگ خاوری و بیت مکرم ایشان تسلیت عرض نموده
و از خداوند متعال علو درجات و جهت بازماندگان آن عزیز معظم طلب صبر جزیل مسئلت می نماییم
از عموم جامعه خاوری دعوت میشود با حضور پر رنگ در مر
چشمانت سادات من بود و بوسه ات تبرکی برای برکت لبهایم
این عید قرارمان باشد یادآوری نرسیدن‌ها.
 
فصلی که با رسیدنش انگار می رسند
دستان من به دامن "سادات" چشم تان
 
راستش تو برایم بسان خورشیدی بودی با  و من زمینی با 92،935،700 مایل فاصله!
 
اوضاع رو براه تر از این‌ها نمی شود
ما و شما و خواب و خیالات چشمتان!
 
پ.ن۱:
از روزِ عزا گرفته تا عید سعیـد
از حوزه ی قم بگیر تا کاخِ سفیـد
 
هر گوشه و هر زمان تو را می بوسم
تا کور شود هر آنکه نتواند دید!
 
پ.ن۲:
شعر و پس
بسم الله الرحمن الرحیم
الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»
[همان] کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‏‌گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏‌گردیم» (بقره/156)
 
 
درگذشت سخنران و خطیب انقلابی و توانای مجالس مذهبی بانوان، علویه سادات زهرا حسینی لواسانی (خانم عمرانی)، صبیه عالم مجتهد و متکلم شیعه مرحوم حضرت آیت الله سید حسن حسینی لواسانی را به خانواده محترم و همه دوستداران
بسم الله الرحمن الرحیم
الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»
[همان] کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‏‌گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏‌گردیم» (بقره/156)
 
 
درگذشت سخنران و خطیب انقلابی و توانای مجالس مذهبی بانوان، علویه سادات زهرا حسینی لواسانی (خانم عمرانی)، صبیه عالم مجتهد و متکلم شیعه مرحوم حضرت آیت الله سید حسن حسینی لواسانی را به خانواده محترم و همه دوستداران
فردا دفاع پروپوزال دارم و هنوز ننشستم یک دور از روش بخونم بلکه فردا آبروریزی نکنم.بعد از سیزده ساعت درس خوندن هندزفری زدم توی گوشم،بابا کرم و منصور و شماعی زاده پلی میکنم و فارغ از این دنیا میرقصم و همزمان سبیل های قدر دسته ی دوچرخه ام رو بند میندازم تا فردا کسي وحشت نکنه از دیدنم.بعضی وقتها با خودم فکر میکنم چه جونی دارم واقعا!.مثل وقتهایی که با تنش از تخت بیرون میام و میرم سمت دستشویی و مادرم میپرسه بازم خوابت نبرد و من جواب میدم نه عشقم،
ننه خاتون از خواستگاری که سالیان پیش برای خواهر مرحومش آمده بود تعریف می کرد؛ خواستگار از سادات بود اما پدر و مادرش پاسخ رد داده بودند. فقط بخاطر اینکه نگران بودند نتوانند احترامش را آن گونه که باید حفظ کنند. می گفت قدیم تر ها مردم بیشتر از حالا برای سادات احترام قائل بودند. یاد شب خواستگاری ام افتادم، وقتی سینی چای را ابتدا مقابل پدر گرفتم، اشاره کرد که اول برای همسر و پدر همسرم تعارف کنم و گفت: دخترم! ایشان سید اولاد پیغمبر (ص) هستند، حسابی ح
علما،
طلاب، مبلغان، و مؤمنین، آگاه باشید و کسانی که به عنوان طلبه باعث اختلاف بین سادات
و هزاره می شوند، قطعا منحرف هستند و کار حرام می کنند، و باعث تضعیف و نابودی اسلام
می گردند؛ از حمایت، ترغیب و تشویق آنان بپرهیزید، تا در گناه آنان شریک نباشید.
ادامه مطلب
‌شھید مدافع حرم حسین هریری
ولادت: 1368/08/03
شھادت: 1395/08/22
مزار:مشھد - بھشت رضا(ع) بلوک 15
خاطره ای از همسر شهید که از "سادات" هستند:
ایشون قبل از ازدواج هم یک بار دیگه به سوریه اعزام شده بودند و به مدت سه ماه افتخار نوکری بی بی جان را داشتند.
بعد از گذشت مدتی از برگشت ایشون، با یکی از دوستانشون دیدار داشتند.
شهید میگفتند:
من از ایشون که سید بودند خواستم دعا کنند تا دوباره برای دفاع از حرم عمه جان سادات اعزام شوم
دوست ایشان در جواب گفتند بودند:
دعا نمیکن
مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهم***همه ی زندگیِ شیر خدا ریخت بهم
داغی و تیزیِ مسمار اذیّت میکرد***تا که برخاست ز جا عرش خدا ریخت بهم
بشکند پای کسي که لگدش سنگین بود***تا که زد، سلسله ی آل عبا ریخت بهم
ثلث سادات میان در و دیوار افتاد***نسل سادات به یک ضربه ی پا ریخت بهم
گُر گرفته بدنِ فاطمه، ای در بس کن***وسط شعله ببین زمزمه ها ریخت بهم
شدتِ ضربه چنان بود که سر خورد به در***رویِ آشفته یِ اُمّ النُجَبا ریخت بهم
پشتِ در سینه یِ سنگین شده هم ارثی شد***گیسوا
ننه خاتون از خواستگاری که سالیان پیش برای خواهر مرحومش آمده بود تعریف می کرد؛ خواستگار از سادات بود اما پدر و مادرش پاسخ رد داده بودند. فقط بخاطر اینکه نگران بودند نتوانند احترامش را آن گونه که باید حفظ کنند. می گفت قدیم تر ها مردم بیشتر از حالا برای سادات احترام قائل بودند. یاد شب خواستگاری ام افتادم، وقتی سینی چای را ابتدا مقابل پدر گرفتم، اشاره کرد که اول برای همسر و پدر همسرم تعارف کنم و گفت: دخترم! ایشان سید اولاد پیغمبر (ص) هستند، حسابی ح
متاسفانه با خبر شدیم خانواده ی آقای  سیدرحیم حسینی خالدی دچار گازگرفتگی شده اند و مادر خانواده متأسفانه جان به جان آفرین تسلیم کردند و آقای حسینی و 2 فرزندش  دربیمارستان بستری هستند از همشهریان عزیز عاجزانه تقاضامندیم جهت شفای عاجل آسیب دیدگان این حادثه دعا بفرمایند . آقای حسینی باجناق مجید کریمی خالدی ( حاج حسن آقا ) هستند .
 
وقتی مژی گم شد : داستان دخترهايي آرزو به دل مانده، آرزوی سرزمینی مطابق میل شان
 
وقتی مژی گم شدنویسنده: حمیدرضا شاه آبادیانتشارات: کانون پرورش فکری کودک و نوجوان
معرفی:
دخترها در همه جای دنیا مظلوم واقع شده اند. به همین خاطر همیشه دوست دارند کاری کنند متفاوت از شرایطی که در آن زندگی می کنند. هرکس از هرچه دارد راضی نیست.این رمان داستان دخترهايي است که آرزوی سرزمین دیگری دارند مطابق میلشان، چقدر خواندنی و جالب است… وقتی مژی گم شد را از دست ند
سلام
دو روز می خواهم ،دوتا کار انجام بدم ولی نمیشه برعکس شون اتفاق می افته.
بعد تصمیم گرفتم ،جواب یه نفر بدم تا بشینه سر جاش.
همین موضوع جواب اون فرد بدم از دلم می گذشت که تو یه وبلاگی متن زیبایی خواندم.و فهمیدم دل من پر می کشه به سوی الله.
از همون لحظه سپردم خداوند خودش جوابشو بده دیگه ذهنم برا این موضوع بی ارزش مشغول نکنم.ضمنا بعضی افراد ارزش فکر کردند هم ندارند.
دیروز می خواستم به دخترها وپسرها سفارش کنم با چه کسانی ازدواج نکنند که بعد پ
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی