محل تبلیغات شما

نتایج جستجو برای عبارت :

بارها گفته ایم باز هم می گویم ارج فعلی ارز غیرواقعی است

بارها گفته‌ام و بار دگر مي‌گویم

که من دلشده این ره نه به خود مي‌پویم


در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند

آن چه استاد ازل گفت بگو مي‌گویم


من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست

که از آن دست که او مي‌کشدم مي‌رویم


دوستان عیب من بی‌دل حیران مکنید

گوهری دارم و صاحب نظری مي‌جویم


گر چه با دلق ملمع مي گلگون عیب است

مکنم عیب کز او رنگ ریا مي‌شویم


خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است

مي‌سرايم به شب و وقت سحر مي‌مویم


حافظم گفت که خاک در ميخانه مبوی

گو مک
به گزارش همشهری آنلاین، محمود واعظی رئیس دفتر مهتر جمهور در ورقه اینستاگرام خود درباره نرخ ارز نوشت: سعی ها برای کاهش و اصلی شدن نرخ ارز. در روزهای اخیر شایعه سازان یک بار دیگر مشت بوسیله فقره شده و ادعا کرده اند دولت در مقابل ارزان شدن نرخ ارز مانع تراشی مي نرم. این ادعای ناصوابیست که هر چند وقت یک مرحله علیه اقبال مطرح مي شود در حالی که تیمار طراحان و غم منتشرکنندگان آن مي دانند چنین حرفی چقدر غلط، متناقض و بی بنیان است. او داخل ادامه نوشت:
به هر گونه وانت باری که از طریق ثبت نام در اپلیکیشن اقدام به ثبت سفارش از سوی مشتریان مينماید وانت بار اینترنتی گفته مي شود . از طریق این اپلیکیشن و از طریق چند کلیک ساده در آن نزدیکترین وانت بار به سفارش دهنده سرویس معرفی مي گردد .
این اپلیکیشن رابطی ميان ارسال کننده بار و راننده وانت بار مي باشد .
از وانت بارهای اینترنتی وانت بار اسنپ و الو پیک وانت را مي توان نام برد .
با تمام معایبی که این گونه وانت بارها دارند معایبی نیز دارند که باعث مي شو
خدا هدیه های زیادی ميتونی به آدما بده .
ولی تو یکی از هدیه های ناب او هستی .
اینکه زندگی هروقت بودی قشنگ شد .
و ثابت کرد عشق عاشقی لیلی و مجنون افسانه نیست.
موقعی که تو لبخند ميزنی حتی اگر غمگین ترین فرد این دنیا باشم ميخندم.
و با ناراحتی هایت همدرد ميشم
تمام حسای تو برای منم هست و این احساس در وجود من است . نميفهمی چی مي گویم ؟
اینکه بارها و بارها مثل شاگرد اول ها تکرار کنی دوستت دارم فایده ندارد
اینکه بارها و بارها مثل معلم ریاضی آن هارا اثبات کن
موجی خروشان از دریای مناقب امير المومنین علیه السلام در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله
شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است:
حدثنا محمد بن عمر الحافظ الجعابی، قال: حدثنا محمد بن عبید الله العسكری قال: حدثنا محمد بن علی بن بسام الحرانی من أصل كتابه، قال: حدثنا معلل بن نفیل، قال: حدثنا أیوب بن سلمة أخو محمد بن سلمة، عن بسام الصیرفی، عن عطیة، عن أبی سعید، قال: قال النبی صلى ‌الله ‌علیه ‌و آله: من كنت ولیه فعلي ولیه، ومن كنت إمامه فعلي إمام
رک بگویم. از همه رنجیده‌ام از غریب و آشنا ترسیده‌ام
با مَرام و مَعرفت بیگانه‌اند من به هَر سازی که شُد رقصیده‌ام
در زمستانِ سکوتم بارها با نگاهِ سردِتان لرزیده‌ام.
رد پای مهربانی نیست. نیست.من تمام کوچه‌ها را دیده‌ام 
سال‌ها از بس که خوشبین بوده‌ام هر کلاغی را کبوتر دیده‌ام 
وزنِ احساس شما را بارها با ترازوی خودم سنجیده‌ام.
بی‌خیالِ سردیِ آغوش‌ها .من به آغوش خودم چسبیده‌ام 
من شما را بارها و بارها .لا به لای هر دُعا بخشیده
نیمهی تاریک من ميدونی چیه؟
تاحاال شده توی ذهنت بارها وبارها یه نفرو بکشی؟
توی ذهنت بزنیش و بهش فحش بدی
یا حتی بار ها توی ذهنت خودکشی کنه؟؟
"خنده بلندی سر داد"
اون منم.نیمه ی تاریکم ذهنمه که بارها و بارهاخیلیارو ميکشه و نیمه ی روشنم همونیه که نميذاره اوناروواقعا بکشم!!
 
Da Solo_
تمام آنچه را ملاصدرا گفته است، همه را پیش از او ابن سینا گفته بود، حتی حرکت جوهری را هم ابن سینا گفته بود. منتها امتیاز ملاصدرا به این است که او ذوق داشت، بیان اش خوب بود. (نقل به مضمون)این حقه بازی است که بیش از حد طرفداری مرحوم ملاصدرا را کنیم و یکی از آن حقه بازان من بودم. بارها همین آقای مصطفوی به بنده در خصوص ایشان گفته بودند ولی من گوش ندادم. بیشتر
تو در این مدت بارها گفته ای که عاشقانه مرا دوست داری. درباره‌ی زبان جهانی عشق چیزهایی گفته ای و درسهای خوب و دلنشینی به من یاد داده ای. و کم کم من حس مي‌کنم که جزئی از وجود تو هستم.#کیمياگر#پائولوکوئیلو
 
 پ.ن:
دلم تا برایت تنگ مي شود
نه شعر مي خوانم
نه ترانه گوش مي دهم
نه حرف هايمان را تکرار مي کنم
 
دلم تا برایت تنگ مي شود
مي نشینم
اسمت را
مي نویسم
مي نویسم
مي نویسم
بعد مي گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا؟
 
دلم تا برایت تنگ مي شود
ميم مالکیت
به آخر
قبلا فکر مي کردم که وقتی مردم عاشق مي شوند، در جایگاهی قرار مي گیرند که باید قرار مي گرفتند و پس از آن هیچ حق انتخابی ندارند. شاید این موضوع در ابتدا صحت داشته باشد، اما اکنون دیگر صحت ندارد. من عاشقش شده ام. اما ماندنم با او به این خاطر نیست که نمي توانم با کسی دیگر باشم. با او مي مانم، چون خودم این را انتخاب مي کنم. هر روزی که بیدار مي شویم، هر روزی که با یکدیگر دعوا مي کنیم، یا به هم دروغ مي گوییم، یا همدیگر را نااميد مي کنیم. باز هم بارها و باره
همش پرید!
دیشب یه خواب خیلی خوب دیدم، خواب مردی که اونجوری که دلم ميخواد دوستم داشت، بغلم ميکرد، ميبوسیدم و منو ميخواست
وقتی بیدار شدم حالم  خیلی خوب بود.
کاش تا ابد توو اون خواب ميموندم، بارها و بارها تکرار ميشد، بارها و بارها
 
در یک روز، در یک ساعت، همه چیز ممکن است درست شود! نکته اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید. این نکته ی اصلی است، همه چیز است. به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چطور مي شود همه چیز را درست کرد. این حقیقتی است قدیمي. حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسان ها ریشه ندوانده!
رویای آدم مضحک | داستایفسکی
مشاهده مطلب در کانال
48حضرت سلمان در مدائن که بود خبر آمد سیلاب در راه است. مردم، مضطرب شدند عده ای گریه و زاری مي کردند. اما این بزرگوار یک مطاره(مشک آب)، یک پوست و یک کاسه داشت. برداشت و گفت: بیایید مثل من به بالای کوه برویم. گفتند: ما با این همه اثاثیه نمي‌توانیم مثل شما به این زودی خودمان را نجات دهیم. در حال بالا رفتن، مي گفت: إِذَا قِیلَ لِلْمُخِفِّینَ جُوزُوا وَ لِلْمُثْقِلِینَ حُطُّوا؛ زمانی که به سبکباران گفته مي‌شود رد شوید و حرکت کنید و به سنگین باره
من این تصميم را بارها و بارها گرفته‌ام و هر بار با خودم گفته‌ام این تو بميری دیگر از آن تو بميری‌ها نیست، و باز هم عهد شکسته‌ام، و باز هم برگشته‌ام به تو، و باز هم با یک کلمه گفتنت شکسته‌ام و شکست خورده‌ام.
من این تصميم را بارها و بارها گرفته‌ام اما این تو بميری دیگر از آن تو بميری‌ها نیست. کسی همیشه مي‌گفت: وقتی امکانی برای وصال نیست باید روی فراق خاک ریخت. حالا من مي‌خواهم روی این فراق خاک بریزم. مي‌خواهم تو و خیالت و غم نبودنت و غم نبود
شما که غریبه نیستید. 
سال کنکور، بعد نمازهام قبل از اینکه خداخدا کنم برای قبولیم، چیز دیگه ای رو با ضجه ميخواستم . اون چیز، خیلی برام مهم تر بود و هست. از بچگی مهم بوده . هنوز گره باز نشده. دعاهای دوم ،سوم و الی آخر به گوش خدا رسیدند و واقعی شدند ،ولی اون اولیه ،اون درد فرساینده، اون خواسته ی روی دلم ،نه!!
بارها دل چرکین شدم از دست آفریدگار استجابت! بارها به وجود داشتنش شک کردم سر همین شنیده نشدن . بارها از سر اکراه نماز خوندم . .
زمزمه هایی از
به این موضوع فک ميکنم که چی ميشه یه آدمي که این همه موفق بوده تو زندگیش ، این همه بارها خودشو به خودش ثابت کرده ، یهو ميرسه به قاتل بودن .من بارها و بارها آدمای مختلفُ تو ذهنم کشتم ، سلاخی کردم.
چقدر تو این داستان واژه ی حیف» فریاد ميکشه. چقدر این داستان پر از حسرته ، پر از پشیمونی .که حتی از پشت گزارشای سرد و خشک یه خبرنگار یا حرفای لبریز از شوقی پرتعفنم ميشه اونو فهمید . 
چی ميشه که یه آدم ميرسه به اینجا .?چی ميشه که اون آدم ميرسه به اینجا.?
دلم گرفته از اینکه نه اونقدر خوب انتخاب کردم که راحت باشم نه اونقدر خوبم که ناراحت نشم.
زینبم
چه مادرت زنده باشه کنارت چه نباشه، از خانواده ی پدرت فاصله ی منطقی ای بگیر
صله رحم کن
بی حرمتی نکن
احترام به والدین پئرت بگذار
ولی از عمه ها و عمو هات و مادربزرگت فاصله ای بگیر که نتونن زیاد بهت نردیک بشن
من از نزدیکی شون اذیت و آزار دیدم
کسانی که با حرفهای نفاثات فی العقد گونه شون، همسر تحریک پذیرم رو بارها و بارها و بارها تحریک کردن.
در یکسالی که گذشت چالش های زیادی رو پشت سر گذاشتم 
خیلی زیاد 
بارها تا مرز سقوط رفتم اما به یک مویی خودم رو بند کردم و در هوا معلق ماندم 
بارها شکستم و باز خودمو جمع کردم 
بارها افتادم و باز لنگ لنگان به راه افتادم 
.
.
.
اگر ميدانستم پاداش این روزهای سختی که گذارندم چنین روزهای شیرینی است، تمام روزهای تلخ گذشته را با کمال ميل به  آغوش ميکشیدم . 
این روزها انقدر شیرین است که وقتی به گذشته ای که گذشت مينگرم با لخند ميگویم چه خوب گذشت :) 
در یکسالی که گذشت چالش های زیادی رو پشت سر گذاشتم 
خیلی زیاد 
بارها تا مرز سقوط رفتم اما به یک مویی خودم رو بند کردم و در هوا معلق ماندم 
بارها شکستم و باز خودمو جمع کردم 
بارها افتادم و باز لنگ لنگان به راه افتادم 
.
.
.
اگر ميدونستم پاداش این روزهای سختی که گذروندم چنین روزهای شیرینی، تمام روزهای تلخ گذشته را با کمال ميل به  آغوش ميکشیدم . 
این روزها انقدر شیرینه که وقتی به گذشته ای که گذشت نگاه ميکنم با لبخند ميگم چه خوب گذشت :) 
مدرسه که ميرفتیم ، 
هربار که دفتر مشقمون رو جا ميذاشتیم معلممون ميگفت "مواظب باش خودتو جا نذارى" 
و ما ميخندیدیم و فکر ميکردیم نميشه خودمونو جا بذاریم!
بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جاگذاشتیم؛
توى یه کافه،
توى یه خیابون،
توى یه خاطره،
توی گذشته.
عزیز جانم سلام
ميدونم هیچ وقت اینجا نميای که اینها رو بخونی اما قبل از این نامه هم من بارها و بارها کلامي بهت گفته بودم که دوستت دارم خوشحالم از این بابت که گفتن این کلام شیرین رو دریغ نکردم. حتی اگر روزی ترجیح بدم که در زندگیم نباشی. 
پنجشنبه که سر برگردوندم و ندیدمت دنیا رو سرم خراب شد. حس بچه 3 ساله ای داشتم که پر چادر مادرش دیگه تو دستات نباشهحس اون بچه سر راهی که گذاشتندش و رفتند. حس اون سیاره ای که سالها است مرده و نورش توی فضای بین سیهچ
مي گویند عاشق چنان در عشقش حل ميشود که سرتاپا آیینه ی معشوق ميگردد. بارها و بارها و بارها شهید شدی و در خون خود غلتیدی و داغت مظهر "ان لقتل الحسین علیه السلام حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا" گردید تا ثابت کنی عاشق سینه چاک حسینی. حسین علیه السلام روزی به ميدان رفت تا یاریگر دین جدش باشد ؛و تو حسینِ زمانه ام! به ميدان ميروی تا یاریگر مهدی آل محمد "صل الله علیه و آله و سلم "  باشی. .برای یاریِ مهدی باید حسینی بود.
ادامه مطلب
زیبای های خاص کویر و شب های پر ستاره اش، گردشگران بسیاری را مجذوب خود کرده است. به جرات مي توان گفت زیباترین کویرهای جهان در ایران قرار دارد، اما این جاذبه ی طبیعی زیبای کشورمان در سال های اخیر مورد توجه مردم قرار گرفته است. متقاضیان سفر به دل طبیعت بارها و بارها به کویر سفر  مي کنند روی شن های داغ و روان کویر راه مي روند و به سکوت دلپذیرگوش جان مي سپارند و شب های پرستاره اش را نظاره مي کنند و بار دیگر مشتاق تر به سمت مي آیند.کویر همیشه با آغوش ب
تو در حق من کم گذاشتی.
به قاضی نشستی و خودت حکم کردی
و چه ناعادلانه.
خدا ببخشتت
رفیقِ نیمه راه.

+ فرصت دفاع ندادن، آن هم وقتی مجرم (اگر مجرم باشد) تا حدی محق است، فرهنگ ما شده. فرهنگ من و تویی که به ناعدالتی کشور اعتراض کرده ايم و فاجعه اینکه عین خودشان شده ايم / شده ای.
باز هم اینجا متروکه شده . نه کسی مي رود و نه کسی مي آید . غبار تنهایی همه جای این خانه را فرا گرفته. اما انگار انگیزه ای برای خروج از تنهایی نیست . 
بارها و بارها این تنهایی را تجربه کرده ام و این بار هم مثل همیشه است . بدون کوچک‌ترین تفاوتی . 
اما. چرا باید تنها باشم . این را هنوز نمي دانم . 
 
اینکه آدم زندگیشو بر پایه یه نفر دیگه بذاره صددرصد اشتباهه، اما گاهی اون نفر جز جداناپذیر از زندگی تو ميشه، اونوقت زندگی فقط با اون فرد معنی داره.
بارها و بارها گفتی برم دنبال زندگیم! آخه زندگی من تو هستی، کجا برم!؟ دلباختگی و دلبستگی من حد و مرز نداره، پایان هم نداره، چون من ریشه های تو رو دریافته ام.
جان خوش است ، اما نميخواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوش تری باشد، که آن گویم تو را
من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن توست ؟
هم تو خود فرما که چونی ، تا چنان گویم تو را
جان من ، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
ساعتی بنشین ، که عمر جاودان گویم تو را
.
.
بس که ميخواهم که باشم با تو در گفت و شنود 
یک سخن گر بشنوم ، صد داستان گویم تو را .
جان خوش است ، اما نميخواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوش تری باشد، که آن گویم تو را
من چه گویم کانچنان باشد که حد حسن توست ؟
هم تو خود فرما که چونی ، تا چنان گویم تو را
جان من ، با آنکه خاص از بهر کشتن آمدی
ساعتی بنشین ، که عمر جاودان گویم تو را
.
.
بس که ميخواهم که باشم با تو در گفت و شنود 
یک سخن گر بشنوم ، صد داستان گویم تو را .»
با فرهنگی طرفم که بدی ازش دیدم، دیدم که در مقابلم حق به جانب و بدبین هست، غریب کشه و راحت قضاوت مي کنه و غیبت و دروغ از تاروپود تعاملات مردم این فرهنگه.
صابون بی انصافی و دخالت هاشون بارها به تنم خورده، بارها نفاثات فی العقد گونه پشت سرم نجواهای گره ساز کردند و همراهم خیلی جاها از شون تاثیر گرفته.
پناه به خدا مي برم از شر این فرهنگ و این مردم
باسمه تعالی
زندگی نامه منظوم
دکتر علی رجالی
شعر و ادبیات
قسمت (۲)
چند سالی است که من شعر و غزل مي گویمعهد انسان ز الست،روز ازل مي گویم
گفته هايم،اثر وحاصل چندین سال است
اکثرا مثنوی و مشتمل اميال است
بنمودم همه جمع، چو دیوان و کتاب
شد نوای دل من، جگر من کرد کباب
مدتی هست که با دوست و هم کیش خودم
غزل مشترک و مثنوی هم مي گویم
گفتگو ها ز طریق چت و در وقت سحر
چه غزل های نوین و نکنیم عمر هدر
ما غزل ها بسرائیم ، پس از نیمه ی شب
گاه من گویم و گه او، ز خداوند
i am not response - able
♦️ خیلی مواقع وقتی مي خواهیم خوشگل و ژیگولی ترجمه کنیم، محتوا و اصل مطلب به مخاطب منتقل نميشه بطور مثال کلمه مسولیت پذیری رو  (responsibility) بارها شنیدم,  اما بار معنایی خاصی دیگه برای خیلی ها نداره اما وقتی بگیم توانایی پاسخ گویی,  اون موقع دیگه همه حاضر جوابند
♦️مدیر محترم آیا توانایی پاسخ گویی داری یا به عبارت بهتر مسولیت پذیر هستی؟
♦️پنج تا تیکه کلام, افرادی که مسولیت نمي پذیرند و بارها و بارها استفاده ميکنن رو تو کانالم ببی
جانشین قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا(ص) گفت: عدم تمکین آمریکایی‌ها به قوانین بین‌المللی باعث شد بعد از بارها اخطار، هواپیمای آن‌ها مورد اصابت قرار گیرد و سرنگون شود.امير سرتیپ قادر رحیم زاده جانشین قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا (ص)، ساقط شدن هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی را نتیجه خوی تجاوزکارانه و بی‌توجهی آمریکا به حقوق دیگر کشورها دانست.

وی اعلام کرد: هواپیماهای آمریکایی به علت نقض مقررات بین‌المللی و عبور از خطوط تعیین شده
Friends (1994-2004)
بالاخره تموم شد. تنها فیلم و سریالی که از تموم شدنش ناراحتم بارها و بارها دیدمش و درمقابل رسیدن به فصل و قسمت آخر مقاومت کردم. دیدنش چند سال طول کشید و با ثانیه به ثانیه ی این ده فصل زندگی کردم. بارها و بارها تو این سالا باعث حال خوبم شد و هربار که همه چیز سخت و پیچیده ميشد بهترین تسکین روحی ممکن بود. تنها سریالیه که از ثانیه به ثانیه ی این ۲۳۶ قسمت لذت بردم. شگفت انگیزه که یه سریال ميتونه ۲۵ سال پیش شروع به پخش کرده باشه و هنوز که هنو
این حوالی یک نفر دارد مربای آلبالو مي‌پزد. و من دلم برای مادرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد از آب‌سردکن‌های کنار خیابان از دست‌های بزرگ پدرش آب مي‌خورد. و من دلم برای پدرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد تولدی را تبریک مي‌گوید. و من دلم برای او تنگ شده.این حوالی یک نفر دو ساعت است که زل زده به سقف در جستجوی خطی برای نوشتن. و من دلم برای نوشتن تنگ شده. من دلم برای همه چیز تنگ شده. برای همه‌ی چیزهایی که حق داشتم کنارم باشند و نیستند.زویا پیرزاد
با طایفه ای طرفم که بسیار بدی ازشون دیدم، دیدم که حق به جانب هستن و بدبین، غذیب کش هستند و راحت قضاوت مي کنند و غیبت و دروغ از تاروپود تعاملاتشون هست.
صابون بی انصافی و دخالت هاشون بارها به تنم خورده، بارها نفاثات فی العقد گونه پشت سرم نجواهای گره ساز کردند و همسر نحت تاثیر بی ثباتم که از مرام مردانه کم داره خیلی جاها، از شون تاثیر گرفته.
بنام خدا
باسلام.
شاید بارها در جاهای مختلف،شنیده اید،که بحث شده است، و به یک وسیله حافظه(!)،هرکس یک چیزی گفته! یک نفر گفته هارد ! یک نفر دیگه گفته مموری! یک نفر دیگه گفته رم! و این برای شما سوال شده،اصلا این وسایل نام واقعی شان،چه چیزی مي باشد! برخره چه نامي برای انها وجود دارد! 
ابتدا 
حافظه ! (به انگلیسی"Memory" با تلفظ "مموری")
به کلیه قطعات الکترونیکی،که مي توانند،اطلاعات درون خودشان ذخیره سازی کنند،مموری یا حافظه گفته ميشود! پس هر وسیله ی الکتر
بسم الله الرحمن الرحیم 
نحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ ۳یوسف
 
صداهای مبهمی از مخلوط شدن آهنگ فریادهای مظلومانه اش. صدای زوزه ی گرگهای پلید و. صوت قرآن. سوره ی یوسف .آیات چاه و. بر جان من و تو بارها و بارها طنین انداخته.
ادامه مطلب
توجه کودکان را به مشکلات تحصیلی افزایش دهید
کودکان در محیط مدرسه رشد خوبی دارند. آنها باید بر روی دستورالعمل های معلمان تمرکز کنند، در حالی که فریب دادن حواس پرتی در داخل و خارج از کلاس درس. آموزش توجه کودک ایده آل قبل از یک کودک که از تحصیلات رسمي شروع مي شود، کمک خواهد کرد تا اطمينان حاصل شود که بهترین کودک برای مقابله با محیط کلاس درس مجهز است. فرضیه این تمرین این است که تمرین تکراری در یک منطقه خاص (به عنوان مثال توجه) منجر به دستاوردهای د
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی